زمان کنونی: 1396/06/02، 02:18 ب.ظ





 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

ارسال: #431
1393/10/27 09:04 ب.ظ -
kocholo آفلاین
هنرجوی رشته زیبایی

**

ارسال‌ها: 85
تاریخ عضویت: آذر 1392
اعتبار: 5
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم امروز روز خوبی داشتم
اعتراف میکنم خیلی خوشحالم چون که امروز روز اول کلاس تاتوم بود=)
اعتراف میکنم هم کلی ذوق کردم Meawهم کلی استرس داشتمDazzled-icon
اعتراف میکنم خیلی حس خوبیه لرزش دستگاه تو دستDrunkDrunk
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #432
1393/11/01 01:04 ق.ظ -
سعیده بانو آفلاین
مربی رنگ و مش

****

ارسال‌ها: 932
تاریخ عضویت: مهر 1392
اعتبار: 217
 
RE: اعتراف می کنم که.....


خیلی خوشحالم اخه امشبع شب تولدمه:dazzled-icon
اعتراف میکنم اصلا خوشحال نیستم خیلی هم ناراحتم
اعتراف میکنم دلم می خواد برگردم به بیست سال پیشTT-TTTT-TTدوران کودکی
اعتراف میکنم اگر بر می‌گشتم الان خیلی می دونستم چه کارهایی باید انجام بدم
اعتراف میکنم مثل مرده ای هستم که از خدا فرصت دوباره میخواد
اعتراف می کنم دلم نمی خواد ناشکری کنم چون می دونم خیلی چیزای که خیلی ها تو حسرتش هستن رو خدا به من داده
اعتراف میکنم موفقیتهای فراوونی بدست آوردم تو این چند سال که خیلی ها رو نسبت به من حساس کرد
اما یه اعتراف گنده دارم یه اعترافی که گفتنش شجاعت می خواد و من اونشجاعت رو دارم
اعتراف می کنم من اصلا از خودم راضی نیستم چون احساس میکنم خداوند استعدادهای فراوون به من داد و من اونها رو بدون استفاده رها کردم
اعتراف میکنم یه موضوعی خیلی ناراحتم کرد و این ناراحتی باعث شد Ouch سرم بشکنهTT-TT
اعتراف میکنم بعدا که فکر کردم فهمیدم حتی ارزش فکر کردن هم نداشت چه برسه به اینکه از ناراحتی با مخ برم تو سه کنج ویترینDazzled-icon
اعتراف میکنم خیلی دوستتون دارمKissKissKiss

[تصویر:  glitter50.gif]

تو را من چشم در راهم شبا هنگام

که می گیرند در شاخ «تلاجن» سایه ها رنگ سیاهی

وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛

تو را من چشم در راهم.

شبا هنگام ، در آن دم که بر جا، درّه ها چون مرده ماران خفتگان اند؛

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام.

گرم یاد آوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم؛

تو را من چشم در راهم .
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #433
1393/11/01 12:21 ب.ظ -
sharare آفلاین
هنرجوی رشته زیبایی

**

ارسال‌ها: 104
تاریخ عضویت: فروردین 1393
اعتبار: 10
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم روز تولد عجیبی داشتم اصلا یادم نبود Dazzled-icon پسرم با یهبنده خدا درگیر شد کارش به دادگاه کشید تو ورودی ساختمان دادسرا اس اومد هدیه تولد همراه اول ...... خنده روی لبم نشست پسرم گفت دادگاه خنده داره گفتم اره هردو خندیدیم ..........اینم یه روز بود Omg-Omg-
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #434
1393/11/05 03:27 ق.ظ -
siasiasia آفلاین
مشاور پوست و زیبایی


ارسال‌ها: 375
تاریخ عضویت: مهر 1393
اعتبار: 108
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم دلم میخواست یه چند روز پشت سر هم تعطیل بود و من همه ی این چند روز را میخوابیدم بدون اینکه بخوام به چیزی فکر کنم.خواب راحت چیزیه که به شدت بهش محتاجم.
اعتراف میکنم دلم میخواد برم تو خیابونهای شهر تو پاساژهای شهر گشتی بزنم و برا خودم خرید کنم.
اعتراف میکنم فشار کار داروخانه خیلی خیلی بالاست.وضع دارو به شدت نابسامانه.اصلا انگاری قفل شده هیچ دارویی گیر نمیاد.پزشکان هم همه طلبکارند،سر و صدای همه شون بلند شده.
اعتراف میکنم نگران مردمم.
اعتراف میکنم امروز وقتی شنیدم که سرم شستشو( همون اب نمک خودمون) سهمیه ایی شده دیگه داشتم شاخ در میاوردم،واقعا تو مملکت داره چی میگذره؟؟؟
اعتراف میکنم عنان کار از دستم داره خارج میشه.
اعتراف میکنم وسط این همه فشار و استرس دلم هوای اغوش مادرمو کرده.حیف که بهش دسترسی ندارم.
اعتراف میکنم مادرها موجودات عجیبی هستن.
امروز یکشنبه ساعت 5\12 همایش بزرگ لیراک برگزار میشه،منم دعوت هستم،قراره محصولات جدید لیراک معرفی بشن.
اعتراف میکنم با اینکه لیراک را مثل کف دستم میشناسم اما همیشه بر اصل یادگیری مداوم پایبند بودم.شاید چیز جدیدی فهمیدم.
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #435
1393/11/05 12:16 ب.ظ -
hoori9 آفلاین
هنرجوی رشته زیبایی

**

ارسال‌ها: 23
تاریخ عضویت: بهمن 1393
اعتبار: 1
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم که اونجوری که باید برای کنکور 15 اسفند درس نخوندم!!!!!!!
ایشالله به زودی یه آرایشگر خیلی خوب میشمHeartS (65)
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #436
1393/11/17 01:44 ب.ظ - (آخرین ویرایش در این ارسال: 1393/11/17 01:47 ب.ظ، توسط الناز28. دلیل ویرایش : )
الناز28 آفلاین
متخصص ميكاپ و شنييون

**

ارسال‌ها: 421
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1393
اعتبار: 98
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف ميكنم كه اين روزا خيلي خسته ام خيلي.

پر از فشار عصبي.كار.استرس.وكمبود وقتYou-make-me-hurt-icon

اعتراف ميكنم كه اين روزا خيلي كار دارم(افتتاح ارايشگاه جديدوخريد لوازم و.چيدن دكوراسيون وخيلي كارهاي ديگه. .............)

از همه مهمتر نگاههاي چپ چپ اطرافيانو .دوستان.وفاميل و انتظارهايي كه دارن بيشتر اذيت كنندس(بابا نميرسم چيكار كنم.ميوفتم ميميرم راحت ميشينا!!!!TT-TT........................البته دور از جونمArr

بابا يكي به زبون خوش بهشون بگه مگه من چقدر ظرفيت دارم؟؟؟؟TT-TT

دلم ميخواد برم يه جاي دوووووووووووووووووووور توي يه دشت زيبا كه كسي نباشه يكم فقط بخوابم.بدون هيچ مزاحم وهيچ صدايي
ديگه حتي دلم نميخواد جواب تلفنهارو بدم.

اين روزها هم كه بچه ها كمتر به انجمن سر ميزنن .بيشتر دلم ميگيره.سعيده بانو.مرجان.سايه.سيما.سوگل .الي .ماريا.بهتاب ..و بقيه دوستايي كه عزيزن و اسمشونو نبردم دوستاي گلم دلم براتون تنگ شده.بياين بي معرفتا ديگه!!!!!!!!!!Ah-icon

تنها هانيه عزيز رو من تقريبا هرروز ميبينم.كه اگه اون هم نياد ديگه هيچي.!!!!!!!!!!!!

الان با زبون خوش بهتون گفتم بياين .دفعه ديگهCut-iconBeat-plaster-iconديگه خودتون ميدونيد!!!!
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #437
1393/11/18 02:49 ب.ظ -
سماء آفلاین
تمام دنیام بهزاد

****

ارسال‌ها: 981
تاریخ عضویت: آذر 1391
اعتبار: 163
 
RE: اعتراف می کنم که.....


سللللللللللللللللام سلام
اعتراف میکنم من امدم خوش امدم
اعتراف میکنم دل تو دلم نیست از سایت پرت نشم بیرون چون تمام رمزای ایمیلمو فراموش کردم
اعتراف میکنم دلم برای همتون تنگولده بود
مثل باران چشمهایت دیدنی است .شهر خاموش نگاهت دیدنی است.زندگانی معنی لبخند توست خنده هایت بی نهایت دیدنیست.
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #438
1393/11/18 10:33 ب.ظ -
_مرجان_ آفلاین
مربی میکاپ و شینیون

****

ارسال‌ها: 1,437
تاریخ عضویت: شهریور 1392
اعتبار: 292
 
RE: اعتراف می کنم که.....


دلم براتون تنگ شده. ولی چه کنم این دنیا بدجوری حالمو گرفته. درست میشه میدونم. النازم ممنونم که به یادم بودی. حس خوبی به من دادی. زوده زود میام . سرحال و شنگول.
سالن مَهانْ
رشت. مطهری09112308396

https://www.instagram.com/maah.an.salon/
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #439
1393/11/19 01:03 ب.ظ -
الی65 آفلاین
پلیس انجمن

****

ارسال‌ها: 641
تاریخ عضویت: آبان 1391
اعتبار: 69
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اخه الناز گلی جون وقتی پر از درد ومشکلاتیم بیایم اینجا اعتراف کنیم که چی بشه انرژی منفی بدیم وبریم عزیزم No-waigif
من خودم دوست ندارم از درد وغصه و مشکلات بنویسم Sick
اگه لطفی بشه وعنایتی که باعث پیشرفتم شد قول میدم بیام وهرروز از چیزای خوب و قشنگ این روزگار بنویسمDrunk
کاش.....
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #440
1393/11/19 03:00 ب.ظ -
الناز28 آفلاین
متخصص ميكاپ و شنييون

**

ارسال‌ها: 421
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1393
اعتبار: 98
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اي بابا انگار همه دلشون پر از دردهArr

بابا به خدا منم يه بقچه پر از دردم اما سعي ميكنم هميشه انرژيه مثبت بدم Dazzled-icon

جالبه كه هركس فكر ميكنه تموم بدبختيها رو سر خودش هوار شده اما با درد دل كردن متوجه ميشه كه بدتر از خودش هم وجود داره.خوب اينم خودش باعث ميشه آدم انرژيه مثبت بگيره.وبدونه كه تنها نيست .


من كه گفتم اگه اين انجمن يه پشت بوم داشت همه ي اين مشكلات ما حل ميشد.عصر به عصر همه اونجا جمع ميشديم به صرف خوردن يه چايي وقهوه. ودرد دل.البته من نسكافه دوست دارم يادتون باشهArr
غصه نخورين صدسال اولش سخته بعدش خوب ميشهArr

آقاي مدير مشكلات ما داره حاد ميشه.لطفا برين تو فكر ساختن يه پشت بوم واسه انجمنArrArr


الهي كه هميشه لباتون پر از
خنده باشه ودلتون شادوغم تو دلتون نباشه. بلند بگو الهي آمين.
پاسخ با نقل قول
 




پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

درباره ما
گروه انجمن تخصصی آرایشگران در فروردین ماه سال 1391 با هدف ایجاد یک فضای مناسب برای آموزش مهارت های رشته آرایشگری بانوان آغاز به کار کرد . این گروه همواره در تلاش است تا با یاری خداوند گامی هرچند ناچیز در این زمینه بردارد .
هدیه ما به کاربران
1هدیه 2هدیه 3هدیه هدیه4

ما را دنبال کنید: social social social social social

با افتخار ، نیرو گرفته از دانش و هنر ایرانیان .
طراحی قالب سایت توسط : وی بی پرو - تبدیل به MyBB توسط Azul - GreyWolf

This forum uses Lukasz Tkacz MyBB addons.