زمان کنونی: 1395/09/15، 04:03 ب.ظ





 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

ارسال: #11
1393/05/23 09:07 ب.ظ -
خانومی آفلاین
مربی طراحی ناخن

*****

ارسال‌ها: 2,841
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1392
اعتبار: 385
 
RE: دفترچه خاطرات انجمن تخصصی آرایشگران


به نام خدا
امروز از نظر گرما جهنمی بود برای خودش!!!
به نظر من بعضیا خیلی حروم شدن
مثلا اون راننده تاکسیا که ماشینشون کولر نداره و دستگیره ی شیشه ی ماشین رو هم دراوردن و یه جایی توی داشبورد قایم کردن!
به نظرم خیلی حروم شدن اینا میتونستن از نظر موقعیت تاریخی یه هیتلر توی زمونه ی خودشون باشن
قصاوت قلب از همین چیزای به ظاهر بی اهمیت و کوچیکشروع میشه
از دیدن له له زدن یه بچه توی اتاقک کوچیک ماشین و بی تفاوت بودن نسبت بهش شروع میشه
آره... قصاوت از همینجا استارت میخوره
وقتی در متن خیابان سقوط میشوم
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #12
1393/05/27 06:22 ب.ظ - (آخرین ویرایش در این ارسال: 1393/05/27 06:29 ب.ظ، توسط الناز28. دلیل ویرایش : )
الناز28 آفلاین
متخصص ميكاپ و شنييون

**

ارسال‌ها: 421
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1393
اعتبار: 98
 
RE: دفترچه خاطرات انجمن تخصصی آرایشگران


سلام به همه دوستان امروز عين مادر بزرگها اومدم تا براتون يه خاطره ديگه تعريف كنم.البته اول منو شطرنجي كنيد وتوصيه ميشه كه افراد زير 18 سال مطالعه نكنند چون روشون تاثير منفي داره !!!!يه روز تعريف يه ارايشگر رو از طرف يكي از دوستام شنيدم كه فلان آرايشگر كارش خيلي عاليه وعروسهارو خيلي زيبا درست ميكنه.ميگفت اينقدر عروسها زيبا ميشن كه ديگه نميشناسيشون.به قدري وسوسه شدم نمونه كاراشو ببينم كه خدا ميدونه.چند روزي گذشت ومن از افراد ديگه هم شنيدم كه كار فلان آرايشگرعاليه وقيمتهاي نجومي هم ميگيره.خب مسلمه ما كه آرايشگريم خيلي دوست داريم كار رقباي خودمونو هم ببينيم كه از ما بهترن يا بدتر.حالا بديه ماجرا اين بود كه اين خانم نمونه كارهاي عروسشو فقط وفقط به عروس ها نشون ميداد وبه مشتريه عادي هم نشون نميدادوحتي روز عروسي غير از عروس همراه ديگه اي رو اجازه نميداد كه دنبال عروس آرايشگاه برن.يك ماهي گذشت وما با اين مسئله درگير بوديم كه بريم ونمونه كارهاشو كه اينقدر تعريف ميكنن رو ببينيم.ديگه نتونستم تحمل كنم اومدم وخودمو بعنوان عروس جا زدم ورفتم نمونه كارهاشو ديدم.وانصافا هم كه خيلي عالي بود يعني عروس رو بقدري زيبا درست كرده بود كه تفاوت عكسهاي قبل وبعد ش زمين تا آسمان بود.خودم دوست نداشتم اينطوري برم اما چيكار كنم چاره اي نداشتم از بس تعريفشو شنيده بودم ديگه كلافه بودم كه هرچه زودتر برمو نمونه كاراشو ببينم تاكه با آرايشگر حرفهاشو زديم .قرار شد من تصميم خودمو بگيرم واگر دوست داشتم هفته ي بعد بيام واسه بستن قرارداد عروس.(در ضمن من يه بار عروس شده بودم) منم واسه اينكه نامردي نكرده باشم يكي از دوستامو كه به تازگي قرار بود عروس بشه رو معرفي كردم واون به جاي من رفت وعروس شد وحتي گفت كه من معرفش بودم.حالا اون آرايشگر چه فكري در مورد من كرد رو فقط خدا ميدونه.خب عزيزاي من اين بود خاطره ي من
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #13
1393/05/27 07:20 ب.ظ -
خانومی آفلاین
مربی طراحی ناخن

*****

ارسال‌ها: 2,841
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1392
اعتبار: 385
 
RE: دفترچه خاطرات انجمن تخصصی آرایشگران


سلام
چند روزه میام از خونه برم بیرون میبینم ماشین توی پارکینگه بعد منم رانندگی بلدم ولی به خاطر صدمات جبران ناپذیر بار قبل وجریمه و خوابیدن ماشین دیگه جرات نمیکنم بدون گواهی نامه پشینم پشت فرمون
حالا منم تنبل با حسرت به ماشین نگاه میکنمو آه میکشم میام بیرون از پارکینگ
ولی طبق یه عملیات انتحاری تصمیم گرفتم اقدام کنم گواهی نامه م رو بگیرم دیگه راحت بشم!
احتمالا 15 ماه دیگه اقدام میکنم برای گواهی نامه
هواهم که بس ناجوانمردانه گرمه! یعنی اگر عشقه شلیل نبود من میمردم توی تابستون و رنگ پاییزو نمیدیدم
شیفت شب محمد شروع شد عزای منم دوباره شروع شد!
نیست خودش شیفت شبه نمیخوابه فکر میکنه منم باید بیدار بمونم
هر چهل دیقه یک ساعت یه بار زنگ میزنه هیچ حرفی ام نداره فقط پشت گوشی هی میپرسه چه خبر؟ خب دیگه چه خبر؟؟؟؟
بعد من توی همه موارد فقط گوش میدم و میگم هیچی و هر سه ثانیه خمیازه هم میکشم تا متوجه بشه خوابم یاد ولی عمرا اگر به روی خودش بیاره!
خخخخ
آخه شوهر نیست که! ماموره ساواک بوده!
وقتی در متن خیابان سقوط میشوم
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #14
1393/05/28 01:50 ق.ظ - (آخرین ویرایش در این ارسال: 1393/05/28 04:43 ب.ظ، توسط سعیده بانو. دلیل ویرایش : )
سعیده بانو آفلاین
مربی رنگ و مش

****

ارسال‌ها: 932
تاریخ عضویت: مهر 1392
اعتبار: 217
 
RE: دفترچه خاطرات انجمن تخصصی آرایشگران


من من
منم بگم امروز چیکار کردم
امروز رفتم کارای ثبت نام یاسی رو برای کلاس اول انجام دادم یعنی ثبت نامش کردم Drunkالبته واکسن ورود به مدرسه اش رو هم زدم اونم با کلی دردسر آخه کارت واکسن بچه گم شده بود یعنی گم نشده بود دیدین این کارت واکسنا روش عسک بچه گانه داره خوب فکر کنید وقتی جلوی دست یه کودک باشه چه اتفاقی براش می افته Wantاونم کودکی مثل یاس جوگیر میشه بر میداره کنار عکس بچهه عکس خودش روکه یه آدمک کجو کوله اس میکشهDazzled-icon بعد از این کلی عملیات دیگه روش انجام میده و تقریبا منهدمش میکنه Taggerمیندازه توی سطل آشغال بعد خدا بداد اون کسی برسه که می خواد ببردش واکسن بزنه TT-TTخلاصه ما هرجا بردیم این بچه رو گفتن تا کارتش نباشه نمیشه یا اینکه پرونده واکسیناسیونش رو بگیرید وبیارید حالا پرونده کجا تهران من کجا ناکجا O_Oخلاصه هرچی ما به مسئول واکسن گفتیم بابات خوب مامانت خوب بابا بخدا ما تمام واکسن این بچه رو زدیم بزن بزار مدرسه ثبت نامش کنیم گفت نمیشه که نمیشه حتی من هی بهش گفتم آقای دکتر که خوشش بیاد اما خوشش که نیومد هیچ گفت من و دست میندازی Ouchخلاصه ما تصمیم گرفتیم دست به دامن عباس آقا Arr(غذا پزی دارن ایشون البته اسمش اینه . اصلش کل شهرستان زیر نظر ایشون میچرخه)بشیم از طریق ایشون با یه خانم دکتری و از طریق خانم دکتربا مسئول کل واکسیانسیون و از طریق مسئول با همون آقای دکتره بود که گفتم وصل شدم و ایشون گفتند اینبار میشه و حتی برای یاسی یه کارت المثنی هم صادر کردن تا امروز بتونیم کارهای ثبت نام رو به آخر برسونیم اینم بگم یاس بعد از اینکه آمپول رو خورد نتهنا گریه نکرد بلکه هشدار داد (من دیگه بزرگ شدم لطفا دیگه با من شوخی نکنید) و یه پشت چشمی هم نازک کرد .Huh
حالا نکته کارت واکسن بچه هاتون رو شبها بزارید زیر بالشتون و همچون چشمهاتون از اون مراقبت کنید.

[تصویر:  glitter50.gif]

تو را من چشم در راهم شبا هنگام

که می گیرند در شاخ «تلاجن» سایه ها رنگ سیاهی

وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛

تو را من چشم در راهم.

شبا هنگام ، در آن دم که بر جا، درّه ها چون مرده ماران خفتگان اند؛

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام.

گرم یاد آوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم؛

تو را من چشم در راهم .
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #15
1393/06/17 12:13 ق.ظ -
sharare آفلاین
هنرجوی رشته زیبایی

**

ارسال‌ها: 104
تاریخ عضویت: فروردین 1393
اعتبار: 10
 
RE: دفترچه خاطرات انجمن تخصصی آرایشگران


سلام خانوم های عزیز میخواهم از شاهکار ذو روز پیش براتون بگم جمعه بعد از ظهرنوبت ترمیم تتو ذاذه بودم کار و شروع کردیم با ارامش کامل یه ابرو تموم شد چشمتون روز بذ نبینه که یه هو دستگاه از کار افتاد بیچاره خانومه از حیرت داشت دیونه میشد ولی دستگاه تتو کار نکرد که نکرد ووووووووووووو پا شد رفت منم دو روز این ور واون ور رفتن فهمیدم دستگاه سالمه و شارزرش خراب شدو جونم برات بگه شاررزش رو هم گیر نیاوردم تا یه تعمیر کار موقتن تعمیرش کرد و من زنگ زدم به اون خانم اومد و اونقدر خوشحال که نگو و من شرمندهDont-know-iconDazzled-icon
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #16
1393/06/17 11:54 ب.ظ -
سعیده بانو آفلاین
مربی رنگ و مش

****

ارسال‌ها: 932
تاریخ عضویت: مهر 1392
اعتبار: 217
 
RE: دفترچه خاطرات انجمن تخصصی آرایشگران


سلام دوستان حالا که شراره عزیز زحمت کشیدن و خاطره اشون رو ثبت کردن من هم تصمیم گرفتم یه اتفاقی که برای یکی ازدوستان آرایشگر افتاده رو براتون تعریف کنم و بگم که همیشه شانس با آدم یار نیست و ما چقدر دربرابر مشتریها مسئولیت داریم و باید با حواس جمع رفتار کنیم چند روز پیش یکی از دوستام که خودش هم در ارایشگره باهام تماس گرفت خیلی ناراحت بود خیلی هم ترسیده بود وقتی علت رو جویا شدم گفت مشتری داشته که خانم سن سال داری بوده و خواسته بوده که از این گوش تا اون گوش رو براش مش سوزنی دربیاره این دوست من هم شروع بکار میکنه اما بعد از این که چند تا اولی رو در میاره سر یکی از سوراخهای کلاه ناگهان قلاب در میره و فرو میره تو سر خانمOuch کلاهش که سفید رنگ بوده در یک لحظه به رنگ قرمز تغییر رنگ میده متاسفانه سر خانم سوراخ شده بوده و خود خانمها هم که چشمهاش ضعیف بوده متوجه خون نشده یعنی از تو آینه خون رو نمیده خلاصه شانسی کا این خانم آرایشگر آورده 1 _ قلاب در نقاط حساس سر فر نرفته بالای پیشانی رو زخم کرده بوده
2_مشتری فوق العاده باگذشت و خانم بوده چون دوستم وقتی بهش گفته چه اتفاقی افتاد گفته اشکال نداره دخترم آرایشگاه از این جور اتفاقات پیش میاد دوست منم سر حساب بهش گفته هرچی دوست داری بده اونم 10000 تومن داده و رفته

[تصویر:  glitter50.gif]

تو را من چشم در راهم شبا هنگام

که می گیرند در شاخ «تلاجن» سایه ها رنگ سیاهی

وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛

تو را من چشم در راهم.

شبا هنگام ، در آن دم که بر جا، درّه ها چون مرده ماران خفتگان اند؛

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام.

گرم یاد آوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم؛

تو را من چشم در راهم .
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #17
1393/06/29 03:45 ب.ظ -
سعیده بانو آفلاین
مربی رنگ و مش

****

ارسال‌ها: 932
تاریخ عضویت: مهر 1392
اعتبار: 217
 
RE: دفترچه خاطرات انجمن تخصصی آرایشگران


امروز برای من خیلی خاص دوست داشتنی بود برای همین خواستم ثبت کنم تا هیچ موقع از خاطرم بیرون نره امروز اولین روز مدرسه رفتن یاسی بود خیلی دوست داشتنی بود وقت تو مانتو شلوار مدرسه دیدمش وقتی اون مقنعه کوچولوی پفی رو سرش کردم وقتی کوله کوچیک صورتیش رو انداخت یاد مدرسه رفتن خودم افتادم یاد روزی که مامانم منو بردجلوی در مدرسه و گفت برو خدا به همراهت بعد هم پیشانی منو بوسید و چادرش رو سرش جابجا کرد بعد پشتش رو به من کرد و رفت از پشت اینقدر نگاهش کردم تا کاملا محو شد سرایدار مدرسه اومد جلو گفت دخترم چرا اینجایی بیا تو بعد دست منو گرفت و برد توی مدرسه وقتی وارد حیاط شدم دیدم مامانا با بچه هاشون حیاط ایستادن دلم گرفت از این که مامانم رفته ولی اصلا گریه نمیکردم بچه هایی رو می دیدم که با اینکه دست مامانشون تو دستشون بود از ته دل زجه میزدن تو دلم گفتم اینارو پس اگر جای من بودن چی تمام سالهای که کلاس عوض کردم دانشگاه رفتم ازدواج کردم بچه دار شدم به این فکر میکردم چرا اون روز مامان منو ول کرد امروز که یاس رفت مدرسه جوابش رو فهمیدم چون میخواست بفهمم استقلال یعنی چی چون میخواست یادبگیرم چطوری رو پاهای خودم بایستیم چون میخواست اینی باشم که هستم.

[تصویر:  glitter50.gif]

تو را من چشم در راهم شبا هنگام

که می گیرند در شاخ «تلاجن» سایه ها رنگ سیاهی

وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛

تو را من چشم در راهم.

شبا هنگام ، در آن دم که بر جا، درّه ها چون مرده ماران خفتگان اند؛

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام.

گرم یاد آوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم؛

تو را من چشم در راهم .
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #18
1393/06/29 09:43 ب.ظ -
الناز28 آفلاین
متخصص ميكاپ و شنييون

**

ارسال‌ها: 421
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1393
اعتبار: 98
 
RE: دفترچه خاطرات انجمن تخصصی آرایشگران


امروز دلم براي يكي از دوستاي قديميه آرايشگرم حسابي تنگ شده بود چند وقتي بود ازش خبر نداشتم شمارشو برداشتم وبهش زنگ زدم دلم لك ميزد كه كمي سربه سرش بذارم.آخه توي اين كار استادمArrعين يه مشتري باهاش احوالپرسي كردمو خودمو بعنوان مشتري جازدموحسابي قيمت كارهاشو پرسيدم.آخر سر باهاش قرار رنگ ومش الكي گذاشتم واما.........بي انصاف يكم از سرقيمت پايين نميومد.تازه فهميدم كجا چه خبره ومن بيچاره چقدر سرم كلاه رفتهDazzled-iconبگذريم.خلاصه بعد كلي چك وچونه وقسم آباواجدادو بحث يارانه هاوقصه هميشگيه ملاحظه ما رو بكن وهفت هشت تا بچه دم بخت تو خونه دارمو وهمشون كشنشونه وArr خونمون اجارئيه و بعد كلي گريه وزاري(شوخي)!!!!!!!Arrبلاخره يكم از سر قيمت اومد پايين (كلي فك زدم)حسابي كه كلافه شد (از لحن صداش معلوم بود)يه مرتبه زدم زير خنده وحالا بخند وكي نخند كه يه مرتبه به خودش اومد ومنو شناخت وخلاصه اونم شروع كرد به خنديدن(ده دقيقه فقط ميخنديديمArr).گفت الناز اگه دستم بهت برسه خفت ميكنمو پوستتو ميكنم باهاش پوستر درست ميكنم كه اينقدر منو سر كار گذاشتي ديگه داشتم از دستت كلافه ميشدم.خلاصه كلي باهم صحبت كرديمو وكلي انرژي گرفتيم.خيلي خوبه كه آدم با دوستاي آرايشگرش درتماس باشه.هم روحيش باز ميشه (البته اگه سر كارش بذارهArr)وهم باعث تبادل اطلاعات ميشه اينم از جريان امروز ما........Arr
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #19
1393/07/01 05:29 ب.ظ -
سعیده بانو آفلاین
مربی رنگ و مش

****

ارسال‌ها: 932
تاریخ عضویت: مهر 1392
اعتبار: 217
 
RE: دفترچه خاطرات انجمن تخصصی آرایشگران


تا امروز فکر میکردم جز اون دسته از آدمها هستم که احساس میکنن در زندگی تعداد ستاره های شانسشون کمه وکلا از شانس بالایی برخوردار نیستن اما امروز اتفاقی برام افتاد که نظرم 180 درجه تغییر کرد
امروز صبح بعد از اینکه یاس رو بردم مدرسه بعد از معطلی مدرسه تصمیم گرفتم برما پارک و کمی قدم بزنم همینطور که داشتم راه میرفتم چشمم به مچ دستم افتاد قلبم فرو ریخت دستبندی که همیشه تو دستم بود حالا نبود تو یه لحظه مونده بودم چیکار کنم اول دویدم سمت ماشین که داخل ماشین رو بگردم دوباره گفتم نه همینجا داخل پارک رو میگردم دوباره به ذهنم رسید محتویات کیفم رو خالی کنم یکدفعه یاد مدرسه یاس افتادم خلاصه فقط دور خودم می‌گشتم بعد از کمی فکر شروع کردم به گشتن پارک نبود رفتم تو ماشین رو دیدم نبود به امید اینکه تو خونه است اومدم
خونه نبود توی کیفم نبود برگشتم مدرسه نبود آخر ناامید رفتم سالن داشتم ابروی مشتری برمیداشتم دیدم گوشیم زنگ میزنه نگهبان پارک بود خلاصه بعد از اینکه عکس دستبند رو نشونش دادم گفت یه خانمی از تو خیابون پیدا کرده آورده داده به ما باورتون میشه من که اصلاEh-icon

[تصویر:  glitter50.gif]

تو را من چشم در راهم شبا هنگام

که می گیرند در شاخ «تلاجن» سایه ها رنگ سیاهی

وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛

تو را من چشم در راهم.

شبا هنگام ، در آن دم که بر جا، درّه ها چون مرده ماران خفتگان اند؛

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام.

گرم یاد آوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم؛

تو را من چشم در راهم .
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #20
1393/07/01 08:48 ب.ظ - (آخرین ویرایش در این ارسال: 1393/07/01 09:24 ب.ظ، توسط الناز28. دلیل ویرایش : )
الناز28 آفلاین
متخصص ميكاپ و شنييون

**

ارسال‌ها: 421
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1393
اعتبار: 98
 
RE: دفترچه خاطرات انجمن تخصصی آرایشگران


سعيده جان خداروشكر كه پيداش كردي آخه يه موقع ميبيني ميزني يه گلدون 200 هزاري رو ميشكني چيزيت نميشه اما واي به اون موقع كه هزار تومن گم كني.آي زور ميگه.آدم دلش ميخاد هاي هاي گريه كنه.
پاسخ با نقل قول
 




موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  ایده های تازه کاربران انجمن... طنازجون 7 745 1394/06/19 07:48 ب.ظ
آخرین ارسال: طنازجون
  آموزشگاه تخصصی کوتاهی مهرنوشه 0 151 1393/11/11 11:19 ق.ظ
آخرین ارسال: مهرنوشه
  آدرس یا تلفن اتحادیه آرایشگران azadeh_sedehi 1 145 1393/05/06 06:03 ب.ظ
آخرین ارسال: سعیده بانو
  خاطرات روز خواستگاری طنازجون 11 1,592 1392/08/05 01:18 ب.ظ
آخرین ارسال: طنازجون
  شروع به کار دوباره ی انجمن خانومی 2 665 1392/05/24 02:16 ب.ظ
آخرین ارسال: زهره شریفی
  هفت سین آرایشگران مدیر سایت 4 488 1391/12/30 05:01 ب.ظ
آخرین ارسال: مدیر سایت

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

درباره ما
گروه انجمن تخصصی آرایشگران در فروردین ماه سال 1391 با هدف ایجاد یک فضای مناسب برای آموزش مهارت های رشته آرایشگری بانوان آغاز به کار کرد . این گروه همواره در تلاش است تا با یاری خداوند گامی هرچند ناچیز در این زمینه بردارد .
هدیه ما به کاربران
1هدیه 2هدیه 3هدیه هدیه4

ما را دنبال کنید: social social social social social

با افتخار ، نیرو گرفته از دانش و هنر ایرانیان .
طراحی قالب سایت توسط : وی بی پرو - تبدیل به MyBB توسط Azul - GreyWolf

This forum uses Lukasz Tkacz MyBB addons.