زمان کنونی: 1395/09/20، 04:44 ق.ظ





 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

ارسال: #231
1393/03/13 10:31 ب.ظ -
aramesh jan آفلاین
سرپرست سالن زیبایی

***

ارسال‌ها: 200
تاریخ عضویت: تير 1392
اعتبار: 7
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم که دیروز داشتم صورت مشتری رو وکس میکردم یه تیکه وکس افتاد رو ابروشEh-icon
اعتراف میکنم که نگران شدمO_O
ولی خوشبختانه تونستم جداش کنم=)
برای همسایت نور آرزو کن قطعا حوالی تو هم روشن خواهد شد.S (63)S (63)
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #232
1393/03/14 05:13 ق.ظ -
معصومه قربانی آفلاین
عضو انجمن *

**

ارسال‌ها: 32
تاریخ عضویت: خرداد 1393
اعتبار: 19
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف می کنم ساعت 4شب هنوز نخوابیدم
اعتراف میکنم یه موضو ع دلمو شکونده هر وقت اینجوری مبشم خوابم نمیبره ولی ربطی به اینجا نداره
اعتراف میکنم فقط خودم تنها انم سایت هستو من
اعتراف میکنم همسرم خوشکل خوابیده کمی حسودیم میشه
اعتراف میکنم تا جایی که میتونید دل کسیو نشکونید اخه بعضیا خیلی حساسن ما که نمیدونیم که
امیدوارم هیچکه دلتونون نشکونه موفق ماید پاک و پیروز باشید وبمانید
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #233
1393/03/14 04:06 ب.ظ -
حبیبه نقی نژاد آفلاین
هنرجوی فعال رشته زیبایی

***

ارسال‌ها: 290
تاریخ عضویت: آذر 1392
اعتبار: 11
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم که آرامش جون تایپک وکس صورت رو نخونده چون نوشته توی همچین مواردی چیکار کنین
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #234
1393/03/14 07:49 ب.ظ -
سعیده بانو آفلاین
مربی رنگ و مش

****

ارسال‌ها: 932
تاریخ عضویت: مهر 1392
اعتبار: 217
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم داشتم از پنچره به خیابون نگاه میکردم دلم به حال درختا می سوخت وقتی میدیدم که با تکانهای باد به این سو و آن سو میروند انگار کسی قلقلکشان میدهداعتراف میکنم زوزه باد از روزنه پنچره و شکاف درب بزور خودش رو میچپونه داخل خونه همیشه وقتی که باد میاد برای من تداعی یه بچه است که به دنبال مادرش میگردد وقتی چشمهام رو می بندم و آهسته گوش میدم فکر میکنم دختر بچه ای شیون کنان داره به همه جا سر میزنه به تک تک خونه ها به کوچه ها به خیبابونا تو روستاها تو شهرها کوه و دشت و دمن و دریا و جنگل همه جا این باد سالها و قرنهاست که در پی مادرش می گردد.
اعتراف میکنم منم دارم میرم خونه مامانم اگه ترافیک نباشه حداکثر 2 ساعت دیگه اونجاییم ولی من دلم نمیاد از لپ تاب و مودمم جدا شم یاس و محمد حاضر شدن نشست منو چپ چپ نگاه می کنن یاسی میگه اِ اِ اِ مامان دوباره رفتی پای لب تاب منم فقط چند لحظه ازشون فرصت می خوام اعتراف میکنم دلم برای همه تون و اینجا زود به زود تنگ میشه.اعتراف میکنم دوستون دارم.

[تصویر:  glitter50.gif]

تو را من چشم در راهم شبا هنگام

که می گیرند در شاخ «تلاجن» سایه ها رنگ سیاهی

وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛

تو را من چشم در راهم.

شبا هنگام ، در آن دم که بر جا، درّه ها چون مرده ماران خفتگان اند؛

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام.

گرم یاد آوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم؛

تو را من چشم در راهم .
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #235
1393/03/15 02:08 ق.ظ - (آخرین ویرایش در این ارسال: 1393/03/15 02:16 ق.ظ، توسط الناز28. دلیل ویرایش : )
الناز28 آفلاین
متخصص ميكاپ و شنييون

**

ارسال‌ها: 421
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1393
اعتبار: 98
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف ميكنم كه الان ساعت تقريبا 1 شبه ومن نميتونم خودمو از اين انجمن جدا كنم وبه آغوش گرم رختخواب بروم اخه تازه چند روزه كه اينجارو پيدا كردم وچقدر خوشحالم كه دوستان جديد واساتيد محترمي همچو شما دارم خدايا به خاطر اين همه لطف سپاسگذارم .دوستان همه ي شما الان در خواب ناز هستيدو من اعتراف ميكنم كه دارم مطالب زيباي شما رو ميخونم ويادداشت برداري ميكنم به اميد فردايي بهتر وپربارتر

تازشم بووووووووس يادم رفت بهتون بكنم وشب بخير بگم وبگم كه چقدر دوستون دارم آخي همشون چقدر ناز خوابيدن ومعصوم
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #236
1393/03/16 10:00 ب.ظ -
samane74 آفلاین
هنرجوی کوچک

***

ارسال‌ها: 247
تاریخ عضویت: تير 1392
اعتبار: 29
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم خیلی نگران امتحان فردامم
دعا کنید پاس شم
خواااااهش میکنم
باور نمی کنم که هیچگاه خدا به ما بگوید :نه!Heart
خدا سه گزینه داردHeart
آری،
باشه ولی الان نه،
و من پیشنهاد بهتری برایت دارم، فقط صبور باش.
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #237
1393/03/19 02:29 ب.ظ -
الناز28 آفلاین
متخصص ميكاپ و شنييون

**

ارسال‌ها: 421
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1393
اعتبار: 98
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف ميكنم كه طيه اين چند روزي كه با اين انجمن خوب آشنا شدم ديگه نه دلم ميخواد بيرون برم نه گردش نه تفريح نه حتي خونه مامانم . (به نوعي ديگه نه خواب دارم نه خوراك) دلم ميخواد تماميه كارهاي روزمره رو زودي تموم كنم وهمش توي سايت سرك بكشم به تماميه مطالب زيبا .اعتراف ميكنم كه سايت بسيار زيبا وراهگشايي دارين اينجا عين فروشگاههايي ميمونه كه درون خودش همه نوع تقاضايي رو داره ومهمتر از همه اينكه دوستاني داره كه از غم همديگه ناراحت ميشن واشك ميريزن واز شاديه همديگه خوشحال ميشن اعتراف ميكنم كه يكي از خوشبختيهاي من توي زندگيم آشنا شدن با انجمن شما بود يعني يه نوع تفريح سالم .اينجا يه جورايي صميميت خاصي داره با وجوديكه كاربرا همديگه رو اصلا نميبينن اينجاكسي خودشو بالاتر از ديگران نميبينه با اينكه آرايشگران حرفه اي زياد داره. يه جورايي همه ميخوان مشكل همديگه رو حل كنن بدون هيچ چشم داشتي .من با وجوديكه بيرون دوست زياد دارم ولي دوستان اين انجمن رو بيشتر دوست دارم چونكه همشون يك رنگ ومهربونن وزكات علمشون رو با حوصله به ديگران تعليم ميدن. دوستان سرتون رو درد اوردم هرچه تعريف كنم كم گفته ام اگر اعتراف نميكردم خفه ميشدم اخيش الان ديگه سبك شدم . و اعتراف ميكنم كه فكر ميكردم اقاي ميرزانژاد خيلي پيره با وجوديكه عكسشون رو ديده بودم گفتم ماله دوران جوونيشون بوده تا اينكه ايشون رو توي شبكه بازار ديدم (آقاي ميرزا نژاد اخم نكن .سوء تفاهم برطرف شد)اين انجمن يك انجمن جوان وفعاله ان شاالله كه هميشه پايدار وموفق بمونه.سپاس
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #238
1393/03/20 06:16 ب.ظ -
sima25 آفلاین
مربی بافت و شینیون بافت

****

ارسال‌ها: 579
تاریخ عضویت: بهمن 1392
اعتبار: 234
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف می کنم که منم اولا مثل الناز بودم همش دلم میخواست بیام تو انجمن هرروزم کلی دانلود داشتم یه بار 44هزارتومن اینترنتمو شارژکردم بعد از 3روز دیدم تموم شد زنگ زدم به شاتل دعواش کردم اونم یه نگاه کرد و گفت خانوم ببخشید که شما فقط یه دیروزو 37هزار تومن دانلود داشتین منم خیلی آروم یه ببخشید گفتم و بعدش قطع کردم بعدشم اینجوری شدمDrunk

و اعتراف می کنم که
هیچی دیگه دیروز که امتحان عملی آرایش و پیرایش داشتم بعد از کلی مربیگری همراه با هنرجوهام امتحان عملی دادم نامردا کلی سر به سرم گذاشتن قدیما یه ابهتی داشتم واسه خودماااا کلی ازم حساب میبردن
هی ی ی روزگار!
و خدایی که در این نزدیکی هاست ....
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #239
1393/03/20 06:36 ب.ظ -
ماریا رضوی آفلاین
مربی رنگ و هیرکات

****

ارسال‌ها: 715
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1392
اعتبار: 91
 
RE: اعتراف می کنم که.....


بذارید یه اعتراف کنم ! نخندینا!مخصوصا اقای میرزانژاد چون اعترافم به ایشون مربوط میشه!من......تا5 6 ماه پیش فکر میکردم ایشون فامیلیشون میرنژاده،یعنی اون زا ی وسطشو ندیده بودم،نه اینکه نبینم،توجه نکرده بودم!
ارایشگاه سیماپرداز
قم،میدان سپاه،خیابان جمهوری،کوچه28،پلاک88
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #240
1393/03/20 08:10 ب.ظ -
میرزانژاد آفلاین
متخصص هیرکات

****

ارسال‌ها: 712
تاریخ عضویت: بهمن 1391
اعتبار: 233
 
RE: اعتراف می کنم که.....


به به خانم رضوی!

منم یه اعترافی کنم...

چند روز پیش یه پیغام خصوصی دادم به یکی از مربیان ، متن پیغام انتقاد ( غیبت Arr ) از مدیر محترم انجمن بود،
فردای اون روز جناب مدیر با کمال احترام پاسخ اون پیغام رو به من دادن!

قضیه از این قرار بود که من اشتباهی اون پیغام رو به خود مدیر فرستاده بودم خخخخخـ
[تصویر:  140275615918451.jpg]
پاسخ با نقل قول
 




پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

درباره ما
گروه انجمن تخصصی آرایشگران در فروردین ماه سال 1391 با هدف ایجاد یک فضای مناسب برای آموزش مهارت های رشته آرایشگری بانوان آغاز به کار کرد . این گروه همواره در تلاش است تا با یاری خداوند گامی هرچند ناچیز در این زمینه بردارد .
هدیه ما به کاربران
1هدیه 2هدیه 3هدیه هدیه4

ما را دنبال کنید: social social social social social

با افتخار ، نیرو گرفته از دانش و هنر ایرانیان .
طراحی قالب سایت توسط : وی بی پرو - تبدیل به MyBB توسط Azul - GreyWolf

This forum uses Lukasz Tkacz MyBB addons.