زمان کنونی: 1395/09/12، 11:27 ب.ظ





 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

ارسال: #141
1393/02/29 11:52 ب.ظ -
حبیبه نقی نژاد آفلاین
هنرجوی فعال رشته زیبایی

***

ارسال‌ها: 290
تاریخ عضویت: آذر 1392
اعتبار: 11
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم که فرشته اومده سایت خیلی خوشحال شدم فرشته جون خیلی نگرانت شدیم یهویی رفتی حالا بکو ببینم چی شده بود رفتی و اومدی ازدواج کردی؟
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #142
1393/02/30 01:55 ق.ظ -
طنازجون آفلاین
مدیر روابط عمومی

****

ارسال‌ها: 1,380
تاریخ عضویت: تير 1392
اعتبار: 181
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم مسیرزندگیم داره به سمتی پیش میره که همیشه دوست داشتم.
اعتراف میکنم کارتویه شرکت معتبرهمیشه آرزوم بوده که بهش رسیدم.اعتراف میکنم که ازصبح زودتا شب بایدکارکنم وفردااولین روزکاریمه.اعتراف میکنم که تاحالا استرس داشتم ولی باخوندن نماز آروم وسبک شدم.اعتراف میکنم شایددیربه دیردیگه بیام اینجا.
سلام برزندگی من دارم میتازونم تاآخردنیا.
یا به اندازه آرزوهایت تلاش کن، یا به اندازه تلاشت آرزو
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #143
1393/02/30 02:03 ق.ظ -
سعیده بانو آفلاین
مربی رنگ و مش

****

ارسال‌ها: 932
تاریخ عضویت: مهر 1392
اعتبار: 217
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم عاشق خونه جدیدمون شدم هرچی وسایل و بیشتر می چینم بیشتر حال میکنم اعتراف میکنم عاشق فضاهای پرنورم اعتراف میکنم از جاهای بی نور بدم میاد هرچقدرم مدرن باشه باز دوست ندارم .اعتراف میکنم از اعترافات طناز به وجد اومدم.[تصویر:  loudlaff.gif]

[تصویر:  glitter50.gif]

تو را من چشم در راهم شبا هنگام

که می گیرند در شاخ «تلاجن» سایه ها رنگ سیاهی

وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛

تو را من چشم در راهم.

شبا هنگام ، در آن دم که بر جا، درّه ها چون مرده ماران خفتگان اند؛

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام.

گرم یاد آوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم؛

تو را من چشم در راهم .
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #144
1393/02/30 08:49 ق.ظ -
سوگل آفلاین
پلیس انجمن

****

ارسال‌ها: 296
تاریخ عضویت: آبان 1391
اعتبار: 38
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم که خبر ازدواج و برگشتن فرشته جون به سایت خیلی خوشحالم کرد.تبریک میگم و برایش آرزوی خوشبختی و سعادت دارم.
الهی مرا آن ده که آن به
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #145
1393/02/30 11:03 ق.ظ - (آخرین ویرایش در این ارسال: 1393/02/30 11:07 ق.ظ، توسط _مرجان_. دلیل ویرایش : )
_مرجان_ آفلاین
مربی میکاپ و شینیون

****

ارسال‌ها: 1,413
تاریخ عضویت: شهریور 1392
اعتبار: 291
 
RE: اعتراف می کنم که.....


[quote='حبیبه نقی نژاد' pid='29464' dateline='1400524825']
عزیز دلم ممنون که اومدنی ما واقعا به شماها نیاز داریم از ازدواجت هم خیلی خوشحال شدم ان شا الله که خوشبخت بشی به پای هم پیر بشین برات پیام دادم جوابم رو مینجا گرفتم فکر کردم نمیخوای جواب بدی مرسی جیگر دیگه قهر نکنی ها من از بابت همه ازت معذرت میخوم هر کی که ناراحتت کرده بود
[/quo
عزیزم خیلی خوبه که فرشته جون برگشته ولی فکر نکنم ا اعضای انجمن باعث ناراحتیش شده باشن .این مسئله رو بزرگ نکنید.
سالن مه رو
رشت. حاجی آباد09112308396
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #146
1393/02/30 01:04 ب.ظ -
سعیده بانو آفلاین
مربی رنگ و مش

****

ارسال‌ها: 932
تاریخ عضویت: مهر 1392
اعتبار: 217
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم دوران مجردی عاشق شعر بودم اول دبیرستان یکی از شعرهای سهراب (اهل کاشانم) که یکی از طولانی ترین شعرهاش محسوب میشه رو حفظ کردم فقط یه نصف زنگ داشتم این شعر رو از حفظ میخونمدم هیچکس حتس نفس هم نمیکشید معلمم شگفت زدهEh-iconکه چطور میشه حتی بدون کوچکترین مکثی این شعر رو از حفظ خوند اعتراف میکنم وقتی خانم نمره میان ترم رو درجا20 گذاشت حال کردم
اعتراف میکنم 1 سال قبل ازدواج تو جشنواره خوارزمی تونستم بخاطر شعرهام رتیه استانی رو بدست بیارو وزیر نظر کانون همون جشنواره ادامه بدم
اعتراف میکنم بعد از ازدواج هرگز شعر نگفتم وباخودم مبارزه میکردم تا جرقه های ذهنیم رو از فکرم پاک کنم
اعتراف میکنم حالا پشیمونمTT-TT

[تصویر:  glitter50.gif]

تو را من چشم در راهم شبا هنگام

که می گیرند در شاخ «تلاجن» سایه ها رنگ سیاهی

وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛

تو را من چشم در راهم.

شبا هنگام ، در آن دم که بر جا، درّه ها چون مرده ماران خفتگان اند؛

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام.

گرم یاد آوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم؛

تو را من چشم در راهم .
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #147
1393/02/30 04:33 ب.ظ - (آخرین ویرایش در این ارسال: 1393/02/30 04:34 ب.ظ، توسط خانومی. دلیل ویرایش : )
خانومی آفلاین
مربی طراحی ناخن

*****

ارسال‌ها: 2,841
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1392
اعتبار: 385
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم که اعترافات من پایان ندارن!
اعتراف میکنم که دیشب به بزرگترین شکل ممکن سورپرایز شدم
اعتراف میکنم که دارم الان یه موزیک خیلی خوب گوش میدم
اعتراف میکنم که دلم برای هانیه تنگ شده چند روزیه درستو حسابی ازش خبر ندارم
اعتراف میکنم که بعد از خوندن اعترافات طن طن کلیییییییییییی ذوق کردم
اعتراف میکنم که مامان سایه چند وقتی نبود و من نگران خیلی چیزا بودم ولی الان که هست خیالم راحته
اعتراف میکنم که برای سما از ته دلم خوشحالم
اعتراف میکنم که آرامش جون اسمش خیلی بهش میاد و واقعا صداش سرشار از آرامشه
اعتراف میکنم که از وقتی مهتا کمتر میاد، سایت انگار یه چیزی کم داره
اعتراف میکنم که به شدت نگران پریا هستم
اعتراف میکنم که تولد زهره شریفی نزدیکه
اعتراف میکنم که مرجان دختر خیلی لایقی هستش
اعتراف میکنم که ماریا رضوی خیلی باحاله
اعتراف میکنم که برای شکوه جون خوشحالم چون داره به اهدافش نزدیک میشه
اعتراف میکنم که سعیده یکی از کاربرای خوب انجمنه
اعتراف میکنم که بهتاب منو با عکسش شگفتزده کرد
اعتراف میکنم که سیما خیلی مهربون و دوست داشتنیه
اعتراف میکنم که هنوزم با دیدن عکس پسر آقای میرزا نژاد از ته دلم لبخند میزنم
اعتراف میکنم که جای خانوم نظری خالیه توی قسمت ناخن
اعتراف میکنم برای نگار خاتون خوشحالم
اعتراف میکنم که kia na خیلی موفق هستش توی کارش
اهتراف میکنم که همه چیز آرومه... من چقدر خوشبختم!!!
وقتی در متن خیابان سقوط میشوم
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #148
1393/02/30 07:33 ب.ظ - (آخرین ویرایش در این ارسال: 1393/02/30 07:35 ب.ظ، توسط طنازجون. دلیل ویرایش : )
طنازجون آفلاین
مدیر روابط عمومی

****

ارسال‌ها: 1,380
تاریخ عضویت: تير 1392
اعتبار: 181
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم امروزبهترین روزکاریم بود.
اعتراف میکنم ایمان دارم فردااز امروزهم بهتره.

اعتراف میکنم امروزبهترین روزکاریم بود.
اعتراف میکنم ایمان دارم فردااز امروزهم بهتره.
اعتراف میکنم دیشب یه نفرو بااصرارام ناراحت کردم وعذاب وجدان دارم.
یا به اندازه آرزوهایت تلاش کن، یا به اندازه تلاشت آرزو
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #149
1393/02/30 08:08 ب.ظ -
manaa آفلاین
هنرجوی رشته زیبایی

**

ارسال‌ها: 161
تاریخ عضویت: آذر 1392
اعتبار: 26
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم خیلی ناراحتم که حسنا اسم همه رو آورد جز منTT-TT
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #150
1393/02/30 08:39 ب.ظ -
سایه روشن آفلاین
معاونت انجمن

******

ارسال‌ها: 1,549
تاریخ عضویت: آذر 1391
اعتبار: 329
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم دلم خیلی برای مامانم تنگ شده.
اعتراف میکنم به دنیای موازی دنیامون یقیق دارم همینه که باعث آرامشم میشه
اعتراف میکنم خدا صبر خیلی بزرگی بهم داده
اعتراف میکنم با ندونم کاری و یه حرکت اشتباه یکی از بهترین دوستام رو رنجوندم
اعتراف میکنم خیلی خوشحال شدم که بعد از مدت ها یه دوست قدیمی بهم پیام داد
اعتراف میکنم عاشق اینجام
اعتراف میکنم الان روی نیمکت پارک محلمون نشستم پارسا و درسا کنارم و داریم از این هوا لذت میبریم
پاسخ با نقل قول
 




چه کسانی این موضوع را خوانده اند؟
کاربرانی که این موضوع را خوانده اند (1 کاربر):
Zizi jon

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

درباره ما
گروه انجمن تخصصی آرایشگران در فروردین ماه سال 1391 با هدف ایجاد یک فضای مناسب برای آموزش مهارت های رشته آرایشگری بانوان آغاز به کار کرد . این گروه همواره در تلاش است تا با یاری خداوند گامی هرچند ناچیز در این زمینه بردارد .
هدیه ما به کاربران
1هدیه 2هدیه 3هدیه هدیه4

ما را دنبال کنید: social social social social social

با افتخار ، نیرو گرفته از دانش و هنر ایرانیان .
طراحی قالب سایت توسط : وی بی پرو - تبدیل به MyBB توسط Azul - GreyWolf

This forum uses Lukasz Tkacz MyBB addons.