زمان کنونی: 1395/09/15، 07:59 ب.ظ





 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

ارسال: #11
1392/08/12 06:16 ب.ظ -
خانومی آفلاین
مربی طراحی ناخن

*****

ارسال‌ها: 2,841
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1392
اعتبار: 385
 
RE: سوتی های خنده دار!


این سوتیه من یکی از بدترین سوتیای کل زندگیمه
طبق معمول mp4 رو روشن کردم نشستم توی ماشین و صدای موزیک رو تا آخر زیاد کردم!
دیدم هی راننده هر چند دیقه بر میگرده به من نگاه میکنه!عصبی شده بودم و حس میکردم فضا سنگین شده،اول توجه نکردم تا اینکه رانندهه یه چند ثانیه همینطور زل زده بود بهم و چشم بر نمیداشت منم زدم به رگ پرو رو بازی زل زدم بهش !دیگه از رو رفت روشو کرد اونور...ولی نگاه کردنای گاه و بیگاهش تموم نمیشد خلاصه منم انقدر اذیت شدم یه ذره زودتر از مقصدم پیاده شدم و چون احتمال میدادم موقع پول ردو بدل کردن جوری اینکارو بکنه که دستش با دستم برخورد داشته باشه پولو انداختم روی صندلی و درو کوبیدم به هم رفتم
بعد اومدم گوشیمو دربیارم که ببینم ساعت چنده ...دیدم هی وای من!!!!
24 تا میس کال داشتم
این راننده بدبخت هی نگاه میکرده فکر میکرده لابد ناشنوا هستم نمیشنوم!
خلاصه این شد تجربه که گوشیمو سایلنت کنم وقتی دارم موزیک گوش میدم
وقتی در متن خیابان سقوط میشوم
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #12
1392/08/12 07:58 ب.ظ - (آخرین ویرایش در این ارسال: 1392/08/12 08:00 ب.ظ، توسط ماریا رضوی. دلیل ویرایش : )
ماریا رضوی آفلاین
مربی رنگ و هیرکات

****

ارسال‌ها: 715
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1392
اعتبار: 91
 
RE: سوتی های خنده دار!


حالا من یه سوتی ضایع تر دادم!تو کتابخونه دانشگاه بودیم وسطای درس خوندن برای رفع خستگی و بدست آوردن روحیه هندزفری گوشیو گذاشتم موسیقی گوش کنم و اولین آهنگی که اومد همون آهنگ رشتیه بوشو بوشو بود که اولش میگه دس دس!!!دیدم نگاها زوم شد رو من!دختروپسر! حالا دوستم از ته سالن هی میزنه تو صورت خودش و چشم غره میره بهم،منم فکر کردم صداش چون زیاده رفته اونور،غافل از اینکه سوکتشو محکم فشار ندادم توش و اون صدایی که من از گوشی میشنوم نصف صدایی که تو سالن پخش شده هم نبود!چشمتون روز بد نبینه همه ترکیده بودن از خنده!و از فرداش پسرایی که میومدن کتابخونه هر نیم ساعت یکبار آهنگ دست دسو با صدای بلند از تو گوشیاشون پلی میکردن و هر کس هم آهنگو نداشت بلوتوث کرد و شد فراگیر!این یه پارازیت و ویروس همه گیر بود که ناقلش من بودم و همینجا اعتراف میکنم!چند روز بعد کتابخونه پر شد از تابلوی لطفا سایلنت!ومرکز خنده و تفریح!!!خخخخخخخ
ارایشگاه سیماپرداز
قم،میدان سپاه،خیابان جمهوری،کوچه28،پلاک88
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #13
1392/08/13 09:50 ق.ظ -
طنازجون آفلاین
مدیر روابط عمومی

****

ارسال‌ها: 1,380
تاریخ عضویت: تير 1392
اعتبار: 181
 
RE: سوتی های خنده دار!


توسوپری بودم یه بنده خدایی اومد گفت آقاایرانسل دارین همراه اول.منم داشتم زمینوگازمیزدم که خندم نگیره.روش به مغازه داره بودتااینو گفت زوم شدرومن.منم به زورکنترل کردم ولی یه لبخن...م.خخخ اونم خجالت کشیدگفت وای حواسم پرت شده دیگه!منم خجالت کشیدم ولی دیگه دست خودم نبود!
یا به اندازه آرزوهایت تلاش کن، یا به اندازه تلاشت آرزو
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #14
1392/08/13 04:05 ب.ظ -
خانومی آفلاین
مربی طراحی ناخن

*****

ارسال‌ها: 2,841
تاریخ عضویت: اردیبهشت 1392
اعتبار: 385
 
RE: سوتی های خنده دار!


قول بدین سر این یکی نخندین باشه؟
این دیگه واقعا ضایع ست !
ولش کن اصلا نمیگم!
وقتی در متن خیابان سقوط میشوم
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #15
1392/08/13 05:37 ب.ظ -
طنازجون آفلاین
مدیر روابط عمومی

****

ارسال‌ها: 1,380
تاریخ عضویت: تير 1392
اعتبار: 181
 
RE: سوتی های خنده دار!


بگو خانومی ترورت میکنما!
یا به اندازه آرزوهایت تلاش کن، یا به اندازه تلاشت آرزو
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #16
1392/12/22 06:04 ب.ظ -
F E R E S H T E H آفلاین
کاربر محروم شده


ارسال‌ها: 358
تاریخ عضویت: اسفند 1392
 
RE: سوتی های خنده دار!


بچه ها من تا امروز فک میکردم این پیرن قرمزه آقاست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! [تصویر:  3-13-2014_4-00-04_PM.jpg][تصویر:  3__12_.gif][تصویر:  3__12_.gif]
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #17
1392/12/22 08:06 ب.ظ -
sima25 آفلاین
مربی بافت و شینیون بافت

****

ارسال‌ها: 579
تاریخ عضویت: بهمن 1392
اعتبار: 234
 
RE: سوتی های خنده دار!


بچه ها جون سلام
اسفند سال پیش یه روز قبل از امتحان گریم داشتم میرفتم آموزشگاه کتابشم تو دستم بود یهو یکی از پسرای همکلاسیمو دیدم حال واحوالپرسی و اینا گفت کتاب ب دست کجا میری منم چون اونموقعها بچه درسخون بودم روم نشد بگم آرایشگر شدم گفتم میرم آموزشگاه کامپیوتر گفت کلاس چی میری گفتم کلاس مایا میرم فردا صبحم امتحان دارم
چشمتون روز بد نبینه فرداش رفتم سرامتحان نگو این ...... جدیدا کارمند فنی حرفه ای شده بود و اونروز مراقب امتحان بود برگه رو گذاشت جلو من گفت شماگفتین امتحان مایا دارین منو میگی هیچی دیگه ...........
و خدایی که در این نزدیکی هاست ....
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #18
1392/12/23 12:01 ق.ظ - (آخرین ویرایش در این ارسال: 1392/12/23 12:09 ق.ظ، توسط رخساز. دلیل ویرایش : )
رخساز آفلاین
هنرجوی رشته زیبایی

**

ارسال‌ها: 37
تاریخ عضویت: مهر 1392
اعتبار: 8
 
RE: سوتی های خنده دار!


والله سوتی من خیلی وحشتناکه انقدر که تا مدتها خودم از خودم بدم میامد یه روز یه بنده خدایی شاگردم بود شنا بهم زنگ زد که من خانوم کی بیام من هم چون حوصله نداشتم برم تو آب گفتم من سرما خوردم نمیام و... بعد خداحافظی کردیم من هم سریع به دوستم اس دادم طرف رو پیچوندم امروز نمی یاد بریم باهم خرید کی حوصله تو آب رفتن داره زنا چه بی کارن خلاصه آمدم سند کنم به این بنده خدا سند شد کاش اونجا مرده بودم یا سیل منو میبرد ودیدم که بهش دلیور شده فردا بهم زنگ زد گفت اگه منو نمی پیچونی من بیام فک کننننننننننننDazzled-icon

سلام انگا ر موتورم گرم شده
سوتی بعدیم اینه که جلوی بچه تون خانوما یه کلام حرف نزنین بچه ها وحشتناکن چون مثل آینه یه دستن یه روز من یه لباس خواهر شوهرم خیلی زشت بود من هم وقتی اون بنده خدا نبود به خواهرم داشتم می گفتم به مفت نمی ارزید فک کنم الکی میگه این قد خریده خلاصه دخترم اون موقع بچه بود داشت مثل ضبط صوت ضبط میکردخواهر شوهرم بعد سه روز تو مجلس دیدش نه گذاشت نه ورداشت گفت عمه مامانم میگه لباست خیلی زشته گفته تو دروغ میگی انقد خریدی حالا حال من رو اون موقع تجسم کن خدا سر دشمنت نیاره بگو ان شاالله TT-TT
پاسخ با نقل قول
 


ارسال: #19
1392/12/23 11:15 ب.ظ -
مهدیه18 آفلاین
هنرجوی رشته زیبایی

**

ارسال‌ها: 61
تاریخ عضویت: تير 1392
اعتبار: 5
 
RE: سوتی های خنده دار!


منم چند روز پیش توی لکچر وسط کلاس سوتی دادم!!!!!!
گفتم اسپرم مرده!!!!!!!!
بعدش یکی از پسرای کلاس اومد گفت!
مرده نه! غیر زنده!!!!!!
پاسخ با نقل قول
 




موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  خنده دارها مدیر سایت 1 666 1391/11/07 12:39 ب.ظ
آخرین ارسال: مدیر سایت

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

درباره ما
گروه انجمن تخصصی آرایشگران در فروردین ماه سال 1391 با هدف ایجاد یک فضای مناسب برای آموزش مهارت های رشته آرایشگری بانوان آغاز به کار کرد . این گروه همواره در تلاش است تا با یاری خداوند گامی هرچند ناچیز در این زمینه بردارد .
هدیه ما به کاربران
1هدیه 2هدیه 3هدیه هدیه4

ما را دنبال کنید: social social social social social

با افتخار ، نیرو گرفته از دانش و هنر ایرانیان .
طراحی قالب سایت توسط : وی بی پرو - تبدیل به MyBB توسط Azul - GreyWolf

This forum uses Lukasz Tkacz MyBB addons.