زمان کنونی: 1395/09/18، 11:31 ق.ظ





 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

ارسال: #501
1394/04/03 09:47 ب.ظ - (آخرین ویرایش در این ارسال: 1394/04/03 09:48 ب.ظ، توسط sima25. دلیل ویرایش : )
sima25 آفلاین
مربی بافت و شینیون بافت

****

ارسال‌ها: 579
تاریخ عضویت: بهمن 1392
اعتبار: 234
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم که الان فقط و فقط من تو انجمنم
همتون رفتین افطاری بخورین میدونم که
اعتراف میکنم که الان یهویی یاد شیطنتای دوران کودکیم افتادم
اعتراف میکنم نصف شیطنتای کودکیم با آبجی بزرگه بود و نصف دیگشونم با آبجی کوچیکه آخه بچه وسطی بودم
اعتراف میکنم الان نمیدونم از کودوم یکیشون واستون بگم از در خونه مردم زنگ زدنو فرار کردنا یا از خرابکاری و شکستن وسایل خونه و تا مدتها صداشو در نیاوردن و یا از ...
هر ظهر که با آبجی بزرگه و دخترهمسایمون از مدرسه میومدیم(ساعت12.5) درخونه یکی در میزدیم و فرار میکردیم یادمه یک ماهه تمام همینکارو میکردیم تا که ماه رمضون شد دست ازین کارمون برداشتیم
یه بارم با آبجی تصمیم گرفتیم خونه معلم جغرافیامونو که حوالی مدرسه بود پیدا کنیم افتادیم دنبالش نگو اون بنده خدام پی به این خباثت مابرده بود اینقد مارو تو کوچه پس کوچه ها گردوند که خسته شدیم و منصرف شدیم
یه بار پارسال بنده خدا رو تو خیابون دیدم کلی خجالت کشیدمDazzled-icon

کاش اون دوران تموم نمیشد و همیشه تو کودکی میموندیم=)
و خدایی که در این نزدیکی هاست ....
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #502
1394/04/19 01:31 ق.ظ -
_مرجان_ آفلاین
مربی میکاپ و شینیون

****

ارسال‌ها: 1,413
تاریخ عضویت: شهریور 1392
اعتبار: 291
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف ميکنم امسال روزه گرفتم و اين کاملا دور از انتظار بود. فکرشم نمى کردم بتونم. اخه مگه ميشه تو اين هواى گرم روزه گرفت و هم کار کرد؟ بله ميشه من تونستم. هوووووووررررراااا
اخه ميدونين سالهاى قبل يه جورايى بهانه مى آوردم.
سالن مه رو
رشت. حاجی آباد09112308396
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #503
1394/04/19 01:28 ب.ظ - (آخرین ویرایش در این ارسال: 1394/04/19 01:30 ب.ظ، توسط fariba.l3. دلیل ویرایش : )
fariba.l3 آفلاین
کاربر انجمن

**

ارسال‌ها: 1
تاریخ عضویت: تير 1394
اعتبار: 1
 
RE: اعتراف می کنم که.....


سلام
دیشب شب احیایی بود یه خانومه اومده بود خیلی ارایش کرده بود ناشیانه اعترف می کنم فکر کردم مرده لباس زنونه پوشیده .....خخخخخ...ترسیدم ...اخه تو این هوای گرم کی دستکش می پوشه اونم شب ؟؟؟ هنوز تو فکرمه ....خخخ
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #504
1394/04/26 02:46 ق.ظ -
سپینود1 آفلاین
ارایشگر

**

ارسال‌ها: 141
تاریخ عضویت: دى 1393
اعتبار: 2
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم خیلی وقته اینجا نیومدم و دلم خیلی تنگ شده اعتراف میککنم ماه بدی رو به لحاظ مشکلات خانوادگی پشت سر گذاشتم اعتراف میکنم اخر ماجرا فعلا به خیر شده
اعتراف میکنم جابه جا شدم به سالن جدید و کلی تغییر دکوراسیون دادم و سالن رو شیک کردم اعتراف میکنم هفته دیگه امتحان دارم و سعی میکنم بعد از اینکه حالم اومد سر جاش یه چند تا عکس از سالن بزارم براتون
DrunkDrunk[font=Verdana]خدایا کمکم کن کارم به دل مشتریام بشینه و زیاد بشن[/fon
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #505
1394/05/07 05:11 ب.ظ -
sima25 آفلاین
مربی بافت و شینیون بافت

****

ارسال‌ها: 579
تاریخ عضویت: بهمن 1392
اعتبار: 234
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم که سختترین کار تو آرایشگری انجام دادن فر دائمه
اعتراف میکنم که ازون سختتر فر کردن موهای تقریبا کوتاه و خورده
و اعتراف میکنم که امروز به همچین مشتری ای داشتم موهای متوسط و خورد و بسیار لخت و بی حالت
اعتراف میکنم که امروز واقعا از فر دائم زدن دلزده شدم دیگه سعی میکنم زیر بار همچین مشتری ای نرمPissedoff
و خدایی که در این نزدیکی هاست ....
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #506
1394/05/12 11:18 ب.ظ -
_مرجان_ آفلاین
مربی میکاپ و شینیون

****

ارسال‌ها: 1,413
تاریخ عضویت: شهریور 1392
اعتبار: 291
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف ميکنم براى اولين بار تنهايى رفتم مسافرت . با اينکه همه نگرانم بودن ولى من کلى ذوق مرگ بودم. خيلى خيلى عالى بود. اگه به من بود دلم نمى خواست با کسى تماس بگيرم ولى خب نمى شد ديگه. اعترافش کجا بود؟ اعتراف ميکنم مزش رفته زير زبونم دلم ميخواد بازم برم. هاهاها.
سالن مه رو
رشت. حاجی آباد09112308396
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #507
1394/05/14 12:35 ق.ظ - (آخرین ویرایش در این ارسال: 1394/05/14 01:10 ق.ظ، توسط الناز28. دلیل ویرایش : )
الناز28 آفلاین
متخصص ميكاپ و شنييون

**

ارسال‌ها: 421
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1393
اعتبار: 98
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف ميكنم كه چند وقتيه كه بدليل مشغله كاري نتونستم به انجمن سر بزنم ويه جورايي غم باد گرفتم
اعتراف ميكنم كه يه روز اينقدر سرم شلوغه كه خيليهارو رد ميكنم وبه قول معروف يه روز هم بايد غاز بچرانمArr
اعتراف ميكنم به قول همسري ديگه تا چند وقت ديگه كسي رو نميشناسمArrلطفا از منشيم وقت قبلي بگيرينArr
اعتراف ميكنم كه اين تايپك اعترافات يكي از پر طرفدارترين تايپيكهاست كه خيلي طرفدار داره وتقريبا همه اعضاي اصلي اونو مطالعه ميكنن.(چون يه جورايي با اعترافهايي كه ميكنن از حال همديگه خبردار ميشيم)
پس لطفا همه دست به كار بشين واعتراف كنيد(دادگاه رسمي است زودتر اعتراف كنيد تا جرمتون سنگينتر نشده)تا حداقل از حال واحوالتون خبردار بشيم
اعتراف ميكنم كه دلم ميخواد بدونم مرجان جون كجا تنهايي مسافرت رفته.(به قول عمو پنجلي منم ميييييومArr)
اعتراف ميكنم كه دلم ميخواد بدونم كه آقاي سياوش آخرش كدوم يكي از اسمهارو واسه فروشگاهشون انتخاب كردن.
اعتراف ميكنم دلم ميخواد بدونم الان بچه ها توي تلگرام دارن چيكار ميكنن(آخه من بدلايلي هنوز نتونستم عضوشون بشمTT-TT)
اعتراف ميكنم كه آقا اگه همتون عضو تلگرام شدين لطفا اينجا هم سر بزنين تا سوت وكور نشه
اعتراف ميكنم كه قبلا يه مشتري راه مينداختم يه سر به انجمن ميزدم وبا ديدن اسم بچه ها توي ارسالها ي جديد دوباره تجديد قوا ميكردم براي مشتريه بعدي وهمينطور ادامه با روحيه ي زياد وقتي ميديدم همكارهاي خودم در حين كارشون به انجمن هم سر ميزنن خوشحال وپر انرژي ادامه ميدادم
اعتراف ميكنم كه احساس ميكنم انجمن خونمون وشماها خواهر و برادرهام هستين=)
اعتراف ميكنم كه ووووواي چقدر احساساتي شدمPleasant-icon
اعتراف ميكنم كه فعلا ديگه اعترافم نمياد تا فكرهامو بكنم ببينم ديگه كجا چيكار كردمArr
اعتراف ميكنم كه دوستتون دارم يه ددددددددددددددددددددنيا Kiss دددددددددددددنيا ديگه مثه تو نداره, نداره نه ميتونه بياره..........عه عه ببخشيد رفت روي موج همسايهArr
فعلا تا اعتراف بعدي بدررررررود
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #508
1394/05/14 02:19 ب.ظ -
sima25 آفلاین
مربی بافت و شینیون بافت

****

ارسال‌ها: 579
تاریخ عضویت: بهمن 1392
اعتبار: 234
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم که این اعترافو بخاطر الناز میگم
میخوام بهتون بگم هیچوقت دل هیچکیو نشکنید هیچوقت کسیو ناراحت نکنید هیچوقت یه حرفی نزنید که دنیا رو سر یکی خراب بشه مخصوصا کسیکه ازتون توقع داره
همیشه احترام اطرافیانتونو داشته باشید حواستون به دل نازکشون باشه ک یهو نشکنه
هیچوقت دل نشکنید اصن نمیدونم چی دارم میگم. فقط خاستم بگمTT-TTTT-TT
و خدایی که در این نزدیکی هاست ....
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #509
1394/05/21 09:16 ب.ظ - (آخرین ویرایش در این ارسال: 1394/05/21 09:18 ب.ظ، توسط الناز28. دلیل ویرایش : )
الناز28 آفلاین
متخصص ميكاپ و شنييون

**

ارسال‌ها: 421
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1393
اعتبار: 98
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف ميكنم كه برعكس هميشه امروز خيلي عصباني هستم.ويه جورايي دلم ميخواد داد بكشم.باور كنين علتش هم زياد واسم مشخص نيست.شايدم واسه اون مشتريهايي هست كه ميان زياد چونه ميزنن انگار اومدن بقالي.سرم داره منفجر ميشه.فقط خدا كنه كسي دم دستم نباشه وگرنه................
خودم هم نميدونم چي ميشهArr
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #510
1394/05/24 04:30 ب.ظ -
سپینود1 آفلاین
ارایشگر

**

ارسال‌ها: 141
تاریخ عضویت: دى 1393
اعتبار: 2
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم اینبار فقط دلم میخواد به همتون یه سلام و خسته نباشید بگم خصوصا که این روزا بیشتر اعضا گرفتار کار هستن و سرشون شلوغه
فقط میخوام بگم الان از خستگی دارم له میشم و پس فردا اوضاع از امروزم بدتره چون چند نفر نوبت گرفتن و عروس هم دارم و به همون عروسی هم دعوتم
DrunkDrunk[font=Verdana]خدایا کمکم کن کارم به دل مشتریام بشینه و زیاد بشن[/fon
پاسخ با نقل قول
 




چه کسانی این موضوع را خوانده اند؟
کاربرانی که این موضوع را خوانده اند (1 کاربر):
Zizi jon

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

درباره ما
گروه انجمن تخصصی آرایشگران در فروردین ماه سال 1391 با هدف ایجاد یک فضای مناسب برای آموزش مهارت های رشته آرایشگری بانوان آغاز به کار کرد . این گروه همواره در تلاش است تا با یاری خداوند گامی هرچند ناچیز در این زمینه بردارد .
هدیه ما به کاربران
1هدیه 2هدیه 3هدیه هدیه4

ما را دنبال کنید: social social social social social

با افتخار ، نیرو گرفته از دانش و هنر ایرانیان .
طراحی قالب سایت توسط : وی بی پرو - تبدیل به MyBB توسط Azul - GreyWolf

This forum uses Lukasz Tkacz MyBB addons.