زمان کنونی: 1395/09/21، 03:53 ق.ظ





 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

ارسال: #171
1393/03/02 01:47 ب.ظ - (آخرین ویرایش در این ارسال: 1393/03/02 01:50 ب.ظ، توسط بهتاب. دلیل ویرایش : )
بهتاب آفلاین
مربی میکاپ و شینیون

****

ارسال‌ها: 630
تاریخ عضویت: آبان 1392
اعتبار: 131
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم الان با خدا برای حبیبه عزیز خلوت کردم
اعتراف میکنم دوست ندارم ثانیه ایی غم دوستامو ببینم
اعتراف میکنم خدا بهترین دوست وهمراهم بوده


اعتراف میکنم دلم میخاد بیایید از شادیهاتون بنویسید





═════════ ೋღ❤ღೋ ═════════


زمانبندی خدا بی نظیر است،
نه هیچگاه دیر نه هیچگاه زود
کمی بردباری می طلبد و ایمان بسیار،
اما ارزش انتظار را دارد…

═════════ ೋღ❤ღೋ ═════════
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #172
1393/03/02 11:56 ب.ظ -
aramesh jan آفلاین
سرپرست سالن زیبایی

***

ارسال‌ها: 200
تاریخ عضویت: تير 1392
اعتبار: 7
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم وقتی صندوق خصوصیامو باز کردم دلگرم شدم.مانا جون سعیده جون و حسنا جون عزیز متشکرم.همتونو میبوسمممم
برای همسایت نور آرزو کن قطعا حوالی تو هم روشن خواهد شد.S (63)S (63)
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #173
1393/03/03 12:18 ق.ظ -
طنازجون آفلاین
مدیر روابط عمومی

****

ارسال‌ها: 1,380
تاریخ عضویت: تير 1392
اعتبار: 181
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم امروزنمازحاجت حضرت علی رو خوندم وبرای همه اعضای سایت دعاکردم که همیشه شادباشن ومشکلی نداشته باشن.اعتراف میکنم واقعاسبک شدم بعداینکار.
اعتراف میکنم بی صبرانه منتظرحل مشکل آرامش جون هستم.
اعتراف میکنم خداخیلی دوستم داره.
اعتراف میکنم بعداعتراف سمانه خواستم بخاطرش عکسموعوض کنم ولی دیگه نسخه کامل سایت نیمدبرام.
اعترافات من همچنان ادامه دارد...
یا به اندازه آرزوهایت تلاش کن، یا به اندازه تلاشت آرزو
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #174
1393/03/03 12:41 ق.ظ - (آخرین ویرایش در این ارسال: 1393/03/03 12:50 ق.ظ، توسط خانومی. دلیل ویرایش : )
خانومی آفلاین
مربی طراحی ناخن

*****

ارسال‌ها: 2,841
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1392
اعتبار: 385
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم دوســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ​ـــــــــــــــــتون دارم
اعتراف میکنم که بعد از خوندن اعتراف سیما کلی خندیدم
اعتراف میکنم دیشب جاتون خالی بود زیر بارون
اعتراف میکنم عاشق مامان سایه هستم و وقتی نیست توی انجمن سایتمون بی مادره...

اعتراف میکنم عاشق یکی از شعرای حافظ شدم
اعتراف میکنم هوس چای کردم ولی حال ندارم برم دم کنم
اعتراف میکنم سرم خیلی شلوغه و واقعا وقت کم دارم
اعتراف میکنم بعد از راه رفتن زیر بارون دیشب یه کوچولودارم فین فین میکنم
اعتراف میکنم حس عطسه دارم و این حس خیلی توپو باحاله،انگار یه نفر قلقلکم میده
اعتراف میکنم من یه استاد در زمینه ی درست کردن قهوه ی ترک هستم و به جرات میگم حاضرم رقابت کنم سر این موضوع
اعتراف میکنم قبلا اشتباهات زیادی داشتم اما هیچکودومشون بزرگتر از نا امید شدنم از خدا نبود
اعتراف میکنم زندگیم خیلی شیرینه و طعمش یه جورایی مثل شیر عسلیه
اعتراف میکنم همین الانه الان از لای پنجره یه پروانه اومد توی خونه
اعتراف میکنم موزیک خوابهای طلایی رو گوش میدم و لذت میبرم
اعتراف میکنم هوا خیلی دلنشینه
اعتراف میکنم فردا کلاس سختی رو دارم
اعتراف میکنم کنفرانس دارم و هیچی نخوندم اما اصلا استرس ندارم
اعتراف میکنم که هنوز کلی اعتراف دارم ولی بعدا میام دوباره مینویسمشون
وقتی در متن خیابان سقوط میشوم
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #175
1393/03/03 02:22 ق.ظ -
سعیده بانو آفلاین
مربی رنگ و مش

****

ارسال‌ها: 932
تاریخ عضویت: مهر 1392
اعتبار: 217
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم دلم برای تمام دوستام شور میزنه وقتی میبنم مشکل دارن وناراحت میشم وقتی میبینم نمی تونم براشون کاری انجام بدم
اعتراف میکنم امروز وقتی داشتم میرفتم پیش مامانی یه صحنه بد دیدم که روزم رو خراب کرد
اعتراف میکنم تو اتوبان تصادف بدی شده بود که کشته داده بود توی ماشین های مجاله شده اجساد گیر کرده بودن آتشنشانی و پلیس مثه عزادری بود یکی دو نفر هم کنار جاده خوابونده بودن روشون پتو بود
اعتراف میکنم دوستای گلم تو رو خدا خوب رانندگی کنید کمر بند ببندید فکر خونواده هاتون باشید من دلم برای همتون شور میزنه
اعتراف میکنم الان که این اعتراف رو مینویسم چشمام لبریز از اشکه توروخدا مواظب خودتون و خانواده هاتون باشید
اعتراف میکنم از خدا برای همه تون عمری طولانی و با عزت میخوام.

[تصویر:  glitter50.gif]

تو را من چشم در راهم شبا هنگام

که می گیرند در شاخ «تلاجن» سایه ها رنگ سیاهی

وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛

تو را من چشم در راهم.

شبا هنگام ، در آن دم که بر جا، درّه ها چون مرده ماران خفتگان اند؛

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام.

گرم یاد آوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم؛

تو را من چشم در راهم .
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #176
1393/03/03 05:52 ب.ظ - (آخرین ویرایش در این ارسال: 1393/03/03 06:00 ب.ظ، توسط aramesh jan. دلیل ویرایش : )
aramesh jan آفلاین
سرپرست سالن زیبایی

***

ارسال‌ها: 200
تاریخ عضویت: تير 1392
اعتبار: 7
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم به شوق خوندن اعترافاتون میام اینجا
اعتراف میکنم موقع مشکلات اطرافیانم رو آرامش میدم ولی نوبت خودم که میشه نمیتونمTT-TT
اعتراف میکنم که روانشناسی خوندم ولی بعضی موقعها می مونم با خودم چیکار کنمDont-know-icon
اعتراف میکنم که مثل بهارم یه لحظه ابری و یه لحظه آفتابی ولی عاشق پاییزم....
اعتراف میکنم امروز سومین روزه که سالنم بستس ولی برای من 30 روز گذشته
اعتراف میکنم عاشق همتونم
برای همسایت نور آرزو کن قطعا حوالی تو هم روشن خواهد شد.S (63)S (63)
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #177
1393/03/03 08:26 ب.ظ -
sima25 آفلاین
مربی بافت و شینیون بافت

****

ارسال‌ها: 579
تاریخ عضویت: بهمن 1392
اعتبار: 234
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم ازینکه بهتاب جون اسم منو تو صندلی داغ طنازجون نیاورد یه کم دلم گرفت ولی طوری نیس شاید یادش رفته
اعتراف میکنم الان مدتیه که 28م هرماه یه اتفاق خوب یه کم خوب یا خیلی خوب واسم میفته اینجوری نگام نکنین بخدا راس میگم حالمم خوبه
و اعتراف میکنم که از الان منتظر روز 28 خرداد هستمDrunk
و خدایی که در این نزدیکی هاست ....
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #178
1393/03/03 10:39 ب.ظ -
kocholo آفلاین
هنرجوی رشته زیبایی

**

ارسال‌ها: 85
تاریخ عضویت: آذر 1392
اعتبار: 5
 
Heart RE: اعتراف می کنم که.....


S (52)اعتراف میکنم که عاشق این سایتم هرکاری داشته باشمو هر چقد سرم شلوغ باشه حتما به اینجا یه سر میزنم
خیلی خوشحالم که عضو این سایت شدم................Drunk
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #179
1393/03/04 01:54 ق.ظ - (آخرین ویرایش در این ارسال: 1393/03/04 01:55 ق.ظ، توسط بهتاب. دلیل ویرایش : )
بهتاب آفلاین
مربی میکاپ و شینیون

****

ارسال‌ها: 630
تاریخ عضویت: آبان 1392
اعتبار: 131
 
RE: اعتراف می کنم که.....


(1393/03/03 08:26 ب.ظ)sima25 نوشته شده توسط:  اعتراف میکنم ازینکه بهتاب جون اسم منو تو صندلی داغ طنازجون نیاورد یه کم دلم گرفت ولی طوری نیس شاید یادش رفته
اعتراف میکنم الان مدتیه که 28م هرماه یه اتفاق خوب یه کم خوب یا خیلی خوب واسم میفته اینجوری نگام نکنین بخدا راس میگم حالمم خوبه
و اعتراف میکنم که از الان منتظر روز 28 خرداد هستمDrunk
اعتراف میکنم سیما جونم شرمنده اتم دوست با معرفتم
اعتراف میکنم دروغ نمیگم هیچ وقت وزمانی
اعتراف میکنم فراموش کردم نام زیبا وقشنگتو ببرم
اعتراف میکنم الان از این فراموش کردنم ناراحتم
اعتراف میکنم دوست دارم منو ببخشی عزیز دلم
اعتراف میکنم هزاران مهر تقدیمت میکنم عزیزم

اعتزاف میکنم این گلهای زیبا را به سیما جونم تقدیم میکنم
[attachment=3147]
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #180
1393/03/04 01:38 ب.ظ -
aramesh jan آفلاین
سرپرست سالن زیبایی

***

ارسال‌ها: 200
تاریخ عضویت: تير 1392
اعتبار: 7
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم که حس خوبی دارم
اعتراف میکنم که ته دلم روشنه
اعتراف میکنم که از صبح یه حس آرامش دارم
اعتراف میکنم که احساس میکنم همه چی درست میشه
اعتراف میکنم و مطمئنم همش بخاطر دعای شما دوستای خوبمه
=)
برای همسایت نور آرزو کن قطعا حوالی تو هم روشن خواهد شد.S (63)S (63)
پاسخ با نقل قول
 




پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

درباره ما
گروه انجمن تخصصی آرایشگران در فروردین ماه سال 1391 با هدف ایجاد یک فضای مناسب برای آموزش مهارت های رشته آرایشگری بانوان آغاز به کار کرد . این گروه همواره در تلاش است تا با یاری خداوند گامی هرچند ناچیز در این زمینه بردارد .
هدیه ما به کاربران
1هدیه 2هدیه 3هدیه هدیه4

ما را دنبال کنید: social social social social social

با افتخار ، نیرو گرفته از دانش و هنر ایرانیان .
طراحی قالب سایت توسط : وی بی پرو - تبدیل به MyBB توسط Azul - GreyWolf

This forum uses Lukasz Tkacz MyBB addons.