زمان کنونی: 1395/09/16، 01:46 ب.ظ





 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

ارسال: #431
1393/10/17 05:19 ب.ظ -
sima25 آفلاین
مربی بافت و شینیون بافت

****

ارسال‌ها: 579
تاریخ عضویت: بهمن 1392
اعتبار: 234
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف می کنم که هیچوقت جلوی روز و روزگار زانو نزدم و هیچوقتم نخواهم زد
اعتراف می کنم که خیلی وقتا با زندگی در افتادم و در نهایت خودم پیروز شدم
اعتراف می کنم که خودمو خیلی دوست بخاطر اراده ای که دارمDrunk اصلنم خود شیفته نیستم
اعتراف می کنم که امروز خیلی خوشحالم و شادی رو از ته قلبم واسه تک تکتون آرزو دارم
اعتراف می کنم که خدا همیشه و همه جا یارم بوده و به دادم رسیده حتی جاهایی که اصلا بهش فکر نمیکردم
و اعتراف می کنم که دوست دارم همتون تو کارتون موفق باشید و همیشه از ته دلتون بخندید=)
و خدایی که در این نزدیکی هاست ....
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #432
1393/10/20 02:49 ق.ظ -
مرمری آفلاین
عضو انجمن *

**

ارسال‌ها: 19
تاریخ عضویت: دى 1393
اعتبار: 2
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم چند روز تو خونه موندم و میخواستم ببینم کسی یادم میکنه؟
البته در ناباوری یافتم که به جز همسر نازنینم
تو یاد کسی نبودم....
اینجاس که آدم میفهمی تنها کسی که بیشتر از همه هواتو داره و نفسش به نفست بنده همسره ما برای پدر مادر هامونم مهمون حساب میشیم
کاشت ناخن در مشهد
با مواد امریکایی انگلیسی ریفورما
09156003389
آموزش کاشت ناخن
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #433
1393/10/24 03:03 ب.ظ -
سعیده بانو آفلاین
مربی رنگ و مش

****

ارسال‌ها: 932
تاریخ عضویت: مهر 1392
اعتبار: 217
 
RE: اعتراف می کنم که.....


وای خدایا اینجا کجاست ؟WantWantWant
اعتراف می کنم چقدر دلم تنگ شده برای اعتراف کردن
اعتراف میکنم مدتهاست نیومدم اینجا
اعتراف میکنم امروز فقط دلم میخواد تو گپ خودمونی مشارکت داشته باشمDazzled-icon
اعتراف میکنم دو هفته سختی رو گذروندم
اعتراف میکنم دوری از خونه افسرده ام کرده
اعتراف میکنم دلم میخواد هیچکس رو نبینم هیچکس
اعتراف میکنم ولی نمیشه چون ما تنها به خودمون متعلق نیستیم وابستگانی داریم که اگر نباشیم دربدر میشنTT-TT
اعتراف میکنم دلم میخواد به خیلی چیزها اعتراف کنم .....
فقط میگم موقتی دوباره خوب میشم و همه اتون رو دوست دارم Ouch
KissKissKissKiss

[تصویر:  glitter50.gif]

تو را من چشم در راهم شبا هنگام

که می گیرند در شاخ «تلاجن» سایه ها رنگ سیاهی

وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛

تو را من چشم در راهم.

شبا هنگام ، در آن دم که بر جا، درّه ها چون مرده ماران خفتگان اند؛

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام.

گرم یاد آوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم؛

تو را من چشم در راهم .
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #434
1393/10/25 03:47 ب.ظ - (آخرین ویرایش در این ارسال: 1393/10/25 03:54 ب.ظ، توسط الناز28. دلیل ویرایش : )
الناز28 آفلاین
متخصص ميكاپ و شنييون

**

ارسال‌ها: 421
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1393
اعتبار: 98
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف ميكنم كه سعيده جون من همين الان دوست دارم كه دوستم داشته باشي!!!!Arr من نميتونم صبر كنم تا خوب شيArr
اعتراف ميكنم كه نقدرو ول نميكنم نسيه رو بگيرمArrشايد بعد نظرت عوض شدDazzled-icon
اعتراف ميكنم كه خيلي دلم ميخواد شبونه بزنم به صندوقچه ي سعيده بانو.(آخه تو اعترافهاش بوي پول زياد ميومد)
اعتراف ميكنم كه .........................شبا مواظب خودت باش عجيجم!!!!!!!!!!!!!!
اعتراف ميكنم كه ان شاالله هميشه همتون به كار باشين...........ودلتون شاد شاد.............
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #435
1393/10/25 08:16 ب.ظ -
sima25 آفلاین
مربی بافت و شینیون بافت

****

ارسال‌ها: 579
تاریخ عضویت: بهمن 1392
اعتبار: 234
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف می کنم که وقتی کسی تو انجمن جواب پیام خصوصیمو نمیده یا خیلی دیر جواب میده خیلی میرنجم
اعتراف می کنم که ناراحتی و نگرانیه هیچکدومتونو نمیتونم ببینم ایشالا که دلتون همیشه شاد باشه
و اعتراف می کنم که دوست دارم همتونو از نزدیک ببینم
مرجاااااااان طنااااااااز الناااااااااز بهتااااااااااب و ..... زود باشین عکستونو بذارین واسه پروفایلتون همی الان
و خدایی که در این نزدیکی هاست ....
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #436
1393/10/27 09:04 ب.ظ -
kocholo آفلاین
هنرجوی رشته زیبایی

**

ارسال‌ها: 85
تاریخ عضویت: آذر 1392
اعتبار: 5
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم امروز روز خوبی داشتم
اعتراف میکنم خیلی خوشحالم چون که امروز روز اول کلاس تاتوم بود=)
اعتراف میکنم هم کلی ذوق کردم Meawهم کلی استرس داشتمDazzled-icon
اعتراف میکنم خیلی حس خوبیه لرزش دستگاه تو دستDrunkDrunk
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #437
1393/11/01 01:04 ق.ظ -
سعیده بانو آفلاین
مربی رنگ و مش

****

ارسال‌ها: 932
تاریخ عضویت: مهر 1392
اعتبار: 217
 
RE: اعتراف می کنم که.....


خیلی خوشحالم اخه امشبع شب تولدمه:dazzled-icon
اعتراف میکنم اصلا خوشحال نیستم خیلی هم ناراحتم
اعتراف میکنم دلم می خواد برگردم به بیست سال پیشTT-TTTT-TTدوران کودکی
اعتراف میکنم اگر بر می‌گشتم الان خیلی می دونستم چه کارهایی باید انجام بدم
اعتراف میکنم مثل مرده ای هستم که از خدا فرصت دوباره میخواد
اعتراف می کنم دلم نمی خواد ناشکری کنم چون می دونم خیلی چیزای که خیلی ها تو حسرتش هستن رو خدا به من داده
اعتراف میکنم موفقیتهای فراوونی بدست آوردم تو این چند سال که خیلی ها رو نسبت به من حساس کرد
اما یه اعتراف گنده دارم یه اعترافی که گفتنش شجاعت می خواد و من اونشجاعت رو دارم
اعتراف می کنم من اصلا از خودم راضی نیستم چون احساس میکنم خداوند استعدادهای فراوون به من داد و من اونها رو بدون استفاده رها کردم
اعتراف میکنم یه موضوعی خیلی ناراحتم کرد و این ناراحتی باعث شد Ouch سرم بشکنهTT-TT
اعتراف میکنم بعدا که فکر کردم فهمیدم حتی ارزش فکر کردن هم نداشت چه برسه به اینکه از ناراحتی با مخ برم تو سه کنج ویترینDazzled-icon
اعتراف میکنم خیلی دوستتون دارمKissKissKiss

[تصویر:  glitter50.gif]

تو را من چشم در راهم شبا هنگام

که می گیرند در شاخ «تلاجن» سایه ها رنگ سیاهی

وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛

تو را من چشم در راهم.

شبا هنگام ، در آن دم که بر جا، درّه ها چون مرده ماران خفتگان اند؛

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام.

گرم یاد آوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم؛

تو را من چشم در راهم .
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #438
1393/11/01 12:21 ب.ظ -
sharare آفلاین
هنرجوی رشته زیبایی

**

ارسال‌ها: 104
تاریخ عضویت: فروردین 1393
اعتبار: 10
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم روز تولد عجیبی داشتم اصلا یادم نبود Dazzled-icon پسرم با یهبنده خدا درگیر شد کارش به دادگاه کشید تو ورودی ساختمان دادسرا اس اومد هدیه تولد همراه اول ...... خنده روی لبم نشست پسرم گفت دادگاه خنده داره گفتم اره هردو خندیدیم ..........اینم یه روز بود Omg-Omg-
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #439
1393/11/05 03:27 ق.ظ -
siasiasia آفلاین
مشاور پوست و زیبایی


ارسال‌ها: 346
تاریخ عضویت: مهر 1393
اعتبار: 105
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم دلم میخواست یه چند روز پشت سر هم تعطیل بود و من همه ی این چند روز را میخوابیدم بدون اینکه بخوام به چیزی فکر کنم.خواب راحت چیزیه که به شدت بهش محتاجم.
اعتراف میکنم دلم میخواد برم تو خیابونهای شهر تو پاساژهای شهر گشتی بزنم و برا خودم خرید کنم.
اعتراف میکنم فشار کار داروخانه خیلی خیلی بالاست.وضع دارو به شدت نابسامانه.اصلا انگاری قفل شده هیچ دارویی گیر نمیاد.پزشکان هم همه طلبکارند،سر و صدای همه شون بلند شده.
اعتراف میکنم نگران مردمم.
اعتراف میکنم امروز وقتی شنیدم که سرم شستشو( همون اب نمک خودمون) سهمیه ایی شده دیگه داشتم شاخ در میاوردم،واقعا تو مملکت داره چی میگذره؟؟؟
اعتراف میکنم عنان کار از دستم داره خارج میشه.
اعتراف میکنم وسط این همه فشار و استرس دلم هوای اغوش مادرمو کرده.حیف که بهش دسترسی ندارم.
اعتراف میکنم مادرها موجودات عجیبی هستن.
امروز یکشنبه ساعت 5\12 همایش بزرگ لیراک برگزار میشه،منم دعوت هستم،قراره محصولات جدید لیراک معرفی بشن.
اعتراف میکنم با اینکه لیراک را مثل کف دستم میشناسم اما همیشه بر اصل یادگیری مداوم پایبند بودم.شاید چیز جدیدی فهمیدم.
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #440
1393/11/05 12:16 ب.ظ -
hoori9 آفلاین
هنرجوی رشته زیبایی

**

ارسال‌ها: 23
تاریخ عضویت: بهمن 1393
اعتبار: 1
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم که اونجوری که باید برای کنکور 15 اسفند درس نخوندم!!!!!!!
ایشالله به زودی یه آرایشگر خیلی خوب میشمHeartS (65)
پاسخ با نقل قول
 




چه کسانی این موضوع را خوانده اند؟
کاربرانی که این موضوع را خوانده اند (1 کاربر):
Zizi jon

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

درباره ما
گروه انجمن تخصصی آرایشگران در فروردین ماه سال 1391 با هدف ایجاد یک فضای مناسب برای آموزش مهارت های رشته آرایشگری بانوان آغاز به کار کرد . این گروه همواره در تلاش است تا با یاری خداوند گامی هرچند ناچیز در این زمینه بردارد .
هدیه ما به کاربران
1هدیه 2هدیه 3هدیه هدیه4

ما را دنبال کنید: social social social social social

با افتخار ، نیرو گرفته از دانش و هنر ایرانیان .
طراحی قالب سایت توسط : وی بی پرو - تبدیل به MyBB توسط Azul - GreyWolf

This forum uses Lukasz Tkacz MyBB addons.