زمان کنونی: 1396/05/29، 08:55 ب.ظ





 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

ارسال: #171
1393/03/03 05:52 ب.ظ - (آخرین ویرایش در این ارسال: 1393/03/03 06:00 ب.ظ، توسط aramesh jan. دلیل ویرایش : )
aramesh jan آفلاین
سرپرست سالن زیبایی

***

ارسال‌ها: 200
تاریخ عضویت: تير 1392
اعتبار: 7
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم به شوق خوندن اعترافاتون میام اینجا
اعتراف میکنم موقع مشکلات اطرافیانم رو آرامش میدم ولی نوبت خودم که میشه نمیتونمTT-TT
اعتراف میکنم که روانشناسی خوندم ولی بعضی موقعها می مونم با خودم چیکار کنمDont-know-icon
اعتراف میکنم که مثل بهارم یه لحظه ابری و یه لحظه آفتابی ولی عاشق پاییزم....
اعتراف میکنم امروز سومین روزه که سالنم بستس ولی برای من 30 روز گذشته
اعتراف میکنم عاشق همتونم
برای همسایت نور آرزو کن قطعا حوالی تو هم روشن خواهد شد.S (63)S (63)
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #172
1393/03/03 08:26 ب.ظ -
sima25 آفلاین
مربی بافت و شینیون بافت

****

ارسال‌ها: 579
تاریخ عضویت: بهمن 1392
اعتبار: 235
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم ازینکه بهتاب جون اسم منو تو صندلی داغ طنازجون نیاورد یه کم دلم گرفت ولی طوری نیس شاید یادش رفته
اعتراف میکنم الان مدتیه که 28م هرماه یه اتفاق خوب یه کم خوب یا خیلی خوب واسم میفته اینجوری نگام نکنین بخدا راس میگم حالمم خوبه
و اعتراف میکنم که از الان منتظر روز 28 خرداد هستمDrunk
و خدایی که در این نزدیکی هاست ....
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #173
1393/03/03 10:39 ب.ظ -
kocholo آفلاین
هنرجوی رشته زیبایی

**

ارسال‌ها: 85
تاریخ عضویت: آذر 1392
اعتبار: 5
 
Heart RE: اعتراف می کنم که.....


S (52)اعتراف میکنم که عاشق این سایتم هرکاری داشته باشمو هر چقد سرم شلوغ باشه حتما به اینجا یه سر میزنم
خیلی خوشحالم که عضو این سایت شدم................Drunk
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #174
1393/03/04 01:54 ق.ظ - (آخرین ویرایش در این ارسال: 1393/03/04 01:55 ق.ظ، توسط بهتاب. دلیل ویرایش : )
بهتاب آفلاین
مربی میکاپ و شینیون

****

ارسال‌ها: 630
تاریخ عضویت: آبان 1392
اعتبار: 131
 
RE: اعتراف می کنم که.....


(1393/03/03 08:26 ب.ظ)sima25 نوشته شده توسط:  اعتراف میکنم ازینکه بهتاب جون اسم منو تو صندلی داغ طنازجون نیاورد یه کم دلم گرفت ولی طوری نیس شاید یادش رفته
اعتراف میکنم الان مدتیه که 28م هرماه یه اتفاق خوب یه کم خوب یا خیلی خوب واسم میفته اینجوری نگام نکنین بخدا راس میگم حالمم خوبه
و اعتراف میکنم که از الان منتظر روز 28 خرداد هستمDrunk
اعتراف میکنم سیما جونم شرمنده اتم دوست با معرفتم
اعتراف میکنم دروغ نمیگم هیچ وقت وزمانی
اعتراف میکنم فراموش کردم نام زیبا وقشنگتو ببرم
اعتراف میکنم الان از این فراموش کردنم ناراحتم
اعتراف میکنم دوست دارم منو ببخشی عزیز دلم
اعتراف میکنم هزاران مهر تقدیمت میکنم عزیزم

اعتزاف میکنم این گلهای زیبا را به سیما جونم تقدیم میکنم
[attachment=3147]
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #175
1393/03/04 01:38 ب.ظ -
aramesh jan آفلاین
سرپرست سالن زیبایی

***

ارسال‌ها: 200
تاریخ عضویت: تير 1392
اعتبار: 7
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم که حس خوبی دارم
اعتراف میکنم که ته دلم روشنه
اعتراف میکنم که از صبح یه حس آرامش دارم
اعتراف میکنم که احساس میکنم همه چی درست میشه
اعتراف میکنم و مطمئنم همش بخاطر دعای شما دوستای خوبمه
=)
برای همسایت نور آرزو کن قطعا حوالی تو هم روشن خواهد شد.S (63)S (63)
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #176
1393/03/04 07:18 ب.ظ -
sima25 آفلاین
مربی بافت و شینیون بافت

****

ارسال‌ها: 579
تاریخ عضویت: بهمن 1392
اعتبار: 235
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم الان که پست های طناز و بهتاب رو دیدم اشکام ناخودآگاه جاری شد تازه فهمیدم چقد با هم صمیمی هستیم
اعتراف میکنم که الان احساس میکنم خیلی خیلی بیشتر از قبل بهتاب و طناز رو دوست دارم عاشقانه
یه بار دیگه هم اعتراف میکنم که همه بچه هارو دوس دارم هر کدومشونو یجوری متفاوت با اون یکی
و خدایی که در این نزدیکی هاست ....
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #177
1393/03/04 07:42 ب.ظ -
sima25 آفلاین
مربی بافت و شینیون بافت

****

ارسال‌ها: 579
تاریخ عضویت: بهمن 1392
اعتبار: 235
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم که
همین الان از اتاق فرمان دستور رسید که اسم همه بچه ها رو ببر خخخخخخخخ
اعتراف میکنم که سعیده سما حسنا بهتاب طناز فرشته هانیه ماریا سایه خانوم سوگند آرامش شراره سوگل الی 65 مرجان سارا حبیبه سمانه اقاقی نرگسی خانوم مهتا یاسی و بقیه بچه ها که اسمشون از قلم افتاد رو ازته قلبم دوست داره
و خدایی که در این نزدیکی هاست ....
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #178
1393/03/04 07:50 ب.ظ -
الی65 آفلاین
پلیس انجمن

****

ارسال‌ها: 641
تاریخ عضویت: آبان 1391
اعتبار: 69
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف می کنم عاشق همه دوستای ندیده سایتم
کاش.....
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #179
1393/03/04 08:03 ب.ظ -
سعیده بانو آفلاین
مربی رنگ و مش

****

ارسال‌ها: 932
تاریخ عضویت: مهر 1392
اعتبار: 217
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم در سرم آرزو و در دلم هوس فراوون دارم
اعتراف میکنم آرزو دارم سالنم مثه بانکا شلوغ باشه ظهر که میشه مثه بانک که میخوان دروببندن مردم از درو پنجره آویزون میشن وقتی منم میخوام درو ببندم مردم هم دیگه رو هول بدن که بیان توDrunk خوب چیه آرزوووو دیگه چیکار کنم آرزومه
اعتراف میکنم آرزو دارم یه دختر بچه نازو خوشگلی که الان 7 سالش اما تا حالا نتونسته تجربه کنه راه رفتن ودست زدن ورقصیدن تو تولدها رو غذا خوردن و جابجا شدن توی خواب وقتی که بدن درد میگیره.زودتر خوب شه مامان و باباش ببین بچه اشون پاهاش رو زمینه داره راه میره نه توی خواب بلکه تو بیداری ببینن.اعتراف میکنم آرزو دارم ته کفشهای این بجه گلی شه گردوخاکی شه.
آعتراف میکنم یاسی آرزو داره 6 تا آبجی و داداش داشته باشه خودش میگه اگه تو یا بابا بمیرید اینطوری دیگه من تنها نیستم .ولی حیف که یاسی هم نمیتونه به آرزوش برسه.

[تصویر:  glitter50.gif]

تو را من چشم در راهم شبا هنگام

که می گیرند در شاخ «تلاجن» سایه ها رنگ سیاهی

وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛

تو را من چشم در راهم.

شبا هنگام ، در آن دم که بر جا، درّه ها چون مرده ماران خفتگان اند؛

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام.

گرم یاد آوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم؛

تو را من چشم در راهم .
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #180
1393/03/04 09:35 ب.ظ - (آخرین ویرایش در این ارسال: 1393/03/04 09:39 ب.ظ، توسط سارا اتش. دلیل ویرایش : )
سارا اتش آفلاین
ارامش

**

ارسال‌ها: 158
تاریخ عضویت: آذر 1392
اعتبار: 15
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم که با خوندن حرف های سعیده اشک از چشمانم سرازیر شد
اعتراف میکنم که خیلی ناراحت شدم و از خودم ناراحت شدم به خاطر چیزهایی که خدا داده اونقدر که باید شکر گذار بودم نبودم واز تمام داده ها ونداده هاش همین جا قدر دانم
واعتراف میکنم که از خدا میخوام که هم سالن سعیده جون مثله بانک شلوغ شه وهم اون کودک 6 ساله هم زودتر شفا پیدا کنه
واعتراف میکنم که عاشق سعیده جون و اون روح لطیف و مهربانشم
اعتراف میکنم که دوس دارم همه به ارزوشون برسن مخصوصا بچه ها و هم چنین یاسی جون البته برای همه ارزوهایی که به صلاح باشن
عتراف میکنم بچه های سایت همه مثله اعضای خانواده هستند که با خوشی شون جدا شاد وناراحتی از ته دل ناراحت میشنو امید وارم همه از این لحظه به بعد فقط شاد وخوشحال باشن بدون غم وغصه وفقط لحظات شاد داشته باشن
پاسخ با نقل قول
 




چه کسانی این موضوع را خوانده اند؟
کاربرانی که این موضوع را خوانده اند (1 کاربر):
پری مهر

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

درباره ما
گروه انجمن تخصصی آرایشگران در فروردین ماه سال 1391 با هدف ایجاد یک فضای مناسب برای آموزش مهارت های رشته آرایشگری بانوان آغاز به کار کرد . این گروه همواره در تلاش است تا با یاری خداوند گامی هرچند ناچیز در این زمینه بردارد .
هدیه ما به کاربران
1هدیه 2هدیه 3هدیه هدیه4

ما را دنبال کنید: social social social social social

با افتخار ، نیرو گرفته از دانش و هنر ایرانیان .
طراحی قالب سایت توسط : وی بی پرو - تبدیل به MyBB توسط Azul - GreyWolf

This forum uses Lukasz Tkacz MyBB addons.