زمان کنونی: 1395/09/19، 03:37 ق.ظ





 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

ارسال: #81
1393/02/08 08:28 ب.ظ -
manaa آفلاین
هنرجوی رشته زیبایی

**

ارسال‌ها: 161
تاریخ عضویت: آذر 1392
اعتبار: 26
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم واقعا خوشحالم از موفقیت سیما با اینکه نمیشناسمش
اعتراف میکنم دوست دارم هممون تو کارمون واقعا نمووووووووووووووووووووونه باشیم
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #82
1393/02/08 11:09 ب.ظ -
samane74 آفلاین
هنرجوی کوچک

***

ارسال‌ها: 247
تاریخ عضویت: تير 1392
اعتبار: 29
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم....TT-TT
اعتراف میکنم ببخشید که میخوام با حرفم ناراحتتون کنمTT-TT
دکتر مامان بزرگ عشقم گفته بیماریش سرطانه کبده
گفته کارش به شیمی درمانی نمیرسه
4.5 ماه دیگه بیشتر نمیمونه
واسش دعا کنید TT-TT
خیییییلی واسش دعا کنید
توی عید 2تا ماهی خریده بود اسم یکیشو گذاشته بود سمانه
الهی فداش بشم
خیلی واسش دعا کنید ممنونم
باور نمی کنم که هیچگاه خدا به ما بگوید :نه!Heart
خدا سه گزینه داردHeart
آری،
باشه ولی الان نه،
و من پیشنهاد بهتری برایت دارم، فقط صبور باش.
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #83
1393/02/08 11:33 ب.ظ -
خانومی آفلاین
مربی طراحی ناخن

*****

ارسال‌ها: 2,841
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1392
اعتبار: 385
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم که اعتراف سمانه اشک آورد توی چشمام
اعتراف میکنم با اینکه تا حالا توی این شرایط نبودم همیشه درک کردم که سخت ترین شرایطه
اعتراف میکنم برای مادر بزرگش ناد علی میخونم...برای آرمشش
وقتی در متن خیابان سقوط میشوم
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #84
1393/02/09 02:24 ب.ظ - (آخرین ویرایش در این ارسال: 1393/02/09 02:24 ب.ظ، توسط الی65. دلیل ویرایش : )
الی65 آفلاین
پلیس انجمن

****

ارسال‌ها: 641
تاریخ عضویت: آبان 1391
اعتبار: 69
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف می کنم درد پای همسرمو جدی نگرفتم ولی دکتر خیلی جدی گفت که خیلی دیر اومدین عصب پاش اسیب دیده عذاب وجدان دارم تو اینه روم نمیشه به خودم نگاه کنم Sick
خدا جون شرمنده ام TT-TT
به این بنده حقیرت کمک کن با دارو حل شه به عمل نکشه اخه من دست تنها چیکار کنم تو این شهر غریب TT-TT
کاش.....
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #85
1393/02/09 02:28 ب.ظ -
هانیه خوش نژاد آفلاین
مربی ارشد میکاپ و شینیون

*****

ارسال‌ها: 2,281
تاریخ عضویت: بهمن 1391
اعتبار: 459
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم که دلم خیلی گرفته . دلم میخواد به اون چیزایی که میخوام برسم

اعتراف میکنم که یه آرزوی کوچیک دارم که دیگه برام داره دست نیافتنی میشه

اعتراف میکنم که دلم خیلی از دنیا و بعضی از آدما گرفته
مرکز زیبایی مشکات.

ارائه دهنده ی کلیه خدمات آرایش و زیبایی.

آدرس رشت. سردار جنگل. اول عطا آفرین


[تصویر:  140650915802861.jpg]
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #86
1393/02/09 07:05 ب.ظ -
سعیده بانو آفلاین
مربی رنگ و مش

****

ارسال‌ها: 932
تاریخ عضویت: مهر 1392
اعتبار: 217
 
RE: اعتراف می کنم که.....


سلام بچه ها منم اومدم اعتراف کنم اعتراف میکنم دو روزه نتونستم بیام اینجا چون اینترنتم تموم شده بود .
اعتراف میکنم بعد دو روز که اومدم دلم وحشتناک گرفت چون که اول اعتراف سمانه جون رو خوندم واقعا اشکم دراومد من عاشق مامان بزرگ وبابا بزرگام اعتراف میکنم آخرین مادر بزرگم مرگ خیلی ناراحت کننده داشت برای همین واقعا برای سمانه سوختم ولی هم سمانه جون فرصت داره به مامان بزرگش محبت کنه بهش عشق بورزه اما من اعتراف میکنم تو دنیای کودکی خودم چقدر مادر بزرگم رو اذییت کردم ای کاش برمیگشتم به اون دوران ....
و اعتراف میکنم از اینکه میبینم با یه عشقی موضوع میفرستم به انجمن و روزها باید توی پایانه بمونه خیلی دلم میگیره اعتراف میکنم کم کم میخوام تصمیم بگیرم دیگه هیچ فعالیتی توی سایت نداشته باشم فقط بعنوان یه خواننده بیام و برم

[تصویر:  glitter50.gif]

تو را من چشم در راهم شبا هنگام

که می گیرند در شاخ «تلاجن» سایه ها رنگ سیاهی

وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛

تو را من چشم در راهم.

شبا هنگام ، در آن دم که بر جا، درّه ها چون مرده ماران خفتگان اند؛

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام.

گرم یاد آوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم؛

تو را من چشم در راهم .
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #87
1393/02/09 11:09 ب.ظ -
samane74 آفلاین
هنرجوی کوچک

***

ارسال‌ها: 247
تاریخ عضویت: تير 1392
اعتبار: 29
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم که همه دچار اشتباه شدیدOuch
همگی!!!
حال مادر بزرگ دوستم خوب نیست..دوستی که قصد ازدواج داریم که ان شاالله جور بشهNo-waigif
خداروشکر مامان بزرگ خودم نی
ولی باور کنید اندازه مامان بزرگای خودم دوستش دارم
بااینکه هنوز منو عشقم باهم دوستیم ولی همه جا بیادمه
عید 2تا ماهی خریده بود اسم یکیشو گذاشته بود سمانه
هرجا میره واسم سوغاتی میاره
خیلی ماهه
یعنی اگه زبونم لال فوت کنه همونقدر ناراحت میشم که اگ واسه مامان بزرگ خودم اتفاقی بیفته زبونم لال
اعتراف میکنم ممنونم از دوستایی که باها همدردی کردن
ممنون از sima25 جووون. خانومی عزیزم. saeedeh خانم
ممنونم که واسش دعا میکنید
باور نمی کنم که هیچگاه خدا به ما بگوید :نه!Heart
خدا سه گزینه داردHeart
آری،
باشه ولی الان نه،
و من پیشنهاد بهتری برایت دارم، فقط صبور باش.
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #88
1393/02/10 01:06 ق.ظ -
بهتاب آفلاین
مربی میکاپ و شینیون

****

ارسال‌ها: 630
تاریخ عضویت: آبان 1392
اعتبار: 131
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم هر بار که میام این نوشته دوستان رو میخونم دلم میگیره
الی 65 عزیزم خیلی ناراحت شدم انشالله که به عمل نمی کشه گلم
تو شهر غریب ومریض شدن وبستری بیمارستان واقعا سخته
هانیه جونم قربونت برم دوست گلم چرا اخه دلت گرفته
سعیده مهربونم خیلی ماهی
سمانه جونم انشالله که مادر بزرگ دوستت هم انشالله که بهتر میشن
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #89
1393/02/10 01:08 ق.ظ -
حبیبه نقی نژاد آفلاین
هنرجوی فعال رشته زیبایی

***

ارسال‌ها: 290
تاریخ عضویت: آذر 1392
اعتبار: 11
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم که این روزا دلم گرفته چرا هیش کی نمیاد تو سایت کمتر کسی میاد بچه ها حیف نذارین سایت به این خوبی سرد بشه واقعا آقای مدیر خیلی زحمت کشیدین واسه این سایت من افتخار میکنم که عضو اینجا هستم خیلی خوشحالم ولی این روزا یه کم حال و هوای این سایت سرد شده
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #90
1393/02/14 06:57 ب.ظ -
sima25 آفلاین
مربی بافت و شینیون بافت

****

ارسال‌ها: 579
تاریخ عضویت: بهمن 1392
اعتبار: 234
 
RE: اعتراف می کنم که.....


اعتراف میکنم که دیشب از فرط خستگی رفتم یه میوه برداشتم یه ساعت پوستش کندم بعد پوستشو ریختم تو سطل اومدم نشستم میوه بخورم دیدم پوستا رو گذاشتم میوه رو ریختم تو سطل آی زورم گرفته بود آی زورم گرفته بود
اعتراف میکنم هنوز که هنوزه جواب ایمیل اون استادمو ندادم و اگه تو خیابونم دیدمش حتما مسیرمو عوض میکنم
و خدایی که در این نزدیکی هاست ....
پاسخ با نقل قول
 




چه کسانی این موضوع را خوانده اند؟
کاربرانی که این موضوع را خوانده اند (1 کاربر):
Zizi jon

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

درباره ما
گروه انجمن تخصصی آرایشگران در فروردین ماه سال 1391 با هدف ایجاد یک فضای مناسب برای آموزش مهارت های رشته آرایشگری بانوان آغاز به کار کرد . این گروه همواره در تلاش است تا با یاری خداوند گامی هرچند ناچیز در این زمینه بردارد .
هدیه ما به کاربران
1هدیه 2هدیه 3هدیه هدیه4

ما را دنبال کنید: social social social social social

با افتخار ، نیرو گرفته از دانش و هنر ایرانیان .
طراحی قالب سایت توسط : وی بی پرو - تبدیل به MyBB توسط Azul - GreyWolf

This forum uses Lukasz Tkacz MyBB addons.