زمان کنونی: 1395/09/18، 03:42 ق.ظ





 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

ارسال: #321
1393/05/25 05:30 ب.ظ -
sima25 آفلاین
مربی بافت و شینیون بافت

****

ارسال‌ها: 579
تاریخ عضویت: بهمن 1392
اعتبار: 234
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف می کنم خیلی ناراحتم بیش از حد چون تمام عکسایی که تاحالا تو انجمن ارسال کرده بودم حذف شدن نمیدونم چرا
اعتراف می کنم الان ناراحتم چون واسه دونه دونه اون عکسا صادقانه و باتمام وجودم زحمت کشیدم
اعتراف می کنم بخاطر مشغله کاریم مدتها از خوابم زدم و اون عکسا رو واسه بچه ها آماده کردم
اعتراف می کنم الان دارم میمیرم از غصه من خالصانه تمام زحمات چندین ساله مو واسه شما به اشتراک گذاشتم الان یه دونه ازون عکسا نیست
اعتراف می کنم نه سپاس میخواستم نه اعتبار همینکه یه نفر از تجربیات من استفاده میبرد کلی خوشال میشدم
اعتراف میکنم دیگه خیلی دلسرد شدم واسه اومدن تو انجمن خیلی
اعتراف میکنم خیلی ناراحتم بیش از حد
و اعتراف میکنم همتونو دوست دارم خیلی زیاد
و اعتراف میکنم از شادی همتون مخصوصا حسنا خوشال میشم
و خدایی که در این نزدیکی هاست ....
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #322
1393/05/25 11:27 ب.ظ -
خانومی آفلاین
مربی طراحی ناخن

*****

ارسال‌ها: 2,841
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1392
اعتبار: 385
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم اعترافات سیما لبو لوچه ی منو آویزون کرد
اعتراف میکنم منم از شنیدن حرفاش ناراحت شدم
اعتراف میکنم اگر سیما بخواد ادای آدمای دلسردو در بیاره میرم میگیرم میزنمش تا اونجایی که میتونم!(جرات داری دلسرد شو!!!!)
اعتراف میکنم رانندگی بلدم ولی هیچوقت اقدام نکردم برای گرفتن گواهی نامه حالا چند باری هست که جای خالی گواهی نامه رو توی مدارکم حس میکنم!
اعتراف میکنم دوست دارم اقدام کنم برای ادامه تحصیل اصلا احساس بیهودگی میکنم وقتی درس نمیخونم
اعتراف میکنم دلم میخواد بیشتر بیام توی سایت منتها مشغله زندگی اجازه نمیده
اعتراف میکنم دلم برای یکی از دوستام تنگ شده
اعتراف میکنم یکی دیگه از دوستام عقد کرده و من هنوزم زنگ نزدم بهش برای تبریک!
اعتراف میکنم امروز به خودم بالیدم!یه معمایی رو حل کردم که یه جمعیت 38 نفره نتونستن حلش کنن
اعتراف میکنم وبلاگم مونده به امون خدا! اصلا نرفتم سراغش
اعتراف میکنم چند وقت پیشا یه نفر اومد توی وبلاگم یه پیغام خصوصی در مورد سما داد و بهم گفت خودش رو پیش سما جای من جا زده بوده و من خیلی از دستش عصبانی شدم!!!!و میتونستم حدس بزنم کیه ولی چون هیچ مدرکی برای اثبات حرفم نداشتم چیزی نگفتم به اون شخص!
اعتراف میکنم زندگی زیباست به وسعت دریا
وقتی در متن خیابان سقوط میشوم
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #323
1393/05/26 01:32 ق.ظ -
سماء آفلاین
تمام دنیام بهزاد

****

ارسال‌ها: 975
تاریخ عضویت: آذر 1391
اعتبار: 163
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم برای سیما ناراحت شدم چون خیلی با هم دوستیمو یکی از خیلی گلای سایته خیلیم با معرفته
اعتراف میکنم کنجکاو شدم بدونم کی خودشو جای خانومی بهم معرفی کرده
اعتراف میکنم منتظرم خانومی بهم بگه تو خصوصی وگرنه سمج میشم
اعتراف میکنم بهزاد داره دیوونه میشه تو خونه تنهاست-منم کیف میکنم چون باعث میشه قدرمو بیشتر تر بدونه
اعتراف میکنم یه دوست پیدام کرده نگرانم چون اوایل روزی 6-7 ساعت زنگ میزد باهام صحبت کنه زندگیمو فلج کرده تلفنم جواب ندم حالش بد میشه میره زیره سرم -قبلا تا 6 زنگ میزد الان 2-3 نصفه شبم شده میره تو حمومه خونشون یواشکی بهم زنگ میزنه-نمیدونم چیکارش کنم
اعتراف میکنم شمارش معکوس شروع شده برگردم پیشه بهزاد
مثل باران چشمهایت دیدنی است .شهر خاموش نگاهت دیدنی است.زندگانی معنی لبخند توست خنده هایت بی نهایت دیدنیست.

[تصویر:  03-KamyabwWw.Kamyab.ir_.gif]
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #324
1393/05/26 11:49 ق.ظ -
خانومی آفلاین
مربی طراحی ناخن

*****

ارسال‌ها: 2,841
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1392
اعتبار: 385
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم دوست ندارم اسم اون شخصو به سما بگم و بهتره دیگه سوالی در موردش نپرسه چون من پاسخگو نخواهم بود (بهله)
اعتراف میکنم الان خیلی گرسنه ام خیلیییی
اعتراف میکنم از این شکلکا خوشم نمیاد که توی سایت داریم
اعتراف میکنم دیشب تا صبح داشتم چیزی مینوشتم و الان سر انگشتم از تایپ کردن میسوزه دیگه
اعتراف میکنم ساعت 3:30 توی اوج گرما باید از خونه برم بیرون و از همین الان کلافه شدم!
اعتراف میکنم چند وقت پیشا توی آهنگای گوشیم آهنگ علی کوچولو رو پیدا کردم کلی خوشحال شدم
اعتراف میکنم کمبود پول پیدا کردم خخخخخخخ نیازش داره حس میشه توی جیبم
وقتی در متن خیابان سقوط میشوم
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #325
1393/05/26 01:08 ب.ظ -
سعیده بانو آفلاین
مربی رنگ و مش

****

ارسال‌ها: 932
تاریخ عضویت: مهر 1392
اعتبار: 217
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم چشام با گلوم دارن میسوزن از فرط بی خوابی
اعتراف میکنم داره به سما حسودیم میشه
اعتراف میکنم دلم میخواست تازه عروس بودم وهی مهمونی دعوتم میکردن
اعتراف میکنم ولی الان نه تنها تازه نیستم بلکه چون قدیمی شدم مهمونی که دعوتم نمیکنن هیچ همه خرابن رو سرم
اعتراف میکنم مثله قاب عکس عروسیم پراز گرد و غبارم
اعتراف میکنم به هیچ کارم نمیرسم
اعتراف میکنم دلم برای خانومی تنگه تنگه تنگ تن ت TT-TTTT-TT
اعتراف میکنم یه خواهش از سیما دارم ولی روم نمیشه بهش بگم چه کنم بس که خجالتیمDont-know-iconولی چاره ای ندارم باید بگم پس الان بهش پ خ میدم و میگم آره من میتونم
اعتراف میکنم دیشب از وقت خواب خودم هانی زدم ولی کلی باهم چتیدیم خیلی حال داد هانی بفرما چای
اعتراف میکنم سما دیووووو نتم چرا وایبرت همش off من اگه مادر شوهرت بودمPissedoff
اعتراف میکنم غیر از خانومی دلم برای یه نفر تنگه
اعتراف میکنم همتون رو دوست دارم KissKissKissKissKiss

[تصویر:  glitter50.gif]

تو را من چشم در راهم شبا هنگام

که می گیرند در شاخ «تلاجن» سایه ها رنگ سیاهی

وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛

تو را من چشم در راهم.

شبا هنگام ، در آن دم که بر جا، درّه ها چون مرده ماران خفتگان اند؛

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام.

گرم یاد آوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم؛

تو را من چشم در راهم .
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #326
1393/05/26 02:25 ب.ظ -
صحراء آفلاین
هنرجوی فعال رشته زیبایی

***

ارسال‌ها: 224
تاریخ عضویت: تير 1392
اعتبار: 14
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم برای خانم سیماناراحت شدم ازته قلب.
اعتراف میکنم نمیدونستم خانومی خانم وبلاگ داره.میخوام برم حرفای قشنگشوبخونم ولی آدرسشوندارم.
اعتراف میکنم الان درمانگاه هستم واینجادعواشده.واقعامردم مازندگی سختی دارند.
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #327
1393/05/26 05:11 ب.ظ -
سماء آفلاین
تمام دنیام بهزاد

****

ارسال‌ها: 975
تاریخ عضویت: آذر 1391
اعتبار: 163
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم اره خوب منم دیگه پپیگیر نمیشم (زبون درازی به خانومی خخخخ)
اعتراف میکنم مجبورم مدام وایبرم رو قطع کنم چون صدای اهله خونه رو در اورده وقتی روشنش میکنم هیچکس نمیتونه از نت استفاده که تمام امواجو میبلعه :-)
اعتراف میکنم یه گندی زدم معروف شدم به جاش اسمو فامیلم داره دهن به دهن میچرخه اوه اوه
اعتراف میکنم باید به سعیده جونم بگم حسودی نکنه تا الان هیچ کس مهمونی دعوتمون نکرده چون یه عروسی دیگه هم داشتیم ما دختر عموم -اون پسر عمومم چند وقت دیگه عروسیشه -پسر عمم هم قبل از عید عروسیش بود همه مشغولند ما هم که تهران نیستیم همه گذاشتن با بهزاد اومدم کله عروسارو با هم پاگشا کنند که اعتراف میکنم با بدجنسیه تمام از این وضعیت ناراحتم چون از کیفیت هدیه هامون کم میشه
اعترافم میکنم کلی با مامانم رفتیم خرید زرشکو رب انار و گردو و سبزی تا با خودم ببرمو یه علمه غذاهای متنوع تر اضافه کنم
اعتراف میکنم ز خودم خوشم میاد یعنی عاشقه خودمم چون بدم میاد ادم عینه بچه ننه ها فردای عروسیش مهمونی بی دعوت بره خونه مامانش ولی دختر عموم یه هفته نشده 2 بار رفته خونشون
اعتراف میکنم از این هم بدم میاد که ادای عروسیمونو داره تو عروسیا در بییارند چون بهزاد بعد از اتیش بازی کل مهمونا که جمع شدند یه سخنرنی کوتاه و بدون هماهنگیو بدونه توپوق داشت و توش کلی از مهمونا تشکر کرد که هم فوق مودبانه بود هم همه دوست داشتن برای همین عموم اینا ه به طبعیت از ما یه متنه بلند بالا نوشتنو حفظ کردند و ب کلی تپق و یاد اوری با نیشگون زن عموم خوندند خیلی ضایع چون همش از روی فیلم بود نه صادقانه
اعتراف میکنم میدونم اعترافاتم طولانیه ببخشید تا اخره هفته تحملم کنیید دوباره میرم تا نت بگیرم
مثل باران چشمهایت دیدنی است .شهر خاموش نگاهت دیدنی است.زندگانی معنی لبخند توست خنده هایت بی نهایت دیدنیست.

[تصویر:  03-KamyabwWw.Kamyab.ir_.gif]
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #328
1393/05/27 01:14 ق.ظ -
بهتاب آفلاین
مربی میکاپ و شینیون

****

ارسال‌ها: 630
تاریخ عضویت: آبان 1392
اعتبار: 131
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم یکی از با معرفتای گل سایت سیما هست ...خیلی دوستش دارم شاید تا حالا بهش نگفته باشم
اعتراف میکنم یه مدت نبودم گرفتار کار بودم
اعتراف می کنم نبودنمو میخام جبران کنم
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #329
1393/05/27 01:32 ب.ظ -
خانومی آفلاین
مربی طراحی ناخن

*****

ارسال‌ها: 2,841
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1392
اعتبار: 385
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم خدایی الان هرچی فکر میکنم اعترافاتم به ذهنم نمیرسه فقط میخوام بنویسم
آهان آهان یه چیزی یادم اومد اعتراف میکنم همگی بیاین توی دفترچه خاطرات خاطرات روزانه تون رو بنویسین دیگه خواهش خواهش خواهش
اعتراف میکنم آدرس وبلاگم اینه http://www.dordaane.niniweblog.com
اعتراف میکنم خیلی دوستون دارم به خدا راست میگم این دفعه نام نمیبرم چون میترسم دوباره چند نفر از قلم بیوفتن و یادم بره اسمشونو بیارم و مثل دفعه ی قبل باعث ناراحتی بشم
اعتراف میکنم دچار یه سردرگمی شدم دارم دنبال یه چیزایی میگردم که پیدا کردنشون خیلیییییی سخته
اعتراف میکنم دلم یه موزیک خاص و عالی میخواد
اعتراف میکنم اگر میدونستم خونه ی سعیده کجاست و اگر نزدیکم بود تندو تند میرفتم خونشو و دعوتش میکردم خونم
اعتراف میکنم حضور یه آدمی توی زندگیم کمه و کمبودشو دارم حس میکنم
اعتراف میکنم پروازو دوست دارم و من نزدیکم به اوج
وقتی در متن خیابان سقوط میشوم
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #330
1393/05/27 04:46 ب.ظ -
سعیده بانو آفلاین
مربی رنگ و مش

****

ارسال‌ها: 932
تاریخ عضویت: مهر 1392
اعتبار: 217
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم الان دهانم به اندازه غار علیصدر باز چون دارم خمیازه میکشم اعتراف میکنم از خستگی فراوونه شما برداشت بد نکنید
اعتراف میکنم با وجود اینکه یکی دوتا کار آماده کردم برای سایت اما نمیدونم چرا نمی تونم بزارم
اعتراف میکنم وقتی اعتراف خانومی رو خوندم احساس کردم با وجود حسنا چقدر میشد از تنهایی دراومد
اعتراف میکنم خدا دوست داشت من در تنهایی باشم و من این خواسته خدا رو دوست دارم چون تنهایی همیشه بد نیست خیلی وقتهاهم پلکان موفقیت ما آدمهاست
اعتراف می کنم اینکه ما بتونیم متکی بخودمون باشیم و روی پاهایه خودمون ایستادگی کنیم ممکن به خاطر تنهایی هامون باشه
اعتراف می کنم بعداز استراحت کوتاهی میام و کارهای آماده شده رو میزارم و به توصیه حسنای عزیز خاطره امروز رو تو دفترچه یادداشت میکنم
یه اعتراف خیلی گنده دارم واقعا جای عکسهای سیما و مرجان اینجا خالی و واقعاکمبودشون حس میشه من نگرانم اگر درست نشه چقدر اطلاعات مفید رو از دست خواهیم داد
اعتراف میکنم این دو عزیز زحمت زیادی برای عکسهاشون کشیدن اگر عکسهای بافت یا حتی شنیونها برنگرده تو سایت دیگه هیچ نوع آموزش بافتی وجود نداره بیاید TT-TT
اعتراف میکنم همتون رو دوست دارمKissKissKissKissKissKiss

[تصویر:  glitter50.gif]

تو را من چشم در راهم شبا هنگام

که می گیرند در شاخ «تلاجن» سایه ها رنگ سیاهی

وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛

تو را من چشم در راهم.

شبا هنگام ، در آن دم که بر جا، درّه ها چون مرده ماران خفتگان اند؛

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام.

گرم یاد آوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم؛

تو را من چشم در راهم .
پاسخ با نقل قول
 




چه کسانی این موضوع را خوانده اند؟
کاربرانی که این موضوع را خوانده اند (1 کاربر):
Zizi jon

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

درباره ما
گروه انجمن تخصصی آرایشگران در فروردین ماه سال 1391 با هدف ایجاد یک فضای مناسب برای آموزش مهارت های رشته آرایشگری بانوان آغاز به کار کرد . این گروه همواره در تلاش است تا با یاری خداوند گامی هرچند ناچیز در این زمینه بردارد .
هدیه ما به کاربران
1هدیه 2هدیه 3هدیه هدیه4

ما را دنبال کنید: social social social social social

با افتخار ، نیرو گرفته از دانش و هنر ایرانیان .
طراحی قالب سایت توسط : وی بی پرو - تبدیل به MyBB توسط Azul - GreyWolf

This forum uses Lukasz Tkacz MyBB addons.