زمان کنونی: 1396/06/28، 08:52 ب.ظ





 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

ارسال: #471
1394/01/19 11:12 ق.ظ -
سپینود1 آفلاین
ارایشگر

**

ارسال‌ها: 141
تاریخ عضویت: دى 1393
اعتبار: 2
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم دارم از فضولی میمیرم که بدونم سعیده بانو داره چه کلاسلیی رو میگذرونه؟
DrunkDrunk[font=Verdana]خدایا کمکم کن کارم به دل مشتریام بشینه و زیاد بشن[/fon
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #472
1394/01/21 04:27 ق.ظ -
siasiasia آفلاین
مشاور پوست و زیبایی


ارسال‌ها: 377
تاریخ عضویت: مهر 1393
اعتبار: 108
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف ميكنم امروز روز عجيبي بود،ادم يه وقتايي دلش هوايي ميشه امروز هم من دست و دلم بكار نميرفت،امروز چه بارون قشنگي باريد و چقدر هوا را خنك كرد،امشب قيد كار را زدم و داروخونه را حدود ساعت 7 تعطيل كردم.رفتم واسه مامانم يه گوشي خريدم از اين مدل بالاها ......
ميدونيد گوشيش معمولي بود و خواهر من هم امريكاست،تنها راهي كه در ارتباط هستند با وايبره كه واسه هم عكس ميفرستند و گاهي با هم صحبت ميكنند.البته از طريق گوشي داداش كوچيكي اونم كه دانشگاهها باز شد رفت سي خودش،مادرم داشت دق ميكرد اخه همين يه دختر را داره و خيلي بهم وابسته هستند،ميخواست بره گوشي كار درستي بخره و عضو وايبر بشه،اين اخرا از ما دلخور شده بود كه براش يه گوشي نخريديم( پول هم خودش بده)و اون مدتيه كه از دخترش خبر نداره،اعتراف ميكنم هيچ وقت اين نگراني مادرمو درك نكردم اما فكر كنم دوستاي خوبم كه سعادت مادر شدن را داشتن حرف اونو ميفهمن.امروز صبح مدام پيگير كارش بودم و خلاصه اينترنت پرسرعتشو نصب كردم و عصري هم براش يه گوشي خريدم حدود يك ميليون و پانصد هزارتومن.رفتم خونه بابا بهش تقديم كردم خيلي خيلي خوشحال شد نشستم براش وايبر را نصب كردم و فعالش كردم كار با وايبر را هم كاملا يادش دادم نميدونيد با چه شوقي با خواهرم حرف ميزد.
وقتي دعاي خيرم ميكنه كلي انرژي ميگيرم.اعتراف ميكنم كه تا اخر عمرم نميتونم حتي يك قطره از درياي محبتي را كه مادرم به من كرده را جبران كنم.راستش باباي كاكل زري ما هم خيلي خوشحال شده بود اونم رفته بود پاي گوشي.امشب با اينكه مسير و جاده طولاني بود اما خودمو به خونه امن پدري رسوندم.و چه شام با صفايي خورديم.قدر مادر و پدر را بدونيد خيلي ماهن.
روز زن و روز مادر را به همه ي مادران و خانومهاي محترم و با شخصيت اين سايت تبريك ميگم و اميدوارم موفق و استوار باشيد.
اعتراف ميكنم اينكه چنين مسئولانه قدم در راه كمك به خانواده گزاشتيد واقعا جاي تقدير داره،دست مريزاد به همتون.
اعتراف ميكنم خيلي قبولتون دارم،مواظب خودتون باشيد.
شاد و موفق و سبز باشيد.....
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #473
1394/01/21 02:23 ب.ظ - (آخرین ویرایش در این ارسال: 1394/01/21 02:27 ب.ظ، توسط sima25. دلیل ویرایش : )
sima25 آفلاین
مربی بافت و شینیون بافت

****

ارسال‌ها: 579
تاریخ عضویت: بهمن 1392
اعتبار: 235
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم وقتی چندروز نمیتونم به انجمن سربزنم دلم خیلی واستون تنگ میشه و همش کی کی میکنم تا یه کوچولو وقت گیرم بیاد و بیام یه سر به انجمن بزنم
اعتراف میکنم که هروقت امضای سپینود رو میبینم واسش دعامیکنم
و اعتراف میکنم همیشه واسه الی65عزیزم دعامیکنم
اعتراف میکنم که دعامیکنم خدا والدین آقای سیاسیاسیا رو واسشون حفظ کنه
و اعتراف میکنم که همیشه واسه همتون دعامیکنم که ایشالا موفق و برقرار و دلشاد باشید
و خدایی که در این نزدیکی هاست ....
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #474
1394/01/21 08:57 ب.ظ - (آخرین ویرایش در این ارسال: 1394/01/21 09:02 ب.ظ، توسط سپینود1. دلیل ویرایش : )
سپینود1 آفلاین
ارایشگر

**

ارسال‌ها: 141
تاریخ عضویت: دى 1393
اعتبار: 2
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتاف میکنم ناراحتم از دست قوم الضالمین
اعتراف میکنم همتونو مثل اعضای خانواده خودم میدونم و دوستتون دارم و دلم میخواد همتون شاد .و سربلند باشین
اعتراف میکنم برام عزیزین و اگه یه روز نیام انجمن پاک داغون میشم
اعتراف میکنم از وقتی تو انجمن عضو شدم استرس کاریم کم شده چون شما دوستان خوب رو در کنارم دارم و همتون مثل یک استاد خوب و دلسوز بدون هیچ توقعی کمکم میکنید از sima عزیز هم ممنونم و امیدوارم هر روز موفق تر از روز قبل باشی
DrunkDrunk[font=Verdana]خدایا کمکم کن کارم به دل مشتریام بشینه و زیاد بشن[/fon
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #475
1394/01/31 01:32 ب.ظ -
سعیده بانو آفلاین
مربی رنگ و مش

****

ارسال‌ها: 932
تاریخ عضویت: مهر 1392
اعتبار: 217
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف می کنم اعتراف اقای سیا سیا اشکم رو دراورد اینو کاملا جدی گفتم
اعتراف می کنم آمریکا که خیلی دوره ولی ماهم که همش 150 تا ناقبل با مادرمون فاصله داریم همش دلتنگمونه
اعتراف می کنم شرمنده می شم وقتی مامانم می که توروخدا بیا چند روز پیشم بمون راحت می گم کار دارم
اعتراف می کنم تصمیم گرفتم چند روز قید کارو زندگی رو بزنم و برم پیشش بمونم
اعتراف می کنم می ترسم از روزی که من بخوام و دورازجون اونا نباشنTT-TTTT-TTTT-TT
اعتراف می کنم همتون رو دوست دارم می خوام بگم قدر این دو گوهر گرانبها رو بدونید اینا ابدی نیستنKissKissKissKiss

[تصویر:  glitter50.gif]

تو را من چشم در راهم شبا هنگام

که می گیرند در شاخ «تلاجن» سایه ها رنگ سیاهی

وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛

تو را من چشم در راهم.

شبا هنگام ، در آن دم که بر جا، درّه ها چون مرده ماران خفتگان اند؛

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام.

گرم یاد آوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم؛

تو را من چشم در راهم .
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #476
1394/02/12 10:49 ق.ظ -
سپینود1 آفلاین
ارایشگر

**

ارسال‌ها: 141
تاریخ عضویت: دى 1393
اعتبار: 2
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم چند روزی سرم خیلی شلوغ بود و امکان دسترسی به نت نداشتم و دلم برای انجمن بسیار تنگ شده بود
DrunkDrunk[font=Verdana]خدایا کمکم کن کارم به دل مشتریام بشینه و زیاد بشن[/fon
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #477
1394/02/14 07:48 ب.ظ - (آخرین ویرایش در این ارسال: 1394/02/14 08:00 ب.ظ، توسط الناز28. دلیل ویرایش : )
الناز28 آفلاین
متخصص ميكاپ و شنييون

**

ارسال‌ها: 421
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1393
اعتبار: 98
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف ميكنم كه خيلي دلم ميخواد واستون فيلمهاي آموزشيه خوشتل بزارم اما حيف كه فيلمهام آپلود نميشهTT-TT
اعتراف ميكنم كه از اومدن دوباره بهتاب جون به انجمن خوشحالم.اما حيف كه كمتر به انجمن سر ميزنه!!بهتاب جون بيا وبا گذاشتن نمونه كارهاي زيبات همه ي مارو خوشحال كن=)
اعتراف ميكنم كه من فلسفه ي اين تغيير رنگ كاربرهارو نفهميدم. پس چرا رنگ كاربريه من هيچوقت تغيير نميكنه؟منم حدود يك ساله كه عضو هستم!!!!!!!!!!!!!!!!واسه اين ميپرسم چون ما هنوزاجازه ديدن بعضي از تايپكهارو نداريم
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #478
1394/02/14 08:22 ب.ظ -
sima25 آفلاین
مربی بافت و شینیون بافت

****

ارسال‌ها: 579
تاریخ عضویت: بهمن 1392
اعتبار: 235
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم که دکمه سپاس از پایین پستها واسم حذف شده و نمیتونم تشکر کنم عایا چرا؟؟Huh
و خدایی که در این نزدیکی هاست ....
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #479
1394/02/24 09:51 ب.ظ -
الناز28 آفلاین
متخصص ميكاپ و شنييون

**

ارسال‌ها: 421
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1393
اعتبار: 98
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف ميكنم كه وقتي ميام انجمن ميبينم كه چقدر سوت وكوره خيلي دلم ميگيرهTT-TT
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #480
1394/02/27 04:50 ب.ظ -
الی65 آفلاین
پلیس انجمن

****

ارسال‌ها: 641
تاریخ عضویت: آبان 1391
اعتبار: 69
 
RE: اعتراف می کنم که.....


TT-TTTT-TT
کاش.....
پاسخ با نقل قول
 




پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

درباره ما
گروه انجمن تخصصی آرایشگران در فروردین ماه سال 1391 با هدف ایجاد یک فضای مناسب برای آموزش مهارت های رشته آرایشگری بانوان آغاز به کار کرد . این گروه همواره در تلاش است تا با یاری خداوند گامی هرچند ناچیز در این زمینه بردارد .
هدیه ما به کاربران
1هدیه 2هدیه 3هدیه هدیه4

ما را دنبال کنید: social social social social social

با افتخار ، نیرو گرفته از دانش و هنر ایرانیان .
طراحی قالب سایت توسط : وی بی پرو - تبدیل به MyBB توسط Azul - GreyWolf

This forum uses Lukasz Tkacz MyBB addons.