زمان کنونی: 1395/09/20، 12:50 ق.ظ





 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

ارسال: #401
1393/08/26 12:45 ق.ظ -
خانومی آفلاین
مربی طراحی ناخن

*****

ارسال‌ها: 2,841
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1392
اعتبار: 385
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم مراسم ختم مرتضی پاشایی واقعا شکننده بود برام
اعتراف میکنم همچین جمعیتی رو تاحالا هیچ جایی ندیده بودم
اعتراف میکنم خیلی براش ناراحت شدم و چهار سال با صداش زندگی کردم
اعتراف میکنم بعد از این اتفاق برای مازیار فلاحی مدام دعا میکنم چون اونم خیلی دوست دارم و نمیخوام براش اتفاقی بیوفته
اعتراف میکنم مردم جوگیری داریم
اعتراف میکنم کار پیدا کردم
اعتراف میکنم هانیه خیلی دوست دارم کصاپط
اعتراف میکنم که نمیتونم به خدا فرصت ندارم بیام همونجایی که میدونین و وقتی هم میام شماها نیستین!
اعتراف میکنم الان یه جنازه ی خوشحالم
اعتراف میکنم با اینکه خسته ام ولی خیلی شادم
اعتراف میکنم خدا منوبغل کرده داره نوازشم میکنه
اعتراف میکنم میدونم باور نمیکنین و شایدم متوجه نمیشین چی میگم
اعتراف میکنم.... اعترافات من پایانی نداره.... اعتراف میکنم که اعتراف کردن رو دوست دارم
وقتی در متن خیابان سقوط میشوم
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #402
1393/08/27 07:35 ب.ظ -
سعیده بانو آفلاین
مربی رنگ و مش

****

ارسال‌ها: 932
تاریخ عضویت: مهر 1392
اعتبار: 217
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف می کنم مدتهاست اعتراف نکردم
اعتراف میکنم امروز خیلی خوشحالم زیرا خریدهای که مدتهاست دلم میخواست انجام بدم و وقت نمیکردم رو امروز انجام دادم
اعتراف میکنم بالاخره به سخنان آقای سیا سیا گوش دادم و قرص ایمیدین خریدم بعد یه ضد آفتاب سان سنس یه شامپوی الپسین هم برای آقامون
اعتراف میکنم امروز مثل جو گیرا که نه واقعا جوگیرانه بس که دور پارک دویدم الان زانوهام قفلن و دهانم باز از بس خمیازه کشیدم
اعتراف میکنم یه موضوعی هم دو روزه غمم رو درآورده اونم اینه که یه دختر جوونی که خودش مربی حرکات موزون تو سالن ها بود و خیلی هم معروف متوجه شدم به بیماریی سرطان مبتلا شده و دکترها ازش قطع امید کردن
اعتراف می کنم دوست دارم همه براش دعا کنید
اعتراف میکنم از خدا می خواااااااااااااااااااااااام این مرض بد رو از همگی مون دور کنه و تن تمام دوستان رو سالم کنه (خداااااااااااااااااااااااااا جون هیشکی سرطان نگیرهTT-TT)
اعتراف میکنم فکم در رفتOuch
اعتراف میکنم دوستتون دارم KissKissKissKissKiss

[تصویر:  glitter50.gif]

تو را من چشم در راهم شبا هنگام

که می گیرند در شاخ «تلاجن» سایه ها رنگ سیاهی

وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛

تو را من چشم در راهم.

شبا هنگام ، در آن دم که بر جا، درّه ها چون مرده ماران خفتگان اند؛

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام.

گرم یاد آوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم؛

تو را من چشم در راهم .
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #403
1393/08/29 01:36 ق.ظ -
موژان آفلاین
عضو انجمن *

**

ارسال‌ها: 5
تاریخ عضویت: آبان 1393
اعتبار: 0
 
Heart RE: اعتراف می کنم که.....


عتراف می کنم که.....
بی تو پیچکی گم شده در دشتم/ بی درختی برای تکیه/ بیا ساقیه ای باش مرا / دل این پیچک خسته تنها به تو خوش بود...
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #404
1393/08/29 05:49 ب.ظ -
sima25 آفلاین
مربی بافت و شینیون بافت

****

ارسال‌ها: 579
تاریخ عضویت: بهمن 1392
اعتبار: 234
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف می کنم هنوز که هنوزه از آسمونی شدن مرتضی پاشایی عزیز متاثرم مرگ هیچ هنرمندی اینهمه متاثرم نکرده بود هرشب واسه خاطر شادی روحش زیارت عاشورا میخونم روحش شاد و آروم
و خدایی که در این نزدیکی هاست ....
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #405
1393/08/29 08:00 ب.ظ -
طنازجون آفلاین
مدیر روابط عمومی

****

ارسال‌ها: 1,380
تاریخ عضویت: تير 1392
اعتبار: 181
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم منم مثه سیماخیلی دلم سوخت ازفوت مرتضی پاشایی.خوب خیلی جوون بود63تا93.فقط سی سال.من هروقت آهنگاشوگوش میدم اشکم سرازیرمیشه.یه آهنگم موقعی که بیماربودخوندبرای مادرش به اسم نگران منی که آخرین آهنگش بود.درآمدآخرین کنسرتش هم اهداکردبه بیماران سرطانی.خدارحمتش کنه جوون پاکی بودمن که خیلی شخصیتشودوس داشتم.اعتراف میکنم بچه هاهمین الان که این پیاموخوندین یه فاتحه باصلوات براش بفرستین.
یا به اندازه آرزوهایت تلاش کن، یا به اندازه تلاشت آرزو
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #406
1393/08/30 07:02 ب.ظ -
موژان آفلاین
عضو انجمن *

**

ارسال‌ها: 5
تاریخ عضویت: آبان 1393
اعتبار: 0
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم که با آهنگای مرتضی پاشایی شب و صب وصب وشب میکردم و چقدر خاطرات تلخ وشیرین....[/size][/php]
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #407
1393/09/01 04:29 ق.ظ -
طنازجون آفلاین
مدیر روابط عمومی

****

ارسال‌ها: 1,380
تاریخ عضویت: تير 1392
اعتبار: 181
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم امشب دلم خیلی گرفته بود.اومدم رادیوروروشن کردم وبرنامه اینجاشب نیست گوش دادم نیم ساعت آخربرنامه راجع به مرتضی پاشایی وغلامحسین مظلومی(مربی فوتبال )صحبت میکردن.آهنگای مرتضی روپخش کردن وصحبتای آخرآقای مظلومی ایشون 10سال بیماربودن وبه هیچکس نگفتن خودشون گفتن برای اینکه نمیخواستم زحمت برای دوستان درست کنم.
خدایااین سرطان لعنتی چیه که افتاده به جون این مردم؟این دوعزیزهردوسرطان معده داشتن.خدایااعتراف میکنم مردمی دوروورم میبینم که انقددارن که دارن خفه میشن ولی بازم خون مردمومیکنن توشیشه که پول حروم دربیارن وابایی هم ندارن.خدایااین آدماروزبروز گردن کلفت ترمیشن وهیچیشون نمیشه .خدایاطاقت ندارم این چیزاروببینم ودم نزنم.خدایاکسی که حروم خوری توخونشه ماه محرم میادتومراسم امام حسین(ع) ومیشه استغفرالله صاحب مجلس فقط بخاطراینکه سرچهارنفربیشترکلاه بذاره.اعتراف میکنم خدایاحکمت روهیچوقت به معنای واقعی نمیفهمیم!
یا به اندازه آرزوهایت تلاش کن، یا به اندازه تلاشت آرزو
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #408
1393/09/02 11:02 ب.ظ -
موژان آفلاین
عضو انجمن *

**

ارسال‌ها: 5
تاریخ عضویت: آبان 1393
اعتبار: 0
 
RE: اعتراف می کنم که.....


(1393/09/01 04:29 ق.ظ)طنازجون نوشته شده توسط:  اعتراف میکنم امشب دلم خیلی گرفته بود.اومدم رادیوروروشن کردم وبرنامه اینجاشب نیست گوش دادم نیم ساعت آخربرنامه راجع به مرتضی پاشایی وغلامحسین مظلومی(مربی فوتبال )صحبت میکردن.آهنگای مرتضی روپخش کردن وصحبتای آخرآقای مظلومی ایشون 10سال بیماربودن وبه هیچکس نگفتن خودشون گفتن برای اینکه نمیخواستم زحمت برای دوستان درست کنم.
خدایااین سرطان لعنتی چیه که افتاده به جون این مردم؟این دوعزیزهردوسرطان معده داشتن.خدایااعتراف میکنم مردمی دوروورم میبینم که انقددارن که دارن خفه میشن ولی بازم خون مردمومیکنن توشیشه که پول حروم دربیارن وابایی هم ندارن.خدایااین آدماروزبروز گردن کلفت ترمیشن وهیچیشون نمیشه .خدایاطاقت ندارم این چیزاروببینم ودم نزنم.خدایاکسی که حروم خوری توخونشه ماه محرم میادتومراسم امام حسین(ع) ومیشه استغفرالله صاحب مجلس فقط بخاطراینکه سرچهارنفربیشترکلاه بذاره.اعتراف میکنم خدایاحکمت روهیچوقت به معنای واقعی نمیفهمیم!

واقا حرفات دردو دلای من بود واقا نمیفهمم ادمای ظالم همیشه سالمن خدایا ولی بازم میگم شکرت
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #409
1393/09/04 01:09 ق.ظ - (آخرین ویرایش در این ارسال: 1393/09/04 01:11 ق.ظ، توسط سعیده بانو. دلیل ویرایش : )
سعیده بانو آفلاین
مربی رنگ و مش

****

ارسال‌ها: 932
تاریخ عضویت: مهر 1392
اعتبار: 217
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم الان مشهد هستم=)
اعتراف میکنم هوا عالیه الان رفته بودیم قدم بزنیم که برف ریزی صورتمون رو سوزن سوزن میکرد تو نور ماشینها که نگاه میکردی برف یکدست و ریزی بود که انگار به نوبت فرود میومدن پشت سرهم اعتراف میکنم واقعا زیبا بود هوا طوری سرده که دستهات کاملا بی حس میشه و سرما به استخوانت نفوذ میکنه ولی اعتراف میکنم از دید من عالیه اعتراف میکنم همین طور که به سمت جلو میرفتم سرم رو بالا آوردم چشمم به ضریح طلایی امام عزیزمون افتاد السلام و علیک یا علی ابن موسی الرضا اعتراف میکنم تمام وجودم آرامش میشه وقتی اینجا هستم اعتراف میکنم عاشق مشهد هستم چون عاشق امام رضا هستم.اعتراف میکنم یک ساعت دیگه می رم پا بوس آقا اعتراف می کنم خوشحالم
اعتراف میکنم اینجا به یاد همتون هستم
اعتراف میکنم همتون رو دوست دارمKissKissKissKiss

[تصویر:  glitter50.gif]

تو را من چشم در راهم شبا هنگام

که می گیرند در شاخ «تلاجن» سایه ها رنگ سیاهی

وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛

تو را من چشم در راهم.

شبا هنگام ، در آن دم که بر جا، درّه ها چون مرده ماران خفتگان اند؛

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام.

گرم یاد آوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم؛

تو را من چشم در راهم .
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #410
1393/09/04 10:17 ب.ظ - (آخرین ویرایش در این ارسال: 1393/09/04 10:27 ب.ظ، توسط الناز28. دلیل ویرایش : )
الناز28 آفلاین
متخصص ميكاپ و شنييون

**

ارسال‌ها: 421
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1393
اعتبار: 98
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف ميكنم كه خوش به احوالت سعيده جان ازت التماس دعاي شديدددددددد دارم مارو هم ياد كن وسلام مارو هم به آقا برسون
نامرت چرا نگفتي ميخاي بري مشهد؟تا التماس دعا بگيم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من نميدونم سوغاتي يادت نره وگرنه!!!!!!!!!!
سوغاتيه من گرفتن حاجتم از امام رضاست كه شديدا الان حاجتمندم .خييييييييلي برام دعاكن.
حساب بيخبر رفتنت مال بعدا كه بر ميگردي به سلامت ان شاالله!!!!!!!!!!!!
السلام عليك يا امام غريب يا ضامن آهو خودت حاجت دل همه ي بچه هاي سايت رو بده...........
پاسخ با نقل قول
 




چه کسانی این موضوع را خوانده اند؟
کاربرانی که این موضوع را خوانده اند (1 کاربر):
Zizi jon

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

درباره ما
گروه انجمن تخصصی آرایشگران در فروردین ماه سال 1391 با هدف ایجاد یک فضای مناسب برای آموزش مهارت های رشته آرایشگری بانوان آغاز به کار کرد . این گروه همواره در تلاش است تا با یاری خداوند گامی هرچند ناچیز در این زمینه بردارد .
هدیه ما به کاربران
1هدیه 2هدیه 3هدیه هدیه4

ما را دنبال کنید: social social social social social

با افتخار ، نیرو گرفته از دانش و هنر ایرانیان .
طراحی قالب سایت توسط : وی بی پرو - تبدیل به MyBB توسط Azul - GreyWolf

This forum uses Lukasz Tkacz MyBB addons.