زمان کنونی: 1396/09/02، 09:01 ق.ظ





 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

ارسال: #461
1394/01/01 05:45 ق.ظ -
sima25 آفلاین
مربی بافت و شینیون بافت

****

ارسال‌ها: 577
تاریخ عضویت: بهمن 1392
اعتبار: 235
 
RE: اعتراف می کنم که.....


سال نو مبارک
اعتراف میکنم که بعد از تحویل سال اولین نفری هستم که سال نو رو تو انجمن بهتون تبریک گفت
اعتراف میکنم که اولین اعتراف میکنم سال جدید رو نوشتم
و اعتراف میکنم که از ته قلبم لحظه تحویل سال واسه همتون دعاکردم ایشالا سالی پراز برکت شادی سلامتی و موفقیت داشته باشید
و خدایی که در این نزدیکی هاست ....
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #462
1394/01/05 12:43 ق.ظ -
سعیده بانو آفلاین
مربی رنگ و مش

****

ارسال‌ها: 924
تاریخ عضویت: مهر 1392
اعتبار: 217
 
RE: اعتراف می کنم که.....


سلام عیدتون مبارک
اول از همه اعتراف می کنم یه عذر خواهی به همه بدهکارم بخاطر دیر کردم
اعتراف می کنم سرم وحشتناک شلوغ بود
اعتراف می کنم 4 نفر بودیم بازم نمی رسوندیم
اعتراف می کنم وحشتناکترین خبر این بود که فهمیدیم یکی از کمک ها نی نی داره Eh-icon
اعتراف می کنم ولی اون بیچاره هم تا لحظه آخر کارکرد وای خدایا منو ببخش
اعتراف می کنم هنوزم ولم نمی کنن
اعتراف می کنم مهره های گردنم ساییدگی پیدا کرد
اعتراف می کنم اصلا خوشحال نیستم خسته ام خییییییلی
اعتراف زیاد دارم ولی حس اصلا ندارم
اعتراف می کنم دوستتون دارمKissKissKissKiss

[تصویر:  glitter50.gif]

تو را من چشم در راهم شبا هنگام

که می گیرند در شاخ «تلاجن» سایه ها رنگ سیاهی

وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛

تو را من چشم در راهم.

شبا هنگام ، در آن دم که بر جا، درّه ها چون مرده ماران خفتگان اند؛

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام.

گرم یاد آوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم؛

تو را من چشم در راهم .
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #463
1394/01/06 03:32 ق.ظ -
سماء آفلاین
تمام دنیام بهزاد

****

ارسال‌ها: 971
تاریخ عضویت: آذر 1391
اعتبار: 163
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم ز روی خانومی شرمنده ام کچلش کردم اینقدر بهش زنگ زدمو سوال پرسیدم ولی بعد نتیجه کارو نتونستم بهش بگمو تشکر کنم.
اعتراف میکنم فکر نمیکردم امضام و اوتارم اینقدر تاثیر داشته باشه که منو شرمنده کنیدو باهام تماس بگیرید و علت رو جویا بشید ممنون.
اعترف میکنم کمرم شکست هنز نتونست خودمو پیدا کنم عمه 9 سالم 3 روز قبل از عید بعد از 2 سال تحمل بیماری فوت کرد منو بهزاد هم تو مسیره جنوب بودیم و بهزاذ که خبر دار شده بود ایبرم رو پاک کرده و قرار شده هیچکس بهم چیزی نگه ولی بعد از 2 روز از عکس پروفایله دختر عمم تو واتساب که به زور نصب کردم فهمیدم
عتراف میکنم به هیچ دکتری اعتماد ندارم
اعتراف میکنم بری اینکه زهره مار خانواده بهزاد نکنم ظاهرم لبخند زورکیه ولی در باطن خوردم و تا تنها میشم ضجه میزنم
اعترف میکنم خانواده بهزاد خیلی دوست داشتنی اند به خصوص باباش که عشقمه منتظره فرصتم که بغلش کنم و ببوسمش
مثل باران چشمهایت دیدنی است .شهر خاموش نگاهت دیدنی است.زندگانی معنی لبخند توست خنده هایت بی نهایت دیدنیست.
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #464
1394/01/08 05:07 ب.ظ -
سپینود1 آفلاین
ارایشگر

**

ارسال‌ها: 137
تاریخ عضویت: دى 1393
اعتبار: 2
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم تعطیلات نوروزی من تموم شد و دوباره به سر کار اومدم اعتراف میکنم خیلی حالم خوبه
اعتراف میکنم دلم میخواد امسال از سال قبل بیشتر مشتری داشته باشم
اعتراف میکنم که تا 50 روز دیکه به سالن جدیدم نقل مکان میکنم و کلی هم تغییر دکوراسیون میدم
DrunkDrunk[font=Verdana]خدایا کمکم کن کارم به دل مشتریام بشینه و زیاد بشن[/fon
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #465
1394/01/12 09:54 ب.ظ -
_مرجان_ آفلاین
مربی میکاپ و شینیون

****

ارسال‌ها: 1,429
تاریخ عضویت: شهریور 1392
اعتبار: 292
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم ساله نو خوبی رو شروع نکردم ولی امیدوارم جوجه رو آخر پاییز بشمرن و شاهنامه آخرش خوش باشه نه اینکه سالی که نکوست از بهارش پیداست چون اگه اینجوری باشه برای من افتضاحه. با سرماخوردگی شدید شروع شد خواهرم بلاخره رفت و .....
امیدوارم خدا یه حال اساسی بهم بده یکم شاد باشم. هیسسسسسسسسسسسس. اینو فقط یه شما گفتم به کسی نگین یه مامانم گفتم گفت چرند نگو خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ. در ضمن الناز گلی دوست دارم کلی بهم انرژی دادی خودت نمیدونی چقدر من بدونم کافیه.
سالن مَهانْ
رشت. مطهری09112308396

https://www.instagram.com/maah.an.salon/
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #466
1394/01/14 04:01 ب.ظ -
الناز28 آفلاین
متخصص ميكاپ و شنييون

**

ارسال‌ها: 417
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1393
اعتبار: 98
 
RE: اعتراف می کنم که.....


سلااااااااااااااااااااااااام سال نو بر همه ي شما عزيزان مبارك.منم پر از انرژي وشاد دوباره اومدم به جمعتون ميدونم كه دلتون خيييييييييييييييييلي برام تنگ شده بودArr:الان اومدم!!!! خوب بهتره زياد لووووووووووووووس نشم.

اعتراف ميكنم كه منم سال خوبي رو شروع نكردم.از اولش اخم وتخم و........همش هم سر قوم الظالمين O_Oوقتي تك عروس باشي اين گرفتاريهارو هم داري(قابل توجه مجردها:تك عروس بودن مسوليتهاي زيادي دارهArr)


اعتراف ميكنم كه در عوض سيزده به در خيلي خوب وبيادماندني داشتم در كنار فاميل .باغ ودشت همراه جوجه كباب وبريون اصفهان.كنارآب زلال و بازيه وسطي با توپ .وتاب بازي وبدمينتون وهمراه با سازگروه تك تاز وخلاصه يه آش توپ بعد از ظهروقليون پسراي شيطون وخلاصه حسابي جاي همتون خالي......................
كاش همتون اينجا بودين.چقدر خوش ميگذشت......

اعتراف ميكنم كه روز خوبي بود اما از بس شيطوني كرديم تا يك هفته بدن درد وخستگي رو داريمDrunk

اعتراف ميكنم كه با اينكه سالمو خوب شروع نكردم اما به اين هم اعتقاد ندارم كه تا آخر سال همش گرفتار باشم.اتفاقا به فال نيك ميگيرم وسعي ميكنم كه سال جديد رو با بهترين كارها وموفقيتها شروع كنم .چون همه چيز دست خودمونه واين خودمون هستيم كه آيندمون رو ميسازيم

اعتراف ميكنم كه مرجان جون ممنون از لطفت ومنم خوشحالم كه دوستاي گلي همچون شماها دارم كه خيلي برام عزيز .محترم .وبا ارزش هستين.وبه خودم افتخار ميكنم كه با شماها واين سايت خوب آشنا شدم.

الهي كه هميشه دلتون پر از شادي باشه وهيچوقت هيچ غمي رو تجربه نكنيد.اگر هم پيش اومد منتظر شاديهاي بعد از اون باشيد.دوستتون دارم وبراتون بهترينهارو آرزو دارم
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #467
1394/01/15 11:31 ب.ظ -
sima25 آفلاین
مربی بافت و شینیون بافت

****

ارسال‌ها: 577
تاریخ عضویت: بهمن 1392
اعتبار: 235
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم که وقتی پست مرجان تو تاپیک آقای سیاسیاسیا رو خوندم که نوشته بود سنم داره میره بالا کلی ناراحت شدم وافکارم ریخت بهم باخودم گفتم حتما 50سالی داره آخه همیشه فکر میکردم مرجان هم سن وسال خودمه بیشترم ازاین ناراحت شدم همیشه بامرجانی بالحن خودمونی حرف میزدم باخودم گفتم بنده خدا سن وسالی ازش گذشته تو اینجوری باهاش حرف میزدی تا رسیدم به آخرپست دیدم نوشته بود من سی سالمه کلی خوشحال شدم=)
مرجانی دوست دارم

اعتراف میکنم که اگه با بعضی از شما دوستای عزیزم خودمونی ام واسه اینه که دوستون دارم و شما رو مثل خواهرای خودم میدونم وگرنه قصدجسارت ندارم
و خدایی که در این نزدیکی هاست ....
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #468
1394/01/16 05:01 ب.ظ -
sharare آفلاین
هنرجوی رشته زیبایی

**

ارسال‌ها: 103
تاریخ عضویت: فروردین 1393
اعتبار: 10
 
RE: اعتراف می کنم که.....


سلام سال نو مبارک برای همه شما اعتراف میکنم سنم زیاده خوب مگه چیه تازه خوبه که جون مرگ نشدم.........47...سال ناقابل..Dazzled-icon..............سنم زیاده همه عیدا خوب بود ولی امان از دست این عید اولین عیدی که شب سال نو سیاه پوش شدم وروز اول عید پدرم رو به خاک سپردم هم گیج وهم منگ بودم مثل سینما صبح روز اول 94 تو بهشت زهرا.......شب قبل همه گیج بهت زده نشستیم خونه بابا .... به کی بگیم به کی زنگ بزنیم شب عید بگیم بیا خاکسپاری شدیم مثل جغد شوم به جند تا نزدیک گفتیم با شرمندگی......TT-TTاینم عید من ........امیدوارم هیچوقت روزهای بد تجربه نکنید ومثل من عید نداشته باشید برای همه شما ارزوی روزهای خوب دارم...عیدتون مبارک..........................
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #469
1394/01/17 01:56 ب.ظ -
سعیده بانو آفلاین
مربی رنگ و مش

****

ارسال‌ها: 924
تاریخ عضویت: مهر 1392
اعتبار: 217
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف می کنم خیلی دلم گرفت وقتی اعتراف شراره جون رو خوندم عزیزم غم آخرت باشه و تمام عزیزات سلامت باشن
اعتراف می کنم دارم کارای جدید جدید یاد می گیرم خهلی هم خوشحالم
اعتراف می کنم دلم می خواد برم دوره ماساژ درمانی ولی الان نمیشه چون دارم یه دوره دیگه رو تموم می کنم بعد از این ایشالا
اعتراف می کنم فعلا نمی گم چه دوره ای می خوام سکرت باشهDrunkDrunkDrunk
خب ما اینیم دیگه
اعتراف می کنم سیما جون مرجانی حق داره احساس کنه سنش بالا رفته اخه وقتی میری تو سی بد حالیه هنوز تو حسش نکردی گلم
اعتراف می کنم دوستون دارم خیلی زیادKissKissKissKiss

[تصویر:  glitter50.gif]

تو را من چشم در راهم شبا هنگام

که می گیرند در شاخ «تلاجن» سایه ها رنگ سیاهی

وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛

تو را من چشم در راهم.

شبا هنگام ، در آن دم که بر جا، درّه ها چون مرده ماران خفتگان اند؛

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام.

گرم یاد آوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم؛

تو را من چشم در راهم .
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #470
1394/01/17 05:21 ب.ظ -
الناز28 آفلاین
متخصص ميكاپ و شنييون

**

ارسال‌ها: 417
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1393
اعتبار: 98
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف ميكنم كه خوشحالم از اينكه بچه ها عيد نوروز رو استراحت كردن والان سرحال وشاد دوباره به انجمن اومدن.براي بچه هايي هم كه اينروزها غمدار از دست دادن عزيزانشون بودن تسليت ميگم ومارو هم غمخوار خودتون بدونيد وخوشحاليم كه خيلي راحت شادي وغصه ي خودتون رو اينجا بيان ميكنيد.ومارو قابل ميدونيد

اعتراف ميكنم كه از اينكه بچه ها سن وسال خودشون رو عنوان ميكنن خوشحالم.بازم از اين كارا بكنين سيما .ماريا.الي.و........................ادامه بدين منم كه 18 سالو چند ماهه هستم)

اعتراف ميكنم كه اي سعيده بانو من سكرت واينا سرم نميشه يالا بگو چه كلاسي رفتي وگرنه قهل قهلم باهات.اگه نگي منم بهت نميگم كه ميخوام برم كلاس سواركاري وتير اندازي !!!!!!اگه بهت گفتم!!!!!!!!!!

اعتراف ميكنم كه بعضي وقتها ادم دلش ميخواد خيلي اعترافهاي خصوصي بنويسه ولي جرات اونو نداره.تا اينكه يكي پيدا ميشه واعتراف ميكنه وبقيه هم ترسشون ميريزه

اعتراف ميكنم كه اينجا بهم خيلي آرامش ميده .خييييييييييييييييييييييييييييييييلي
پاسخ با نقل قول
 




پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

درباره ما
گروه انجمن تخصصی آرایشگران در فروردین ماه سال 1391 با هدف ایجاد یک فضای مناسب برای آموزش مهارت های رشته آرایشگری بانوان آغاز به کار کرد . این گروه همواره در تلاش است تا با یاری خداوند گامی هرچند ناچیز در این زمینه بردارد .
هدیه ما به کاربران
1هدیه 2هدیه 3هدیه هدیه4

ما را دنبال کنید: social social social social social

با افتخار ، نیرو گرفته از دانش و هنر ایرانیان .
طراحی قالب سایت توسط : وی بی پرو - تبدیل به MyBB توسط Azul - GreyWolf

This forum uses Lukasz Tkacz MyBB addons.