زمان کنونی: 1395/09/19، 03:39 ق.ظ





 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

ارسال: #291
1393/04/25 05:03 ق.ظ -
طنازجون آفلاین
مدیر روابط عمومی

****

ارسال‌ها: 1,380
تاریخ عضویت: تير 1392
اعتبار: 181
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم حس میکنم حسناومرجان دیگه ازمن خوششون نمیاد.
اعتراف میکنم چندوقت پیش سایه ازمن ناراحت شد.ازش معذرتم خواستم اونم منوبخشید.ولی هنوز عذاب وجدان دارم.
اعتراف میکنم دلم برای سماء یذره شده.
اعتراف میکنم دخترحساسی هستم وزوددلم میشکنه.
اوووووف .اعترافاتم صادقانه بود.
یا به اندازه آرزوهایت تلاش کن، یا به اندازه تلاشت آرزو
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #292
1393/04/27 03:59 ب.ظ -
طنازجون آفلاین
مدیر روابط عمومی

****

ارسال‌ها: 1,380
تاریخ عضویت: تير 1392
اعتبار: 181
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم درموردمرجان اشتباه کردم.
اعتراف میکنم ازهمینجاازش معذرت میخوام.امیدوارم حلالم کنه.

اعتراف میکنم نمیخوام ازخودم تعریف کنم.اینجوری برداشت نکنین.
ولی یه ویژگی دارم نمیدونم خوب یابده.وقتی باکسی بیرون دعوام بشه.اون هرچی که بهم بگه من دهنم به حرف بدبازنمیشه.اصلادست خودم نیست.نهایت حرفم اینه که بگم خودتی همین!حتی حرفشم تکرارنمیکنم.چندروزپیش یه نفرباهام دعواکرد.طرف دنبال دعوابود.سریه چیزبیخود!بعددهنشوبازکردچشاشوبست هرچی حرف میدونست بارم کرد.تو خیابون !همه هم فهمیدن کی بوده خلاصه آبروی خودش رفت.من فقط بهش گفتم واسه خودت زشته که صداتوبلندکردی فحش میدی.اون ازین حرصش گرفته بودکه من هیچی جوابشوندادم.اعتراف میکنم حرفاش هنوزتوگوشمه ولی نمیدونم کاردرستی بودجوابشوندادم یانه.
یا به اندازه آرزوهایت تلاش کن، یا به اندازه تلاشت آرزو
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #293
1393/04/29 12:58 ق.ظ -
سعیده بانو آفلاین
مربی رنگ و مش

****

ارسال‌ها: 932
تاریخ عضویت: مهر 1392
اعتبار: 217
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم خیلی روحیه ام بهم ریخته اس
اعتراف میکنم از اون دسته آدمهایی نیستم که می تونن راحت گریه کنن و خودشون رو سبک کنن اعتراف می کنم فقط تو خودم میریزم و غصه می خورم
اعتراف می کنم وقتی می بینم مامانم و خواهرام چقدر راحت گریه میکنن و سبک میشن بهشون غبطه می خورم
اعتراف میکنم این جور مواقع نقش آدمی رو دارم که به بقیه روحیه میده
اعتراف میکنم ولی کسی نیست که یه کم به من دلداری بده همه میگن خوشبحالت چقدر روحیه داری
اعتراف میکنم تمام امید بخداست و اگر این جا نباشه تا خودم رو سرگرم کنم از غصه دیوونه میشم .

[تصویر:  glitter50.gif]

تو را من چشم در راهم شبا هنگام

که می گیرند در شاخ «تلاجن» سایه ها رنگ سیاهی

وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛

تو را من چشم در راهم.

شبا هنگام ، در آن دم که بر جا، درّه ها چون مرده ماران خفتگان اند؛

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام.

گرم یاد آوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم؛

تو را من چشم در راهم .
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #294
1393/04/29 02:33 ب.ظ -
رخساز آفلاین
هنرجوی رشته زیبایی

**

ارسال‌ها: 37
تاریخ عضویت: مهر 1392
اعتبار: 8
 
RE: اعتراف می کنم که.....


سلام عزیزان دلم اعتراف میکنم که دوست دارم از مشهد برم و بهترین گزینه برام شهرهای شمالی مثل رشته که عاشقشم چون آدم های فوق العاده با صفایی داره اعتراف میکنم بچه هام دارن مثل برق و باد بزرگ میشن دیروز رفتم مدرسه دخترم مدیرشون عوض شده بود و منو تو دفتر راه نداد و میگفت فقط با ولی بجه ها صحبت میکنم من خیلی قصه خوردم مگه تقصیر منه زود خدا بهم بجه داده مامانم رو فرستادم ثبت نامش کنه و اعتراف میکنم میخوام همه چی رو تحربه کنم مثل پرش از ارتفاع و در آخر دلم برای سما گلی یه ذره شده دلم برای خیلی عزیزان دیگه مثل طناز تنگ شده سایه جون هانیه جون امیدوارم همه تون بهترین بهترین نیروهای مثبت بیاد به طرفتون سعیده گلم امیدوارم همیشه نیروهای مثبت بیاد طرفت قلمت جادوییه
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #295
1393/04/30 05:01 ب.ظ -
صحراء آفلاین
هنرجوی فعال رشته زیبایی

***

ارسال‌ها: 224
تاریخ عضویت: تير 1392
اعتبار: 14
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم خانم بهتاب قراربود یه موس موکه خودشون استفاده میکنن مارک وقیمتشوبهم بگن.الان یکماه گذشته وبااینکه چندباریادآوری کردم هنوزخبری نشده.کاش اگرنمیخوان معرفی کنن لااقل بهم بگن که اینقدانتظارنکشم.اعتراف میکنم آبروم پیش یه مشتری رفت.اعتراف میکنم خانم بهتاب دیگه روندارم پ.خ بدم ویادآوری کنم.اعتراف میکنم که سرکارم!
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #296
1393/05/01 04:44 ب.ظ -
خانومی آفلاین
مربی طراحی ناخن

*****

ارسال‌ها: 2,841
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1392
اعتبار: 385
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم سمانه رفته سر کار و اینکه حس ششمش بهش دروغ گفته چون من باردار نیستم خخخخخ
اعتراف میکنم سرم خیلی شلوغه
اعتراف میکنم زندگی شیرینه مثل همیشه
اعتراف میکنم همسری میخواد سورپرایزم کنه و خبر نداره که من فهمیدم
اعتراف میکنم که اعتراف طناز متعجبم کرد!نظری ندارم در مورد اعترافش
اعتراف میکنم منتظر یه خبر خیلی مهم هستم
اعتراف میکنم یه بسته خمیر بازی ازینایی که بچه ها باهاش بازی میکنن برای خودم خریدم و حوصلم سر میره مث بچه هلا باهاش شکلک میسازم
اعتراف میکنم میخوایم پنجره های خونه رو عوض کنیم (احتمالا) و اگر اینطور بشه خیلی خوب میشه نور خونه بیشتر میشه
اعتراف میکنم وسعت زندگیم زیاده...هرطرفشو میگیرم دستم میبینم یه طرف دیگه مونده باید حتما به یه چیزایی سرو سامون بدم
اعتراف میکنم بار مسئولیت زیادی دارم چند وقتهت
اعتراف میکنم که اعترافات زیادی دارم
اعتراف میکنم وقتی میام میبینم اعترافاتمو خوندینو پایینش سپاس زدین خوشحال میشم فکر میکنم که هنوز اینجا برای بعضیا مهم هستم
اعتراف میکنم عاشق هانیه ام
اعتراف میکنم سایه یکی از بهترین مامانای سایته
اعتراف میکنم بهتاب .... همه چیز تمومه من عااااااااااااااااااااشقشم....بهی دوست دارم میفهمی ضعیفه؟ هخهخهخهخهخ
اعتراف میکنم ماریا خیلی باحاله عین گربه ست
اعتراف میکنم سمی (مهیاس) خیلی دوست داشتنیو متعادله و معقوله بهلهههههه
اعتراف میکنم دوست دارم هرچه زودتر تابستون تموم بشه
اعتراف میکنم به اهدافم خیلی نزدیکم
اعتراف میکنم همه تونو دوست دارم
وقتی در متن خیابان سقوط میشوم
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #297
1393/05/06 04:47 ق.ظ -
طنازجون آفلاین
مدیر روابط عمومی

****

ارسال‌ها: 1,380
تاریخ عضویت: تير 1392
اعتبار: 181
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم یه سری مسائلی هست توزندگیم بایدحلش کنم.
اعتراف میکنم دوس دارم برم یه جای دور.
اعتراف میکنم بعضی وقت هاآدم اشتباه میکنه.اعتراف میکنم منم درموردخانومی اشتباه کردم.امیدوارم حلالم کنه.
اعتراف میکنم خیلی دوس دارم گوشی هوشمندداشته باشم وبادوستام حرف بزنم.تووایبرووی چت وواتس آپ.حتی ارتباطم سراین قضیه بادوستام وهمکلاسیای قدیم کم شده.چون اوناتوچت حرفاشونومیزنن ودیگه وقتی برای صحبت بامن ندارن .ولی پس اندازم کمه وبرای گوشی جدیدپول ندارم.
اعتراف میکنم الان ساعت سه وچهل وپنج دقیقه بامداده و این آخرین اعتراف منه.
اعتراف میکنم ازهمینجاازهمه حلالیت میطلبم وبخدای منان میسپارمتان.
یا به اندازه آرزوهایت تلاش کن، یا به اندازه تلاشت آرزو
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #298
1393/05/06 04:52 ق.ظ -
هانیه خوش نژاد آفلاین
مربی ارشد میکاپ و شینیون

*****

ارسال‌ها: 2,281
تاریخ عضویت: بهمن 1391
اعتبار: 459
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم خیلی ناراحتم و دلم شکسته . نگار کوچولو خواهر زاده حسنا دیروز آسمونی شد TT-TT
مرکز زیبایی مشکات.

ارائه دهنده ی کلیه خدمات آرایش و زیبایی.

آدرس رشت. سردار جنگل. اول عطا آفرین


[تصویر:  140650915802861.jpg]
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #299
1393/05/06 10:36 ق.ظ - (آخرین ویرایش در این ارسال: 1393/05/06 05:42 ب.ظ، توسط سعیده بانو. دلیل ویرایش : )
سعیده بانو آفلاین
مربی رنگ و مش

****

ارسال‌ها: 932
تاریخ عضویت: مهر 1392
اعتبار: 217
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف می کنم از صبح هرکاری میکردم بیام تو سایت اینترنت متصل نمیشد
اعتراف می کنم حالا فهمیدم چرا ؟
اعتراف می کنم چون قرار بوده حالم پیاپی گرفته شه
اعتراف می کنم بغض تو گلوم نشسته به خاطر نگار که لحظه ای از ذهنم خارج نبود حتی تو مهمونیها و افطاری های که می رفتم خدا می دونه چقدر براش درخواست دعا کردم
اعتراف می کنم ما از حکمت خدا بی خبریم اما نمی تونیم حکمت خداوند رو برای خودمون توجیح کنیم وهمین باعث میشه که آدم برای یه طفل بی گناه دلش آتیش می گیره و اشک از چشمهاش جاری میشه خدایا نگار را در پناه خودت نگه دار و در دنیای ابدی آرامش ابدی به دور از درد و ترس نصیبش کن و در میان امواج نورها از او محافظت کن
اعتراف می کنم تمام انرژیم گرفته میشه وقتی میبینم یک از کاربرا میاد و از بقیه خداحافظی میکنه
اعتراف می کنم نیروی که من رو به جلو هل میده تبدیل میشه به یه نیروی بازدارنده
اعتراف می کنم دلم نمی خواد هیچ کدوم از دوستای گلم از اینجا برن

[تصویر:  glitter50.gif]

تو را من چشم در راهم شبا هنگام

که می گیرند در شاخ «تلاجن» سایه ها رنگ سیاهی

وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛

تو را من چشم در راهم.

شبا هنگام ، در آن دم که بر جا، درّه ها چون مرده ماران خفتگان اند؛

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام.

گرم یاد آوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم؛

تو را من چشم در راهم .
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #300
1393/05/09 09:31 ب.ظ -
خانومی آفلاین
مربی طراحی ناخن

*****

ارسال‌ها: 2,841
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1392
اعتبار: 385
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم بغض دارم ولی اشک نه
اعتراف میکنم رو به اتمام قدم برداشتم!
اعتراف میکنم امتحان شدم از طرف خدا امیدوارم قبول هم شده باشم
اعتراف میکنم سخت بود... گریه داشت
اعتراف میکنم...اعترافای زیادی دارم که توان ندارم بنویسمشون
وقتی در متن خیابان سقوط میشوم
پاسخ با نقل قول
 




چه کسانی این موضوع را خوانده اند؟
کاربرانی که این موضوع را خوانده اند (1 کاربر):
Zizi jon

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

درباره ما
گروه انجمن تخصصی آرایشگران در فروردین ماه سال 1391 با هدف ایجاد یک فضای مناسب برای آموزش مهارت های رشته آرایشگری بانوان آغاز به کار کرد . این گروه همواره در تلاش است تا با یاری خداوند گامی هرچند ناچیز در این زمینه بردارد .
هدیه ما به کاربران
1هدیه 2هدیه 3هدیه هدیه4

ما را دنبال کنید: social social social social social

با افتخار ، نیرو گرفته از دانش و هنر ایرانیان .
طراحی قالب سایت توسط : وی بی پرو - تبدیل به MyBB توسط Azul - GreyWolf

This forum uses Lukasz Tkacz MyBB addons.