زمان کنونی: 1395/09/14، 07:46 ب.ظ





 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

ارسال: #11
1393/01/30 08:31 ب.ظ -
سوگند آفلاین
هنرجوی رشته زیبایی

**

ارسال‌ها: 66
تاریخ عضویت: آبان 1391
اعتبار: 16
 
RE: تبریک روز زن


روز زن بر همه ی بانوان زحمت کش این سایت مبارک باشه انشالا همیشه سلامت باشید
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #12
1393/01/31 12:26 ق.ظ -
سماء آفلاین
تمام دنیام بهزاد

****

ارسال‌ها: 975
تاریخ عضویت: آذر 1391
اعتبار: 163
 
RE: تبریک روز زن


[تصویر:  33623836323166513398.jpg]
مثل باران چشمهایت دیدنی است .شهر خاموش نگاهت دیدنی است.زندگانی معنی لبخند توست خنده هایت بی نهایت دیدنیست.

[تصویر:  03-KamyabwWw.Kamyab.ir_.gif]
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #13
1393/01/31 12:28 ق.ظ -
sara2000 آفلاین
هنرجوی رشته زیبایی

**

ارسال‌ها: 1
تاریخ عضویت: شهریور 1391
اعتبار: 0
 
RE: تبریک روز زن


(1393/01/30 04:06 ب.ظ)الی65 نوشته شده توسط:  راستش خیلی گشتم اما شیرین تر از کلمه
همیشه در قلب منی
چیز قشنگی پیدا نکردم که به مامانم بگم
این کارتم همسری واسه مامانم درست کرده قربونش برم که خیلی نازه

[تصویر:  139790366400061.jpg]

دوستای عزیز
یه فاتحه واسه شادی روح مادر استاد عزیزم سایه جون بفرستید
ممنون از لطف همگی

روز مادر یعنی بهانه در آغوش کشیدن او که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود روز مادر یعنی باز هم بهانه مادر گرفتن....


[تصویر:  139790412107151.jpg]
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #14
1393/01/31 01:46 ب.ظ -
_مرجان_ آفلاین
مربی میکاپ و شینیون

****

ارسال‌ها: 1,413
تاریخ عضویت: شهریور 1392
اعتبار: 291
 
RE: تبریک روز زن


روز زن و مادر براي همه شما دوستاي گلم مبارك باشه. يك فاتحه براي مادراني كه بين ما نيستند.....
و به اونايي كه مادرشون كنارشون هستن ميگم قدر هر لحظه حضورشون رو بدونين. اين لحظات به هيچ قيمتي بر نميگرده و اين يكي از نگرانيهاي زندگي منه
سالن مه رو
رشت. حاجی آباد09112308396
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #15
1393/01/31 01:57 ب.ظ - (آخرین ویرایش در این ارسال: 1393/01/31 02:12 ب.ظ، توسط _مرجان_. دلیل ویرایش : )
_مرجان_ آفلاین
مربی میکاپ و شینیون

****

ارسال‌ها: 1,413
تاریخ عضویت: شهریور 1392
اعتبار: 291
 
RE: تبریک روز زن


يك شب با زنی دیگر
> > ارزشمندترین وقایع زندگی
> > معمولا دیده نمیشوند و یا لمس
> > نمیگردند، بلکه در دل حس میشوند.
> > لطفا به این ماجرا توجه كنيد ( داستان رو از طريق ايميل برام فرستادن بعد از خوندنش كلي گريه كردم نميخوام ناراحتتون كنم ولي اين ناراحتي ها باعث ميشه قدر باهم بودن رو بيشتر بدونيم) با عرض معذرت منبع اين متن رو نميدونم.
>او میگفت که پس از سالها زندگی مشترک، همسرم از من خواست که با زن دیگری برای شام و سینما بیرون بروم. زنم گفت که مرا دوست دارد، ولی مطمئن است که این زن هم مرا دوست دارد و از بیرون رفتن با من لذت خواهد برد. زن دیگری که همسرم از من میخواس که با او بیرون بروم مادرم بود که ۱۹ سال پیش بیوه شده بود ولی مشغله های زندگی و داشتن ۳ بچه باعث شده بود که من فقط در موارد اتفاقی و نامنظم به او سر بزنم. آن شب به او زنگ زدم تا برای سینما و شام بیرون برویم. مادرم با نگرانی پرسید که مگر چه شده؟ او از آن دسته افرادی بود که یک تماس تلفنی شبانه و یا یک دعوت غیرمنتظره را نشانه یک خبر بد میدانست. به او گفتم:بنظرم رسید بسیار دلپذیر خواهد بود که اگر ما امشب را با هم باشیم. او پس از کمی تامل گفت که او نیزاز این ایده لذت خواهد برد. آن جمعه پس از کار وقتی برای بردنش میرفتم کمی عصبی بودم. وقتی رسیدم دیدم که او هم کمی عصبی بود کتش را پوشیده بود و جلوی درب ایستاده بود، م و لباسی را پوشیده بود که درآخرین جشن سالگرد ازدواجش پوشیده بود. با چهره ای روشن همچون فرشتگان به من لبخند زد. وقتی سوار ماشین میشد گفت که به دوستانش گفته امشب با پسرم برای گردش بیرون میروم و آنها خیلی تحت تاثیر قرار گرفته اند. ما به رستورانی رفتیم که هر چند لوکس نبود ولی بسیار راحت و دنج بود. دستم را چنان گرفته بود که گوئی همسر رئیس جمهور بود. پس از اینکه نشستیم به خواندن منوی رستوران مشغول شدم. هنگام خواندن از بالای منو نگاهی به چهره مادرم انداختم و دیدم با لبخندی حاکی از یاد آوری خاطرات گذشته به من نگاه میکند، بهمن گفت یادش می آید که وقتی من کوچک بودم و با هم به رستوران میرفتیم او بود که منوی رستوران را میخواند. من هم در پاسخ گفتم که حالا وقتش رسيده که تو استراحت کنی و بگذاری که من این لطف را در حق تو بکنم. هنگام صرف شام گپ وگفتی صمیمانه داشتیم، هیچ چیز غیر عادی بین ما رد و بدل نشد بلکه صحبتها پیرامون وقایع جاری بود و آنقدرحرف زدیم که سینمارا از دست دادیم… وقتی او را به خانه رساندمگفت که باز هم با من بیرون خواهد رفت به شرط اینکه او مرا دعوت کند و
من هم قبول کردم. وقتی به خانه برگشتم همسرم از من پرسید که آیا شام بیرون با مادرم خوش گذشت؟ من هم در جواب گفتم خیلی بیشتر از آنچه که میتوانستم تصور کنم.
چند روز بعد مادرم در اثر یک حمله قلبی شدید درگذشت و همه چیز بسیار سریعتر از آن واقع شد که بتوانم کاری کنم.
کمی بعد پاکتی حاوی کپی رسیدی از رستورانی که با مادرم در آن شب در آنجا غذا خوردیم بدستم رسید.
یادداشتی هم بدین مضمون بدان الصاق شده بود: نمیدانم که آیا در آنجا خواهم بود یا نه ولی هزینه را برای ۲ نفر پرداخت کرده ام یکی برای تو و یکی برای همسرت. و تو هرگز نخواهی فهمید که آنشب برای من چه مفهومی داشته است، دوستت دارم پسرم. و در آن هنگام بود که دریافتم چقدر اهمیت دارد که بموقع به عزیزانمان بگوئیم که دوستشان داریم و زمانی که شایسته آنهاست به آنها اختصاص دهیم. هیچ چیز در زندگی مهمتر از خانواده نیست. زمانی که شایسته عزیزانتان است به آنها اختصاص دهید زیرا هرگز نمیتوان این امور را به وقت دیگری واگذار نمود.

امروز بهتر از دیروز و فرداهای ناشناخته است.
سالن مه رو
رشت. حاجی آباد09112308396
پاسخ با نقل قول
 




موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  پیام های قشنگ تبریک سال نو مدیر سایت 10 619 1394/10/12 01:18 ق.ظ
آخرین ارسال: siasiasia
Smile فراررسیدن ولادت مولی الموحدین امیرالمومنین تبریک عرض میکنم سایه روشن 9 517 1393/02/24 02:00 ق.ظ
آخرین ارسال: sharare

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

درباره ما
گروه انجمن تخصصی آرایشگران در فروردین ماه سال 1391 با هدف ایجاد یک فضای مناسب برای آموزش مهارت های رشته آرایشگری بانوان آغاز به کار کرد . این گروه همواره در تلاش است تا با یاری خداوند گامی هرچند ناچیز در این زمینه بردارد .
هدیه ما به کاربران
1هدیه 2هدیه 3هدیه هدیه4

ما را دنبال کنید: social social social social social

با افتخار ، نیرو گرفته از دانش و هنر ایرانیان .
طراحی قالب سایت توسط : وی بی پرو - تبدیل به MyBB توسط Azul - GreyWolf

This forum uses Lukasz Tkacz MyBB addons.