زمان کنونی: 1395/09/21، 11:32 ق.ظ





 
امتیاز موضوع:
  • 10 رأی - میانگین امتیازات: 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

ارسال: #11
1392/07/10 07:43 ب.ظ - (آخرین ویرایش در این ارسال: 1392/07/10 07:45 ب.ظ، توسط roya sabz. دلیل ویرایش : )
roya sabz آفلاین
کاربر انجمن

**

ارسال‌ها: 17
تاریخ عضویت: مرداد 1392
اعتبار: 0
 
RE: راستشو بگید !


منم یه بار میخواستم موهای مادر شوهرمو رنگ تیره بزنم هزار بار هم واسه این و اون رنگ کرده بودم ولی نمیدونم از بس که می خواستم کارم رو بدون نقص انجام بدم !! که چی شد وقتی موهاشو شست دقیقا جلوی سرش به اندازه یک سکه اصلا رنگ نشده بود و سفید باقی مونده بود منو بگو اب شدم رفتم تو زمین طفلک هم گفت اشکالی نداره ولی نگذاشت که دیگه یکم رنگ بیارم روی خرابکاریم :-)
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #12
1392/07/10 10:08 ب.ظ - (آخرین ویرایش در این ارسال: 1392/07/11 01:43 ق.ظ، توسط سماء. دلیل ویرایش : )
سماء آفلاین
تمام دنیام بهزاد

****

ارسال‌ها: 975
تاریخ عضویت: آذر 1391
اعتبار: 163
 
RE: راستشو بگید !


یه بار صاحب، سالنی که توش کار میکردیم نبود رفته بود سفر منو دوستمم (همکارم) در دورانه جوانی شیطون بودیم حسابی
پاکسازیه پوستو تازه یاد گرفته بودم اونم چشمی وقتی خانم دکتر داشت انجام میداد
یه خانمی اومد برای براشینگ میخواست بره عروسی صورتش پر از جوشهایه چرکی و ملتهب . بهش گفتم میخواید براتون پاکسازی کنم صورتتون اینه شه - اون بنده خدا هم از خدا خواسته نشست زیره دسته ماArr
حالم از در اوردن جوشها به هم میخورد یه سنجاق سر دادم به دوستم گفتم باید جوشهایه رو تخلیه کنی[تصویر:  ate-someting-bad-icon.png]
بعد از کلی کارهایه چندش ناک[تصویر:  sm_35.gif][تصویر:  sm05.gif] و شستن پوسته بنده خدا رویه پوسشتو کرم مرطوب کننده زدیم(دادیم خودش بزنه چندشمون میشد[تصویر:  kiss-icon.png]) بعد دکلره قوی گزاشتم رو پوستش هی جلزو ولز میکرد ما هم دلداریش میدادیم بعد بخورو ماسک و.....Kissبا صورته ملتهب تر از قبل روبرو شدیم بهش گفتیم تا برید خونه پوستتون میشه اینهDrunk[تصویر:  l_36.gif]

فرداش تو سالن خانمه اومده بود با مدیره سالن اینقدر دعوا کرده بود پوله براشینگشم پس گرفته بود چون نتونسته بود بره عروسی به خاطره خرابکاریمون اینقدر صورتش بر افروخته تر شده بود بنده خدا-مدیر سالن از ما حمایت کردا ولی خانمه که رفتOmg-Pissedoff
مثل باران چشمهایت دیدنی است .شهر خاموش نگاهت دیدنی است.زندگانی معنی لبخند توست خنده هایت بی نهایت دیدنیست.

[تصویر:  03-KamyabwWw.Kamyab.ir_.gif]
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #13
1393/09/15 06:56 ب.ظ - (آخرین ویرایش در این ارسال: 1393/09/15 06:57 ب.ظ، توسط sima25. دلیل ویرایش : )
sima25 آفلاین
مربی بافت و شینیون بافت

****

ارسال‌ها: 579
تاریخ عضویت: بهمن 1392
اعتبار: 234
 
RE: راستشو بگید !


منم اونموقعها که تازه کارآموز شده بودم یه بار دسته گل به آب دادم دوستمو واسه مدل بردم که موهاشو 90درجه خورد کنم بنده خدا گفت مامانم گفته خیلی کوتاه نشن و قد موهام تا زیر شونه م باشه آخه قد موهاش بلند بود
من خودم هنوز بعد سالها نفهمیدم انگیزه م چی بود که اینجوری کردم اومدم کلوش بزنم قیچیو گذاشتم وسط گردنش Eh-iconEh-iconEh-icon
ینی درست 10 سانت با اونی خودش خواسته بود تفاوت داشت
هیچی دیگه مغزم داشت متلاشی میشد مجبور شدم ادامه بدم
واقعا خودم نمیدونم چرا اینجوری کردم حواسم کجا بود اون بنده خدا هم هیچی نگفت ولی بیشتر از خودش شرمنده مامانش شدم
تا چند وقت خونه شون زنگ نمیزدم از خجالت اینکه مامانش گوشیو جواب بده
ولی خوب در عوض یه مدل پسرونه خوشگل واسش درآوردمDrunk
و خدایی که در این نزدیکی هاست ....
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #14
1393/10/13 03:58 ب.ظ -
سپینود1 آفلاین
ارایشگر

**

ارسال‌ها: 141
تاریخ عضویت: دى 1393
اعتبار: 2
 
RE: راستشو بگید !


من اولین باری که ابروی مشتریمو برداشتم یتدم رفت قیچی بزنم اصلا نمیدونم چجوری قیچی زدن رو که اولین قدم ابرو هست رو انجام ندادم
DrunkDrunk[font=Verdana]خدایا کمکم کن کارم به دل مشتریام بشینه و زیاد بشن[/fon
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #15
1394/03/22 06:39 ب.ظ -
مهر انا آفلاین
کاربر انجمن

**

ارسال‌ها: 4
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1394
اعتبار: 1
 
Sad RE: راستشو بگید !


وای خرابکاری من از همه بدتره
من یه دوسه ماهی میشد که سالن خودم رو راه انداخته بودم وخدایی همه مشتری هام از کارم راضی بودن تقریبا هفته اخر سال بود خواهر شوهرم گفت همکارم یه وقت میخواد برارنگ موهاش بگم بیاد منم یه وقت دادم وایشون اومدن سالن که خانم فوق العاده دوست داشتنی بودن ، یه رنگ زیتونی خواستن که براشون بزنم منم بادقت بالا براشون یه رنگ زیتونی زدم ولی نمیدونم چرا رنگش یه زیتونی بد رنگ شد ، خانمه بنده خدا که روش نمیشد بگه‌رنگمو دوست ندارم گفتش میرم خونه اگه شوهرم پسندید همینو میذارم بمونه .منم اینقد خجالت کشیدم وناراحت شدم که خدا چرا این رنگه اینجوری شده واز طرف دیگه خداخدا میکردم که شوهرش بپسنده ،چشمتون روز بد نبینه فرداش خواهر شوهرم زنگ زد بهم گفت مثل اینکه همکارم داره می یاد سالن موهاشو درست کنی منم مونده بودم که خدا چیکارش کنم ،دکاپاژ رو شنیده بودم ولی عملا انجام نداده بودم براهمین زنگ زدم به مدیر اموزشگاهی که دوره هامو گذرونده بودم ولی جواب ندادن منم زود لباسامو پوشیدم که برم اموزشگاه شون که برام یه راه حل بگن زنگ زدم به خواهر شوهرم که بگن یه دوساعت دیگه بیادهمکارش ،ولی گفتش که خانمه نزدیک سالنه منم زود در سالن رو بستم گفتم می یاد میبینه بسته اس میره، بعد که اومد براش رنگش رو درست میکنم وای یه بارون شدیدی هم می یومد منم تو سالن بدون هیچ صدایی یه دفعه ایفون رو زد ولی من درو باز نکردم بعد از یه ربع که گذشت گفتم حالا دیگه رفته بدو بدو رفتم بیرون که سوار ماشین بشم دیدم یه کم پایین تر از سالن منتظر تاکسی وایستادن دیدم داره صدام میکنه وای اب یخ ریختن رو سرم ،مردم از خجالت، اب شدم رفتم تو زمین ،برگشتم سالن‌گفتش: من چند بار ز نگ زدم درو باز نکردین، منو بگین کامل گنگ شده بودم زبونم دیگه یاریم نمیکرد به خدا نمیدونم چی بهش گفتم ،ولی خودشون اینقد خانم باشخصیتی بودن زیاد به روم نیاوردن ،میگفتم غلط کردم خدا حالا چیکار کنم ،توکل کردم به خدا،اومدم باهمون اطلاعات خودم یه دکاپاژ کردم موهاشو بعدش هم یه لایت خوشکل نسکافه ای بژ براش زدم خیلی خوشش اومد وکلی ازم تشکر کرد که منم بیشتر شرمندش میشدم ولی برای این کاری که کرده بودم فقط یک سوم پول رنگوازش گرفتم که بنده خدا میخواست پرواز کنه از خوشحالی،بااینکه یه سال ازش میگذره ولی وقتی یادم می یاد خیلی ناراحت میشم
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #16
1394/03/23 02:44 ب.ظ -
سعیده بانو آفلاین
مربی رنگ و مش

****

ارسال‌ها: 932
تاریخ عضویت: مهر 1392
اعتبار: 217
 
RE: راستشو بگید !


منم بگم.....
همین شب عید خودمون همین آخری رو میگم اخر وقت دوسه تا مشتری رنگ نشسته بودن رنگ رو گذاشته بودیم با رعایت قانون ریشه و ساقه بعد نوبت رسید به رنگ ریشه یکی از این خانمها بنده خدا عسلی گذاشته بود رو موهاش منم کاسه رو برداشتم رفتم ریشه رو رنگ زدم ته کاسه رو که لیس زده بودم قلم آخری یکی از بچه ها زیر گوشم گفت اون کاسه مال اون خانمه بود اون خانم قبلیه که موهاش رو زیتونی کرد و رفت منو میگی آهDont-know-iconحالا چی رنگ موی عسلی اون خانم رو هم داده بودیم به آب کاسه اش رو هم شسته بودیم مثل سکه می درخشید منو میگی نذاشتم طرف بو ببره پریدم یه عسلی پرو پیمون درست کردم به خانمه گفتم ای وای موهای شما رنگ رو می خوره بشینید یه بار دیگه از بالا تا پایین بزارم .گذاشتم رنگ رو دوباره وقتی مو روشستیم یه نفس عمیق کشیدم عالی شده بود عالی

[تصویر:  glitter50.gif]

تو را من چشم در راهم شبا هنگام

که می گیرند در شاخ «تلاجن» سایه ها رنگ سیاهی

وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛

تو را من چشم در راهم.

شبا هنگام ، در آن دم که بر جا، درّه ها چون مرده ماران خفتگان اند؛

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام.

گرم یاد آوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم؛

تو را من چشم در راهم .
پاسخ با نقل قول
 




پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

درباره ما
گروه انجمن تخصصی آرایشگران در فروردین ماه سال 1391 با هدف ایجاد یک فضای مناسب برای آموزش مهارت های رشته آرایشگری بانوان آغاز به کار کرد . این گروه همواره در تلاش است تا با یاری خداوند گامی هرچند ناچیز در این زمینه بردارد .
هدیه ما به کاربران
1هدیه 2هدیه 3هدیه هدیه4

ما را دنبال کنید: social social social social social

با افتخار ، نیرو گرفته از دانش و هنر ایرانیان .
طراحی قالب سایت توسط : وی بی پرو - تبدیل به MyBB توسط Azul - GreyWolf

This forum uses Lukasz Tkacz MyBB addons.