زمان کنونی: 1395/09/18، 03:36 ق.ظ





 
امتیاز موضوع:
  • 3 رأی - میانگین امتیازات: 3.67
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

ارسال: #1551
1393/02/17 01:06 ق.ظ -
خانومی آفلاین
مربی طراحی ناخن

*****

ارسال‌ها: 2,841
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1392
اعتبار: 385
 
RE: اسپمکده انجمن تخصصی آرایشگران


سعیده یاد بازیای دوران بچگیم افتادم خدا بگم چیکارت کنه!
با خواهر زاده م معلم بازی میکردیم بچه بودیم
وقتی در متن خیابان سقوط میشوم
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #1552
1393/02/17 01:08 ق.ظ -
سعیده بانو آفلاین
مربی رنگ و مش

****

ارسال‌ها: 932
تاریخ عضویت: مهر 1392
اعتبار: 217
 
RE: اسپمکده انجمن تخصصی آرایشگران


حسنا جونم کجا میخوای بری بدون تو بازی حال نمیده؟

[تصویر:  glitter50.gif]

تو را من چشم در راهم شبا هنگام

که می گیرند در شاخ «تلاجن» سایه ها رنگ سیاهی

وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛

تو را من چشم در راهم.

شبا هنگام ، در آن دم که بر جا، درّه ها چون مرده ماران خفتگان اند؛

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام.

گرم یاد آوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم؛

تو را من چشم در راهم .
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #1553
1393/02/17 01:13 ق.ظ -
خانومی آفلاین
مربی طراحی ناخن

*****

ارسال‌ها: 2,841
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1392
اعتبار: 385
 
RE: اسپمکده انجمن تخصصی آرایشگران


جایی نمیخوام برم که!
گفتم یاد دوران بچگیم افتادم با خواهر زاده م معلم بازی و خله بازی میکردیم
بعضی اوقات میخواستیم حال بدیم برادر زاده م هم راه میدادیم
چون پسر بود همیشه بیرون بازی داشت گریه میکرد
وقتی در متن خیابان سقوط میشوم
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #1554
1393/02/17 01:16 ق.ظ -
ماریا رضوی آفلاین
مربی رنگ و هیرکات

****

ارسال‌ها: 715
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1392
اعتبار: 91
 
RE: اسپمکده انجمن تخصصی آرایشگران


من بچه بودم رو کاغذ عکس سیندرلا یا دختر خوشگلای کتاب داستانارو میکشیدم بعد قیچی میکردم البته اول بدون لباس میکشیدم،بعد دونه دونه به سایز اندامشون یه عالمه کفش و لباس و کیف و کلاه و دامن و لباس خواب ولباس مجلسی مختلف با طرح و رنگ ومدل متفاوت میکشیدم جداجدا با نوار چسب لوله شده از پشتش میچسبوندم رو تنشون،حتی رنگ ومدل موشونم جدا میچسبوندم با خواهرم بازی میکردیم،میشدن بچه هامون هی لباس عوض میکردیم براشون
ارایشگاه سیماپرداز
قم،میدان سپاه،خیابان جمهوری،کوچه28،پلاک88
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #1555
1393/02/17 01:17 ق.ظ -
سعیده بانو آفلاین
مربی رنگ و مش

****

ارسال‌ها: 932
تاریخ عضویت: مهر 1392
اعتبار: 217
 
RE: اسپمکده انجمن تخصصی آرایشگران


من بچه های خواهرام که پسر بودن و یواشکی میزدم آخه من کوچیکترین خاله بودم با بزرگترین نوه 5 سال اختلاف داشتم اون الان24 من 29 خیلی حال میده پیرا رو بزنی نه؟

[تصویر:  glitter50.gif]

تو را من چشم در راهم شبا هنگام

که می گیرند در شاخ «تلاجن» سایه ها رنگ سیاهی

وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛

تو را من چشم در راهم.

شبا هنگام ، در آن دم که بر جا، درّه ها چون مرده ماران خفتگان اند؛

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام.

گرم یاد آوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم؛

تو را من چشم در راهم .
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #1556
1393/02/17 01:17 ق.ظ - (آخرین ویرایش در این ارسال: 1393/02/17 01:18 ق.ظ، توسط خانومی. دلیل ویرایش : )
خانومی آفلاین
مربی طراحی ناخن

*****

ارسال‌ها: 2,841
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1392
اعتبار: 385
 
RE: اسپمکده انجمن تخصصی آرایشگران


آخی چه ابتکار جالبی
از بچگیتم تو مبتکر و خلاق بودی

فاصله سنیه ماها همینطوریه سعیده
وقتی در متن خیابان سقوط میشوم
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #1557
1393/02/17 01:24 ق.ظ -
سعیده بانو آفلاین
مربی رنگ و مش

****

ارسال‌ها: 932
تاریخ عضویت: مهر 1392
اعتبار: 217
 
RE: اسپمکده انجمن تخصصی آرایشگران


ماری که از همون بچگیش هنرمند بوده هیچی اما میمونیم من و تو خدا میدونه چن تا محل و به آتیش کشیدیم یادم یه روز رفتم جلوی در یه پسره اومد مسن خودم بود بیچاره هی واستاد نیگام کرد فک کنم میخواست بگه بیا بهم بریم بازی حسنا باورت نمیشه یه سنگ برداشتم زدم سرش رو شکوندم بعد رفتم خونه یه گوشه نشستم سر دفتر کتابام 2دقیقه نگذشت با مامانش اومد دمه درمون هرچی مامانه به مامانم کفت مامانم باور نکرد گفت بچه ی من از کی نشسته سر کتاباش!O_OEh-icon

[تصویر:  glitter50.gif]

تو را من چشم در راهم شبا هنگام

که می گیرند در شاخ «تلاجن» سایه ها رنگ سیاهی

وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛

تو را من چشم در راهم.

شبا هنگام ، در آن دم که بر جا، درّه ها چون مرده ماران خفتگان اند؛

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام.

گرم یاد آوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم؛

تو را من چشم در راهم .
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #1558
1393/02/17 01:25 ق.ظ -
ماریا رضوی آفلاین
مربی رنگ و هیرکات

****

ارسال‌ها: 715
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1392
اعتبار: 91
 
RE: اسپمکده انجمن تخصصی آرایشگران


عاشق لوازم تحریر بودم مخصوصا پاک کن و اتود ،یکی از تفزیحاتم این بود که برم پاک کن بخرم حتی دوران دانشگاه ،سال آخر دانشگاه یه اتود سفید خریدم که سرش کیتی داشت،با یه پاک کن زرد اسمایلی چشمک،و یه تراش خوک سیاه!خخخخخخ
ارایشگاه سیماپرداز
قم،میدان سپاه،خیابان جمهوری،کوچه28،پلاک88
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #1559
1393/02/17 01:27 ق.ظ -
خانومی آفلاین
مربی طراحی ناخن

*****

ارسال‌ها: 2,841
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1392
اعتبار: 385
 
RE: اسپمکده انجمن تخصصی آرایشگران


خخخخخخخ
سعیده من بزرگترین خرابکاریم این بود که بچه بودم با داداشم یه باغی رو آتیش زدیم
ولی اصلا قصدمون آتیش زدن نبود خدایی
ولی همه فهمیدن که کار ما دوتا بوده
وقتی در متن خیابان سقوط میشوم
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #1560
1393/02/17 01:27 ق.ظ -
ماریا رضوی آفلاین
مربی رنگ و هیرکات

****

ارسال‌ها: 715
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1392
اعتبار: 91
 
RE: اسپمکده انجمن تخصصی آرایشگران


من آتیشامو از اول راهنمایی تا اول دبیرستان سوزوندم
ارایشگاه سیماپرداز
قم،میدان سپاه،خیابان جمهوری،کوچه28،پلاک88
پاسخ با نقل قول
 




موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  پيشنهادي در مورد مطالب پايانه ورودي انجمن Minaaa 1 212 1393/07/05 12:25 ق.ظ
آخرین ارسال: سعیده بانو

چه کسانی این موضوع را خوانده اند؟
کاربرانی که این موضوع را خوانده اند (4 کاربر):
_مرجان_ ، siasiasia ، سعید، sima25

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

درباره ما
گروه انجمن تخصصی آرایشگران در فروردین ماه سال 1391 با هدف ایجاد یک فضای مناسب برای آموزش مهارت های رشته آرایشگری بانوان آغاز به کار کرد . این گروه همواره در تلاش است تا با یاری خداوند گامی هرچند ناچیز در این زمینه بردارد .
هدیه ما به کاربران
1هدیه 2هدیه 3هدیه هدیه4

ما را دنبال کنید: social social social social social

با افتخار ، نیرو گرفته از دانش و هنر ایرانیان .
طراحی قالب سایت توسط : وی بی پرو - تبدیل به MyBB توسط Azul - GreyWolf

This forum uses Lukasz Tkacz MyBB addons.