زمان کنونی: 1395/09/20، 11:59 ب.ظ





 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

ارسال: #491
1394/03/12 12:17 ق.ظ - (آخرین ویرایش در این ارسال: 1394/03/12 12:18 ق.ظ، توسط _مرجان_. دلیل ویرایش : )
_مرجان_ آفلاین
مربی میکاپ و شینیون

****

ارسال‌ها: 1,413
تاریخ عضویت: شهریور 1392
اعتبار: 291
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف ميکنم سيما جونى عشقى. عزيزم من با عشق اينکارو ميکنم فقط اميدوارم مربيان رنگ از دستم دلخور نباشن چون واقعا دوست
ندارم تو کارشون دخالت کنم از طرفى ام اگه جواب ندم سوالات بدونه پاسخ ميمونه . منتظره برگشت دوباره دوستام هستم. سعيده حسنا. هانيه ماريا بهتاب النازى.سايه جون. بى صبرانه منتظره حضور گرمتون هستم. دلم براتون تنگ شده به شدت احساس تنهايى ميکنم.
سالن مه رو
رشت. حاجی آباد09112308396
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #492
1394/03/12 07:28 ب.ظ -
الناز28 آفلاین
متخصص ميكاپ و شنييون

**

ارسال‌ها: 421
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1393
اعتبار: 98
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف ميكنم كه مرجان جون خودت ميدوني كه خيلي گلي وچقدر همه ي ما دوست داريم.(سوگليه انجمن 2Arr)وتشكر ميكنم كه انجمن رو به خوبي داري اداره ميكني.وجور همه ي مارو ميكشي.واينو صادقانه ميگم كه وجودت خيلي واسه ي همه ي ما باارزشه.من خودم به تنهايي وقتي اسمتو روي صفحه ميبينم انرژي ميگيرم واون روز بهتر ميتونم آرايشگاهو اداره كنم.كلا وجود همه ي مربيا توي انجمن باعث دلگرمي واعتماد به نفسه .ازهمتون ميخوام كه بيشتر به انجمن سر بزنيد تا اين ارتباط صميمي تر وپر رنگتر بشه.حتي اگه مطلب يا حرف جديدي واسه ي گفتن نباشه. ما وجود خودتونو ميخوايم ..............
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #493
1394/03/14 05:58 ب.ظ - (آخرین ویرایش در این ارسال: 1394/03/14 06:01 ب.ظ، توسط صحراء. دلیل ویرایش : )
صحراء آفلاین
هنرجوی فعال رشته زیبایی

***

ارسال‌ها: 224
تاریخ عضویت: تير 1392
اعتبار: 14
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم خیلی بدبختم و بدبخت تر از من کسی تو این دنیا نیست. اعتراف میکنم تنها دلخوشییم کارم بود که اونم از دست دادم.لعنت به پارتیTT-TTTT-TTTT-TT
خدایا بکش و راحتم کن.Ouch
اعتراف میکنم یه نفر تو این سایت بود که باهاش درد دل میکردم که دیگه روم نمیشه با اونم درد م رو بگم.Beated-icon
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #494
1394/03/14 06:16 ب.ظ -
طنازجون آفلاین
مدیر روابط عمومی

****

ارسال‌ها: 1,380
تاریخ عضویت: تير 1392
اعتبار: 181
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم دوس دارم صحرا جون باهام درددل کنه ولی اگه نمیتونه کاش با دوستش تو سایت حرف بزنه. اعتراف میکنم صحرا جون منم دوست خودت بدون هممون مشکلاتی داریم توکلت به خدا باشه
یا به اندازه آرزوهایت تلاش کن، یا به اندازه تلاشت آرزو
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #495
1394/03/19 11:35 ب.ظ - (آخرین ویرایش در این ارسال: 1394/03/20 01:28 ق.ظ، توسط sharare. دلیل ویرایش : )
sharare آفلاین
هنرجوی رشته زیبایی

**

ارسال‌ها: 104
تاریخ عضویت: فروردین 1393
اعتبار: 10
 
RE: اعتراف می کنم که.....


سلام عزیزان اعتراف نه ولی میخواهم بگم یه کاری رو شروع کردم فعلا قدم اول رو برداشتم ................................................رفتم خواستگاری برای پسرم Dazzled-icon یه کم دوره ولی رفتم اراک بعداز شازند شهرک استانه ...........عجب از روزگار من کجا واینجاO_O
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #496
1394/03/21 12:36 ق.ظ -
سپینود1 آفلاین
ارایشگر

**

ارسال‌ها: 141
تاریخ عضویت: دى 1393
اعتبار: 2
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم این روزا خیلی زود از کوره در میرم طاقتم نسبت به قبل کم شده تمام بلاهایی که از خانواده همسرم کشیدم مدام توی ذهنم داره مثل یه نوار میچرخه تو این روزا دلم میخواد بگردم و اون خاطرات رو بیشتر به یاد خودم بیارم دارم کلافه میشم فک کنم بخاطر این حس ناامنی ای هستش که جدیدا ایجاد شده دلم میخواد هر شب گریه کنم
DrunkDrunk[font=Verdana]خدایا کمکم کن کارم به دل مشتریام بشینه و زیاد بشن[/fon
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #497
1394/03/21 01:42 ق.ظ -
یسنا♥ آفلاین
کاربر انجمن

**

ارسال‌ها: 3
تاریخ عضویت: خرداد 1394
اعتبار: 0
 
RE: اعتراف می کنم که.....


منم اعتراف میکنم اینحا خیلی غریبم
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #498
1394/03/23 02:24 ب.ظ -
سعیده بانو آفلاین
مربی رنگ و مش

****

ارسال‌ها: 932
تاریخ عضویت: مهر 1392
اعتبار: 217
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف می کنم اعتراف زیاد دارم ولی رو ندارم SickSickSick
اعتراف می کنم امروزداشتم به لیست نگاه می کردم چشمم افتاد به اعتراف اومدم دید ععععععععععه چقدر اعتراف هست که من نخوندم
حجالت کشیدم
ببشقید بخدا سرم شلوغ بود این چند وقت شب که میرفتم خونه مثل جنازه بودم بخدا
الان چشمام رو باز کردم و می بینم چند وقته از یاسی طفلکی غافل شدم از بس تو خونه خرده خوابیده شیکم درآورده
اعتراف می کنم مرجان جون محبت مب کنی که به سوال های مربوط به ماهم پاسخ میدی ازت صمیمانه ممنونم
اعتراف میکنم دوستتون دارم اگه یه وقتایی دیر میکنم به بزرگی خودتون ببخشید بخدا یه وقتایی هست که اسم خودمم یادم نمیاد اگه یکی ازم بپرسم اسمتون هاج و واج نگاهش می کنم.

[تصویر:  glitter50.gif]

تو را من چشم در راهم شبا هنگام

که می گیرند در شاخ «تلاجن» سایه ها رنگ سیاهی

وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛

تو را من چشم در راهم.

شبا هنگام ، در آن دم که بر جا، درّه ها چون مرده ماران خفتگان اند؛

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام.

گرم یاد آوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم؛

تو را من چشم در راهم .
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #499
1394/03/30 02:31 ق.ظ -
siasiasia آفلاین
مشاور پوست و زیبایی


ارسال‌ها: 346
تاریخ عضویت: مهر 1393
اعتبار: 105
 
RE: اعتراف می کنم که.....


من ميخوام اعتراف كنم ولي قول بديد بهم نخنديد......دقيق نميدونم اما چند شب پيش اخراي شب رسيدم خونه اون روز حسابي پوستم كنده شده بود خيلي خسته بودم حتي شام هم نخوردم رفتم تو رختخواب كه بخوابم پيش خودم گفتم يه سري به انجمن بزنم وقتي سايت را باز كردم متوجه شدم دو سوال از من پرسيده شده بود خواستم همون موقع جواب بدم كه خوابم برد،الان دقيق نميدونم ايا واقعا سوالي بوده يا به علت خستگي توهم به سراغم اومده بود،جالبه الان سوالات را پيدا نميكنم اصلا نميدونم سوالات را چه كسي مطرح كرده بود.....
اعتراف ميكنم در اين زمينه نياز به كمك دوستان دارم،اگر كسي سوالي پرسيده و من جواب ندادم حتما ياداوري كنه.
اعتراف ميكنم اونقدر هم خنگ نيستم فكر كنم سوالات را الناز خانوم پرسيده بودند،اما من الان سوالات را پيدا نميكنم....
داستاني دارم من اينجا.....
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #500
1394/03/30 08:15 ب.ظ -
سعیده بانو آفلاین
مربی رنگ و مش

****

ارسال‌ها: 932
تاریخ عضویت: مهر 1392
اعتبار: 217
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف می کنم ببخشید نشد که نخندم به این دلیل که چند روز پیش همین اتفاق برای خودم هم افتاد که تو اسپمها پرسیدم مرجان جون گفتند تایپیک تکراری بوده حذف شده
حالا شاید برای شماهم حذف شده

[تصویر:  glitter50.gif]

تو را من چشم در راهم شبا هنگام

که می گیرند در شاخ «تلاجن» سایه ها رنگ سیاهی

وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛

تو را من چشم در راهم.

شبا هنگام ، در آن دم که بر جا، درّه ها چون مرده ماران خفتگان اند؛

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام.

گرم یاد آوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم؛

تو را من چشم در راهم .
پاسخ با نقل قول
 




پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

درباره ما
گروه انجمن تخصصی آرایشگران در فروردین ماه سال 1391 با هدف ایجاد یک فضای مناسب برای آموزش مهارت های رشته آرایشگری بانوان آغاز به کار کرد . این گروه همواره در تلاش است تا با یاری خداوند گامی هرچند ناچیز در این زمینه بردارد .
هدیه ما به کاربران
1هدیه 2هدیه 3هدیه هدیه4

ما را دنبال کنید: social social social social social

با افتخار ، نیرو گرفته از دانش و هنر ایرانیان .
طراحی قالب سایت توسط : وی بی پرو - تبدیل به MyBB توسط Azul - GreyWolf

This forum uses Lukasz Tkacz MyBB addons.