زمان کنونی: 1395/09/20، 04:19 ب.ظ





 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

ارسال: #451
1393/11/25 09:59 ب.ظ -
الناز28 آفلاین
متخصص ميكاپ و شنييون

**

ارسال‌ها: 421
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1393
اعتبار: 98
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف ميكنم كه من آخرش اين سعيده بانو روخفه ميكنم وپولاشوو..............................Arr
راستي سعيده جون شبها رو متكا ميخوابي............................آدرسشو ميخوامArr
اعتراف ميكنم كه سماييي ديگه قرار نشد آقا بهزاد بيچاره بره همش سر كار شمام بري جين سينگ كني لبتوووووووووووووووووونميدونم چييييييييي بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟راستي كي ميري منم ميامArr
اعتراف ميكنم كه رخسازه جون نزديكه شبه عيده دست رو دلمون نزارررررررررررررررررررررررررررررررررررررر كه پراز خاليهDazzled-icon
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #452
1393/11/26 01:38 ق.ظ -
حبیبه نقی نژاد آفلاین
هنرجوی فعال رشته زیبایی

***

ارسال‌ها: 290
تاریخ عضویت: آذر 1392
اعتبار: 11
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم که دلم واسه آموزشهای سایه جون تنگ شده آموزش رنگ هاش نصفه مونده سایه جون به ما اینجوری قول داده بودی همه چی رو توضیح بدی؟من از آموزس های شما خیلی چیزا یاد میکرفتم ولی حالا دبگه..........
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #453
1393/11/28 04:56 ق.ظ -
سماء آفلاین
تمام دنیام بهزاد

****

ارسال‌ها: 975
تاریخ عضویت: آذر 1391
اعتبار: 163
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم گریم گرفته دوباره باید از پیشه خانواده ام برم چقدر دلم براشون تنگ میشه شبا تا میتونم بیدارم و همه چیزو به خاطرم میسپورم
اعتراف میکنم دوست دارم خواهرمم زودتر ازدواج کنه یه اپارتمان ساکن شیم همسایه شیم وای که چه خوش میگذرهArrDrunk
اعتراف میکنم واسه بابا و مامانم جونمو میدم همش زیر چشمی تا میتونم دل سیر نگاهشون میکنم Ouch
اعتراف مینم باید به الناز جونم بگم که بهزاد خان خودش مشوقه منه و اگرم یادم بره یادم می اندازه (به قول بابام خدا درو تخته رو خوب جور کرده)Dont-know-icon
اعتراف میکنم وحشتناک چاق شدم بعد از هر چند کلمه که حرف میزنم نفسم در نمیاد Dazzled-icon
اعتراف میکنم دلم برای دستپختم و خونه خوشگلمونم تنگ شده
اعتراف میکنم غربت سخته خیلی چیزا دیدمو کشیدم که تو عمرم فکرشم نکرده بودم یکیش نیش خوردگی بهزاد که 3 نصفه شب تا ساعت 5 صبح تو بیابون پیاده رفتیم تا به بیمارستان برسیم ماشینیم نبود سگا و گرگهاهم دنبالمون کرده بودند اما من محکم بودم گریه نکردمWant
اعتراف میکنم هرکی به بهزاد میرسه میگه قدره خانومتو بدون منم کیف میکنم ArrDrunk
اعتراف میکنم بهزاد همسرم نیست یه پسر بچه 30 ساله فوق شیطونه که مراقبت میخواد (اونم همین نظرو راجع به من داره)
اعتراف میکنم دلم 2 یا 3 قلو میخواد برای 2 سال دیگه دعا کنید بشه
اعتراف میکنم میدونم زیاد اعتراف کردم ولی چون میرم تا یه عالمه وقتع دیگه به بزرگواریتون ببخشید

اعتراف میکنم دلم برای جمع شبانمون (برای تک تکتون) تنگ شده به خصوص حسنا چون دیدمش یه کم بیشتر از همهOuch
اعتراف میکنم عاشقه جورابای رنگی رنگیم یه جین خریدم ببرم با خودم
اعتراف میکنم سیما قرار بود برای اخره بهمن بیاد پیشم نمیدونم چرا نه زنگ زد نه اومد منم وقت نکردم بهش زنگ بزنمHuh
مثل باران چشمهایت دیدنی است .شهر خاموش نگاهت دیدنی است.زندگانی معنی لبخند توست خنده هایت بی نهایت دیدنیست.

[تصویر:  03-KamyabwWw.Kamyab.ir_.gif]
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #454
1393/11/28 10:29 ق.ظ -
sima25 آفلاین
مربی بافت و شینیون بافت

****

ارسال‌ها: 579
تاریخ عضویت: بهمن 1392
اعتبار: 234
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف می کنم که هیچ توضیحی ندارم ب سما گلی بدم Drunkفقط یه عذرخواهی بدهکارم چون واقعا اینروزا سرم خیلی درگیر کاره
اعتراف می کنم که از همینجا قول میدم که حتما به همین زودی میام پیشت سما جون
اعتراف می کنم که اگه اینروزا تو انجمن فعالیت ندارم بخاطر اینه که هربار وقت میکنم و یه سر میام اول یخورده از تاپیکامو که عکساشون حذف شده بودو ویرایش میکنم و دوباره عکساشونو آپلود میکنم تا شما بتونید استفاده کنید
اما قول میدم این کم فعالیتیمو واستون جبران کنمKiss
و خدایی که در این نزدیکی هاست ....
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #455
1393/12/02 10:59 ق.ظ - (آخرین ویرایش در این ارسال: 1393/12/02 10:59 ق.ظ، توسط الناز28. دلیل ویرایش : )
الناز28 آفلاین
متخصص ميكاپ و شنييون

**

ارسال‌ها: 421
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1393
اعتبار: 98
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف ميكنم كه..............................
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #456
1393/12/03 02:08 ب.ظ -
sima25 آفلاین
مربی بافت و شینیون بافت

****

ارسال‌ها: 579
تاریخ عضویت: بهمن 1392
اعتبار: 234
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف می کنم که واقعا جای حسنا و بهتاب تو انجمن خالیه ایشالا هرجا که هستن سلامت باشن هم خودشون هم خونوادشون
و خدایی که در این نزدیکی هاست ....
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #457
1393/12/04 10:34 ب.ظ -
معصومه قربانی آفلاین
عضو انجمن *

**

ارسال‌ها: 32
تاریخ عضویت: خرداد 1393
اعتبار: 19
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم که دلتون خوش است وازین بابت خوشحالم
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #458
1393/12/07 03:57 ب.ظ -
سپینود1 آفلاین
ارایشگر

**

ارسال‌ها: 141
تاریخ عضویت: دى 1393
اعتبار: 2
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم سرمون داره شلوغ میشه و فشار کار هر روز داره بیشتر میشه اعتراف میکنم دست و دلم به خونه تکونی هم نمیره چون شبا که میام خونه خیلی خستم
اعتراف میکنم از اینکه مشتری مدام میاد و میره خوشحالم چون.......................
DrunkDrunk[font=Verdana]خدایا کمکم کن کارم به دل مشتریام بشینه و زیاد بشن[/fon
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #459
1393/12/12 12:05 ب.ظ -
siivva آفلاین
کاربر انجمن

**

ارسال‌ها: 1
تاریخ عضویت: اسفند 1393
اعتبار: 0
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف می کنم بی صبرانه منتظر سال جدیدم .....
اعتراف می کنم که کلمه اعتراف رو یادم رفته بود چه جوری بنویسم از کامنت قبلی تقلب کردم...Dazzled-icon






پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #460
1393/12/13 09:08 ب.ظ - (آخرین ویرایش در این ارسال: 1393/12/13 09:43 ب.ظ، توسط الناز28. دلیل ویرایش : )
الناز28 آفلاین
متخصص ميكاپ و شنييون

**

ارسال‌ها: 421
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1393
اعتبار: 98
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف ميكنم كه ما همچنان محكم واستوار وپابرجا منتظر ثبت اختراعات دوستان هستيم واز صحنه عقب نشيني نميكنيمArr
اعتراف ميكنم كه حسابي مريض ودرب داغون وپنچر شدمI-am-tired-icon
اعتراف ميكنم كه سرو گلو وتب ولرز و.................يهويي اينطوري بودمS (6) بعد شدم اينطوري You-make-me-hurt-icon
اعتراف ميكنم كه............................... ديگه نفسم بالا نمياد مادر بايد برم دكتر
اعتراف ميكنم كه البته خودم يه پا دكترم و به قول شوهرم بزودي مطب خودمو افتتاح ميكنمDazzled-icon
اعتراف ميكنم كه ديگه صدام بالااااااااااااا نمياد دست به گيرنده هاي خودتون نزنيد.صداي من گرفتس.فعلا خداحافظ تا بعد....................
پاسخ با نقل قول
 




پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

درباره ما
گروه انجمن تخصصی آرایشگران در فروردین ماه سال 1391 با هدف ایجاد یک فضای مناسب برای آموزش مهارت های رشته آرایشگری بانوان آغاز به کار کرد . این گروه همواره در تلاش است تا با یاری خداوند گامی هرچند ناچیز در این زمینه بردارد .
هدیه ما به کاربران
1هدیه 2هدیه 3هدیه هدیه4

ما را دنبال کنید: social social social social social

با افتخار ، نیرو گرفته از دانش و هنر ایرانیان .
طراحی قالب سایت توسط : وی بی پرو - تبدیل به MyBB توسط Azul - GreyWolf

This forum uses Lukasz Tkacz MyBB addons.