زمان کنونی: 1395/09/15، 08:05 ب.ظ





 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

ارسال: #131
1393/02/28 01:52 ب.ظ -
طنازجون آفلاین
مدیر روابط عمومی

****

ارسال‌ها: 1,380
تاریخ عضویت: تير 1392
اعتبار: 181
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم ازبچگی دوست داشتم یه اتاق شخصی داشته باشم اماهیچوقت عملی نشده.اعتراف میکنم دیشب بابرادرم سرهمین موضوع بحث کردیم.اعتراف میکنم دوست دارم یه خواهرداشتم.اعتراف میکنم این بزرگترین آرزوی کودکیم بوده!
یا به اندازه آرزوهایت تلاش کن، یا به اندازه تلاشت آرزو
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #132
1393/02/28 06:48 ب.ظ - (آخرین ویرایش در این ارسال: 1393/02/28 06:49 ب.ظ، توسط خانومی. دلیل ویرایش : )
خانومی آفلاین
مربی طراحی ناخن

*****

ارسال‌ها: 2,841
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1392
اعتبار: 385
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم که دارم قدم به قدم به خواست قلبیم نزدیک تر میشم
اعتراف میکنم که زندگی خیلی زیباتر از اون چیزیه که تا الان میدیدم
اعتراف میکنم که میخوام هر نفس رو زندگی کنم...
اعتراف میکنم که نه گرفتارو اسیرم...نه حقیرم نه فرستاده ی پیرم...نه به هر خانقه مسجد میخانه فقیرم...نه جهنم نه بهشتم...چنین است سرشتم
وقتی در متن خیابان سقوط میشوم
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #133
1393/02/28 07:06 ب.ظ -
طنازجون آفلاین
مدیر روابط عمومی

****

ارسال‌ها: 1,380
تاریخ عضویت: تير 1392
اعتبار: 181
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم که اعترافات خانومی روخیلی دوست دارم.همیشه بهم روحیه میده.اصلازندگی جریان داره تواعترافاش.باخوندنشون پی میبرم که زندگی واقعازیباست!
یا به اندازه آرزوهایت تلاش کن، یا به اندازه تلاشت آرزو
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #134
1393/02/28 07:48 ب.ظ -
سعیده بانو آفلاین
مربی رنگ و مش

****

ارسال‌ها: 932
تاریخ عضویت: مهر 1392
اعتبار: 217
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم که دلم خیلی تنگ شده .برای اسپمکده و پای ثابتاش برای سما که فکر میکنم حالا که داره میره خونه خودش خیلی از ما دور شده برای حسنا با حرفهای عاقلانه اش برای سیما بامحبت خواهرانه اش برای طناز برای ماریا برای مانا برای مرجان وبهتاب برا... برای فررررررررررررررشته یه ذره شده نمیدونم چرا دیگه نمیشه تو اسپمکده دور هم جمع بشیم .نمیدونم چرا تنگ غروبی اینقد دلم تنگه؟TT-TT

[تصویر:  glitter50.gif]

تو را من چشم در راهم شبا هنگام

که می گیرند در شاخ «تلاجن» سایه ها رنگ سیاهی

وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛

تو را من چشم در راهم.

شبا هنگام ، در آن دم که بر جا، درّه ها چون مرده ماران خفتگان اند؛

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام.

گرم یاد آوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم؛

تو را من چشم در راهم .
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #135
1393/02/28 09:22 ب.ظ -
الی65 آفلاین
پلیس انجمن

****

ارسال‌ها: 641
تاریخ عضویت: آبان 1391
اعتبار: 69
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم که....
دوست داشتم یه سالن کوچیک ومرتب واسه خودم داشتم
دوست داشتم پسریم یه اجی داشت
دوست داشتم یه مشتری واسه خونمون پیدا میشد ومنو نجات میداد
دوست دارم این سایت پیدار بمونه با معلمهای عزیزی چون شما....
کاش.....
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #136
1393/02/29 01:46 ق.ظ -
خانومی آفلاین
مربی طراحی ناخن

*****

ارسال‌ها: 2,841
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1392
اعتبار: 385
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم که چیزی تا لحظه ی اوج باقی نمونده
اعتراف میکنم که یه شور خاصی وجودمو پر کرده و ذوق دارم
اعتراف میکنم که چندین شبه نخوابیدم ولی کمبود خواب رو حس نمیکنم
اعتراف میکنم که اگر بدن آدم احتیاج به خواب نداشت کاراش خیلی زود پیش میرفت
اعتراف میکنم که جمله ی بالاییم فضولی توی کار خدا بود...
اعتراف میکنم که هوا خیلی گرمه و من از گرما فراری
اعتراف میکنم که یه آدم غر غرو خورده بود به پستم آدمش کردم...الان از هر 5تا جمله ای که میگه چهارتاش در مورد امید به زندگیه
اعتراف میکنم که راه زیاد و شگفت انگیزی رو در پیش دارم
اعتراف میکنم که عاشقانه این راه رو دوست دارم و شوق به قدم برداشتن توی این راه منو به وجد میاره
وقتی در متن خیابان سقوط میشوم
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #137
1393/02/29 02:47 ب.ظ -
sharare آفلاین
هنرجوی رشته زیبایی

**

ارسال‌ها: 104
تاریخ عضویت: فروردین 1393
اعتبار: 10
 
RE: اعتراف می کنم که.....


سلام اعتراف میکنم معتاد شدم رفت ....به درد ودلهای بچه ها که اینجه میگن معتاد شدم اول صبح که از خواب بیدار میشم اول میام اینجا .....تو رو خدا حرفهای شاد هم بگید استرس گرفتم یه کوچولو خنده لازمه برای زندگی
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #138
1393/02/29 05:31 ب.ظ -
مریم بانو آفلاین
هنرجوی فعال رشته زیبایی

***

ارسال‌ها: 209
تاریخ عضویت: دى 1391
اعتبار: 23
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم که وقتی نوجوان بودم در حالی که با خواهر عزیزم کنار ساحل قدم میزدم یه مقدار پول پیدا کردم و خواهرم متوجه نشد و من هم تصمیم گرفتم لارج بازی در بیارم و همه رو دعوت به خوردن بستنی کردم حدودا 20نفر بودیم همه رفتن توو کافه سنتی کنار ساحل برای خودشون بستنی سفارش دادن و کلی هم از من تشکر کردن و من پولشو حساب کردم...بعد از چند ماه به همشون گفتم که اون پول از کجا اومده بود همشون
o_O سرم غرغر زدن....
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #139
1393/02/29 10:30 ب.ظ - (آخرین ویرایش در این ارسال: 1393/02/29 10:31 ب.ظ، توسط خانومی. دلیل ویرایش : )
خانومی آفلاین
مربی طراحی ناخن

*****

ارسال‌ها: 2,841
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1392
اعتبار: 385
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم که از خوندن اعتراف آرامش شوکه و خوشحال شدم
اعتراف میکنم که کرم کتاب هستم
اعتراف میکنم که توی این شلوغ پلوغیه اطرافم بازم دست از خوندن کتاب بر نمیدارم
اعتراف میکنم که بهترین کتابی که تا الان دستم گرفتم دیوان شمس بوده که هنوز مثلشو ندیدم
اعتراف میکنم که میخوام مثل کرم از توی پیله ام بیرون بیام
اعتراف میکنم که دلم میخواد خودم پیله م رو بشکافم و اجازه نمیدم کسی دست به طرف پیله م ببره چون باز شدن پیله ی من به دست دیگران مساوی با مرگ منه
اعتراف میکنم که زندگی زیباست
اعتراف میکنم که انگشتام از شدت تایپ های پشت سر هم میسوزه
اعتراف میکنم که الان یه لبخند سمج کنار لبم نشسته و هرکاری میکنم پاک نمیشه
اعتراف میکنم که موهامو با ماشین زدم!:دی
اعتراف میکنم که حس خوبی داشتم وقت این کار
وقتی در متن خیابان سقوط میشوم
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #140
1393/02/29 11:41 ب.ظ -
حبیبه نقی نژاد آفلاین
هنرجوی فعال رشته زیبایی

***

ارسال‌ها: 290
تاریخ عضویت: آذر 1392
اعتبار: 11
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم تا یه ماه دیگه قرار یه اتفاق بزرگی توی زندگی ام بیفته اگه بشه چی میشه قراره تکلیفم با کسی روشن بشه ان شا الله با خوبی و خوشی تموم بشه اگه نه خیلی بد میشه این یه ماه برام یه سال میگذره هیلی عجله دارم خدا برام صبر بده
پاسخ با نقل قول
 




چه کسانی این موضوع را خوانده اند؟
کاربرانی که این موضوع را خوانده اند (1 کاربر):
Zizi jon

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

درباره ما
گروه انجمن تخصصی آرایشگران در فروردین ماه سال 1391 با هدف ایجاد یک فضای مناسب برای آموزش مهارت های رشته آرایشگری بانوان آغاز به کار کرد . این گروه همواره در تلاش است تا با یاری خداوند گامی هرچند ناچیز در این زمینه بردارد .
هدیه ما به کاربران
1هدیه 2هدیه 3هدیه هدیه4

ما را دنبال کنید: social social social social social

با افتخار ، نیرو گرفته از دانش و هنر ایرانیان .
طراحی قالب سایت توسط : وی بی پرو - تبدیل به MyBB توسط Azul - GreyWolf

This forum uses Lukasz Tkacz MyBB addons.